آموزش زبان انگلیسی آنلاین فرالن

نقد فیلم Eternal Sunshine of the Spotless Mind | یادآوری عشق

در این مطلب به نقد و بررسی فیلم Eternal Sunshine of the Spotless Mind (درخشش ابدی یک ذهن پاک) به کارگردانی میشل گوندری و با بازی های جیم کری، کیت وینسلت، کیرستن دانست، مارک روفالو، تام ویلکینسون، الیجاه وود، جین آدامز و دیوید کراس می پردازیم.

Eternal Sunshine of the Spotless Mind 2 - نقد فیلم Eternal Sunshine of the Spotless Mind | یادآوری عشق

کارگردان: Michel Gondry

نویسنده: Charlie Kaufman , Michel Gondry

بازیگران: Jim Carrey, Kate Winslet, Tom Wilkinson

خلاصه داستان: فیلم درخشش ابدی یک ذهن پاک (Eternal Sunshine of the Spotless Mind) دکتر هاوارد کلینیکی دارد که افراد می توانند خاطرات خود خواسته را از حافظه شان پاک کنند. جوئل که با کلمنتاین آشنا شده متوجه می شود …

صفحه IMDB فیلم

فیلم درخشش ابدی یک ذهن پاک به نویسندگی چارلی هافمن و به کارگردانی مایکل گاندری، دو استعداد عالی و خلاق که تا کنون کار های عالی ساخته اند است. جیم کری نقش اصلی را (به نام جول) دارد که مردی مودب و خجالتی است و در حال گذارندن جدایی پیچیده و پر کشمکش خود با شریک عاطفی سابق اش، به نام کلمنتاین (با بازی کیت وینسلت) است. جول متوجه می شود که کلمنتاین برای کنار آمدن با این رابطه پر از مشجاره و سست، جول را از خاطراتش پاک کرده است. جول نیز در پاسخ همین اقدام را می کند و عمل حذف کلمنتاین از حافظه اش را شروع می کند. بیشتر فیلم در ذهن جول اتفاق می افتد. همانطور که عمل پیش می رود، جول در ذهن خود از این کار پشیمان می شود.

درخشش ابدی یک ذهن پاک، فیلمی پر از احساسات است. یک فیلمیست در مورد خیلی از مسائل شخصی که همه ما می توانیم آن را درک کنیم و به زندگی خودمان ربط دهیم. مهم ترین چیزی که نگفتم این است که این فیلم در مورد عشق است و دقیقا این کار را به درستی انجام داده است.

Eternal Sunshine of the Spotless Mind 1 - نقد فیلم Eternal Sunshine of the Spotless Mind | یادآوری عشق

پیام اصلی فیلم این است که عشق یک چیز ناکامل و ناقص است چرا که ما انسان ها کامل نیستیم. عشق یک محصول از شکست عمیق و نقص انسان است. این فیلم به ما یاد می دهد که تمام رابطه ها به نحوی محکوم به فناست. پیام فیلم توسط این حقیقت که هر رابطه ای را که ما در فیلم می بینیم، ناقص یا نارحت کننده است، ثابت می شود. در فیلم می بینیم که خیلی جلوتر دوست جول با پستی بلندی های بسیار جدی در رابطه اش مواجه می شود و نشان می دهد که رابطه آن ها ارزش زیادی برای غبطه خوردن ندارد. هرلورد و همسرش یکدیگر را به طور خیلی اشکاری دوست ندارند و وجود ماری در زندگی هاوارد برای خانواده اش مخرب است. پاتریک رابطه اش را با کلمنتاین بر دغل کاری و دروغ بنا کرده است و واقعا ان را درک نمی کند. رابطه استان و ماری هم به نظر می رسد که بر روی نادرستی و دروغ بنا شده مثل رابطه پاتریک. در اخر ما جول و کلمنتاین را داریم که به شدت با یکدیگر نارحت هستند که در واقع یکدیگر را از خاطراتشان پاک می کنند.

بنابراین ما این روابط را از دست رفته می دانیم درسته؟ که به گرفتاریش نمی ارزد؟ خب انقدر هم ساده نیست. برای این که بیشتر در این باره دستگیرمان شود، قصد دارم کمی در مورد نمادهایی در فیلم، که کمک در به تصویر کشیدن قسمتی که من فکر می کنم این فیلم را به سطح بالایی کشانده است صحبت کنم.

نکته اول، آب

کلمنتاین و جول در ساحل یکدیگر را ملاقات کردند. هم چنین در شروع فیلم هم همدیگر را درهمان ساحل دیدند. باران در آپارتمان جول می بارید. جول در سینک حمام می کرد. در بسیاری از سکانس ها جول زیر آب دیده می شد. در پایان فیلم؛ خانه ساحلی در سیل و طوفان است. در فیلم همچنین چندین خیال و وهم در رابطه با غرق شدن وجود دارد. این به چه معنا است؟ هیچ نظری ندارم، واقعا نظری ندارم. بهترین حدسی که می توانم داشته باشم این است که اینها در مورد پروسه احساس های جول است. او اجازه داد که آن ها به بالاترین حس های خودش برسد و ان را تبدیل کند به شخصی که دارد در تمام آن ها غرق می شود. این ها تمام چیزهایی است که می توان به حدس من در مورد آن ربط داد.

Eternal Sunshine of the Spotless Mind 3 - نقد فیلم Eternal Sunshine of the Spotless Mind | یادآوری عشق

نکته دوم، نقل قول ها

در این فیلم استفاده مجدد از نقل قول ها وجود دارد. دو تا از بیشترین نقل قول ها از نیچه و الکساندر پوپ است.

هر دو این نقل قول ها راه های رویایی هستند که بگوییند نادیده گرفتن، یک شادکامی و سعادت است و بعضی اوقات بهترین چیز در دنیا ندانستن آنهاست. در کانتکست فیلم این می تواند یک توجیه برای صنعت لاکوینا باشد. درد و شکست قلبی از روابط، اغلب زندگی را برای افراد غیر قابل تحمل می کند. لاکوینا درخواست یک دنیایی را می کند که ما در آن غم و درد را فراموش می کنیم. در این حس فیلم این سوال را از ما می پرسد که ایا ما تماشاگران تا به حال همچین پروسه خاطرات را داشته ایم یا خیر.

“خوشا به حال فراموشکاران، که حتی خطاهای‌شان هم به فرجام نیک می‌رسد” – فریدریش نیچه، فراتر از خوب و بد

“How happy is the blameless vestal’s lot! The world forgetting, by the world forgot. Eternal sunshine of the spotless mind! Each pray’r accepted, and each wish resign’d?” — Alexander Pope, Eloisa to Abelard

نکته سوم، رنگ

استفاده رنگ به عنوان سمبول یا نماد، یکی از قدیمی ترین چیز ها در فیلم است. اجازه دهید واضح ترین اصطلاحات را در مورد رنگ ارزیابی کنیم. مو های کلمنتاین در اولین مکالمه ایی که ما بین جول و کلمنتاین می بینیم او می گویید که موهایش یک توضیح از اینکه او چه کسی است، هست و این در راستای فیلم درست است. وقتی که آن ها رابطه اشان را پایان دادند، موهای او به رنگ ابی تیره است، رنگ ناراحتی و انزوا. زمانی که ان دو یکدیگر را برای بار اول ملاقات کردند، موهای کلمنتاین سبز است، رنگ تولد دیگر، نشانه تولد دیگری برای جول، بعد از رابطه اش با ناومی.

Eternal Sunshine of the Spotless Mind 1 - نقد فیلم Eternal Sunshine of the Spotless Mind | یادآوری عشق

در سکانس اخر بین جول و کلمنتاین، آبی موهایش کم رنگ و مویش به رنگ طبیعی خود برمی گردد. نشانه ایی برای شروعی دوباره مثل زمانی که او و کلمنتاین به هم بازگشتند است. معنی همه اینها چیست؟ لعنت به من اگر بدانم! شاید کلمنتاین فقط دلش می خواست که رنگ موهایش را عوض کند. حتما چیز دیگری هم برای صحبت در مورد آن وجود دارد. مثل اینکه منظور لاکونا، یک جای خالی یا شکافت و تهی بودن است. این تهی بودن می تواند یک جای خالی روحی باشد که از یک درمان به دور مانده باشد. یا یک یک جای خالی روحی که از یک ضربه ای در روابط باقی مانده باشد. خود لاکونا من فکر می کنم یک نماینده ایی است از ناتوانی ما در تمام کردن روابطمان و نیاز ما برای یک حل سریع برای مشکلاتمان. اما فیلم این پیشنهاد را می دهد که مشکلاتی اینچنین، مثل مردم می توانند رشد ما را سرکوب کند و ما را در سوگواری در هر اتفاقی ناتوان می کند که در واقع این یک بخش اصلی و مهم در زندگی انسان است.

Eternal Sunshine of the Spotless Mind 4 - نقد فیلم Eternal Sunshine of the Spotless Mind | یادآوری عشق

باید اشاره کنم به اینکه در برداشت های پایانی از ذهن جول ما تکرار رنگ موی قرمز را می بینیم. آیا می تواند عشق بادوام را برای کلمنتاین نمادپردازی کند؟ حتی می توانیم بگوییم که برداشت اخر فیلم سه بار تکرار می شود تا به ما این موضوع را نشان بدهد که آیا ما محکوم به این هستیم که یک اشتباه را دوبار مرتکب شویم؟ این چیزیست که من درباره ی فیلم دوست دارم که می تواند با بسیاری از روش ها در فیلم بیان شود و بعد شما به این موضوع می رسید که این حس تک در شما هست. بنابراین برگردیم به پیام اصلی. آیا فیلم نحوه عشق ورزیدن ما را تحسین و یا انتقاد می کند؟ خب در واقع هیچ کدام.

به ما می گویید که عشق یک چیز آشفته و پر چالش است که در آخر به طرز غمگین و افتضاحی پایان می یابد. اما در عین حال این موضوع را که عشق اینطور معنا شده است را نیز در بر می گیرد. این فیلم نشان می‌دهد که عشق ارزش جنگیدن را دارد و چیزیست که با تمام چالش و شکست هایش ارزش نگهداری و (مراقبت) را دارد، اگر چه طبیعت عشق همان عشق محکوم به فنا (به سرانجام نرسیده) است، و همه ی ما راه هایی برای از بین بردن و خراب کردن مسائل داریم.

درخشش ابدی یک ذهن پاک، به ما این پیام را می رساند که علیرغم تمام این مسائل و مشکلات باز هم عشق بورزید و دوست داشته باشید و یاد بگیرید که دردی که بعد از از دست دادن عشق دارید را بپذیرید.

مترجم: سپیده رادپور
منبع: Sculpting In Frames
نظر شما چیست؟ شما هم نظر خودتان را در مورد این فیلم در بخش نظرات بنویسید. اگر نظر و مطلب مفید و کاملی داشته باشید، امکان اضافه شدن نظر شما به محتوای این پست وجود دارد!
حتما عضو کانال تلگرام و صفحه اینستاگرام سینما مدرن باشید! ما در تلگرام و اینستاگرام مطالب متفاوت تری داریم که در سایت نیست!
اینستاگرام ما تلگرام ما
//