در این مطلب سراغ نقد فیلم قوی سیاه (Black Swan) رفته ایم که یک فیلم وحشت روانشناختی محصول ۲۰۱۰ آمریکا به کارگردانی دارن آرونوفسکی و نقشآفرینی ناتالی پورتمن، ونسان کسل، میلا کونیس، باربارا هرشی و وینونا رایدر است. فیلم قوی سیاه به دورهای از زندگی یک بالرین میپردازد که در باله نیویورک تحت فشارهای سخت بیرونی و درونی قرار گرفتهاست.
قوی سیاه پنجمین فیلم بلند آرونوفسکی است. او به خاطر ساخته قبلیاش، کشتیگیر، برنده شیر طلایی جشنواره فیلم ونیز شد. این فیلم در سال ۲۰۱۱ در هشتاد و سومین دوره مراسم اسکار برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن شد.

کارگردان: Darren Aronofsky
نویسنده: Mark Heyman , Andres Heinz
بازیگران: Natalie Portman, Mila Kunis, Vincent Cassel
خلاصه داستان: نینا سیرز دختری است که همه دوران کودکی و نوجوانی خود را به فراگیری و تمرین رقص باله گذراندهاست. نینا به عنوان یک بالرین حرفهای و ستاره یک شرکت معتبر، در تلاش برای بهدست آوردن نقش اول باله معروف دریاچه قو اثر چایکوفسکی است. اما مدیر شرکت و طراح رقصهای این باله، که در مورد توانایی نینا برای این بازی در دو نقش قوی سفید و معصوم و قوی سیاه اغواگر، مطمئن نیست، قابلیتهای او را زیر سئوال میبرد.
تحلیلی بر فیلم Black Swan (قوی سیاه)
قوی سیاه چگونه متولد شد؟!
اگوستین میگوید که هدف از آفرینش انسان، وصول انسان به کمال خویش است. کمال آدمی، در گرو اختیار است و همین اختیار است که منشا به وجود آمدن «شر» می شود. جهان بدون موجود مختار، جهان خالی از شرور است. اما اگر انسان اختیار نداشت چه؟ اگوستین پاسخ می دهد: «جهانی که موجودات مختار دارد، از جهانی که موجود مختار ندارد، کامل تر است» یا شاید ترجیح میدهید نظر شوپنهاور را بپذیرید که گفته: خلق نکردن چنین عالمی به تر بود تا خلق آن».
چرا قوی سیاه؟ موضوعی مطرح شده را میتوان به عنوان سر فصل فلسفي فیلم «قوی سیاه» در نظر گرفت. برویم سر اصل مطلب؛ نينا دختریست که ظهورش در فیلم با رویایی آغاز میشود که در آن او در نقش «قوی سفید» ظاهر شده و مشغول اجرای رقص باله است، اما اگر او قوی سفید است، پس چرا نام فیلم «قوی سیاه» است؟! دلیلش این است که نینا باید نیمه دیگر خود که به شکلی افراطی سرکوب شده را بیابد.
توجه به رنگ ها در سینما یکی از مهمترین ابزار های شناخت درونیات کاراکترها میباشد؛ لباس سفید نینا در نیمه اول فیلم اشاره به معصومیت او دارد، اما این معصومیت به چه شکلی به وجود آمده؟ او در خانه ای رشد کرده که همچون کلیسای قرون وسطی، اخلاق و ضوابط، تعریفی افراطی داشته و همه چیز بر اساس یک چهارچوب خشک و از پیش تعیین شده توسط مادر خانه که مفصل راجع به او حرف خواهم زد، پیش رفته است.
به رنگ لباس مادر توجه کنید، او در تمام فیلم سیاه به تن دارد که همین تناقض رنگ با لباس نینا، مشخصه تناقضات فکری او در خود آگاه، با دخترش در ناخودآگاه است. توجه کنید، خانه ای که نینا در آن پرورش یافته هیچ یک از اتاق هایش قفل ندارد! خودتان تصور کنید که با چه شخصیت کنترل گری طرف هستیم! که البته تمام این نکات دلایلی دارد که آن ها را برایتان خواهم گفت.
نینا به واسطه حصار تربیتی که در آن رشد کره است، خودش را پر از نقص و ایراد می بیند و همین ویژگی او را به سمت یک کمال گرایی افراطی میکشاند؛ او که در سنت خانوادگی خود (مادر) اسير شده، تمام تلاشش این است که به آن سوی حصارها بگریزد؛ برای این کار، او به یک تجدد و نوسازی درونی احتیاج دارد. نماد «مفهوم تجدد» را در فیلم شخصی بازی میکند که نینا را با جهان دیگری از خودش آشنا میکند. او کسی نیست جز شخصیت مربی. شخصیت مربی نماد «تجدد» نینا است؛ کسی که او به مسیری جدید رهنمود میشود. دقت کنید، در اوایل فیلم می بینیم که مربی با تغییر برنامه اعلام می کند که او به کسی احتیاج دارد که هم بتواند نقش «قوی سفید» را بازی کند و هم نقش «قوی سیاه». این اتفاق در فیلم در واقع استعاره از این است که او میخواهد نینا که همان قوی سفید است را با قوی سیاه وجودش نیز آشنا کند. نینا برای رسیدن به کمال، باید با قوی سیاه وجودش روبرو شود.
4 نماد که باید در قوی سیاه بشناسید
خب گفتیم که نینا ۲۸ سالش است کسی که سنش با رفتارهای اجتماعی و ترس هایش کاملا متناقض هستند؛ دلیلش هم شرایطی است که مادر در آن، نینا را بزرگ کرده است. در خانه هیچ دری قفل ندارد (استعاره از نبود حریم شخصی برای نینا). لباس سفید نینا و سیاه مادرش در فیلم به خوبی این شکاف فکری و نسلی را بین این دو فرد به تصویر می کشد. اما نینا به واسطه علاقه اش به رقص باله باید به دل اجتماع وجهان بیرون بزند. در این جهان آزاد و رها فردی را کنار خودش دارد که در واقع مربی اوست؛ او دقیقا نقطه ی روبروی مادر نینا است؛ کسی که قرار است او را با دنیای جدید از خودش مواجه کند.
در فیلم، آینه را زیاد می بینیم، در اتاق گریم، در سالن اصلی وحتی در خانه نینا؛ آینه در سینما می تواند معانی متفاوتی داشته باشد اما در قوی سیاه بیانگر مفهوم نیمه دیگر وجودی انسان است، ۲ نیمه ی روحی انسان که آن را خیر و شر می نامیم. افراد هربار که روبروی آینه می نشینند گویی آن سوی خودشان را می بینند، نیمه دیگر خودشان را.
هرلحظه که فیلم پیش می رود، این رویارویی او با نیمه دیگر خودش پرنگ ترمی شود؛ حتی در اوایل فیلم می بینیم که او کسی را روی پل هوایی می بیند که شبیه خودش است که باز هم این موضوع اشاره به تمایل او با مواجهه به نیمه دیگر خودش دارد و این کشش تا جایی پیش می رود که او بالاخره میوه ممنوعه را گاز می زند؛ می پرسید کجا؟
سکانسی را به یاد آورید که او رژلب بث را از اتاقش برمیدارد یا بهتر است بگوییم میدزدد. وقتی حرف از میوه ممنوعه می زنیم در واقع اشاره به گناه اولیه هرشخصی داریم که او را دچار یک سقوط اخلاقی کرده و باعث می شود از آنجا به بعد با فردی کاملا متفاوت روبروشویم، انسانی که گویا نیمه تاریک وجودش، حال دیگر کاملا بر او غلبه کرده است. دقیقا از آنجا به بعد است که می بینیم نینا به رفتارهای غیراخلاقی روی می آورد.
قطعا از خودتان پرسیده اید که زخم های روی بدن نینا که برای مخاطب نیز کاملا آزار دهنده هستند اشاره به چه نکته ای دارد. برای درک بهتر این موضوع باید به آموزه های یونگ رجوع کنیم. به زبان ساده، او معتقد بود که ویژگی های سرکوب شده انسان که در ناخودآگاه جمعی طبقه بندی می شوند (ویژگی های سرکوب شده ای که ممکن است از نسل های قبل به نسل فعلی شما منتقل شده باشد) بالاخره روزی در یکی از افراد خانواده سرباز خواهد کرد.
این اتفاق باعث میشود که فرد به گفته خودمانی تر، از آن سمت بوم بیفتد و هر آنچه که در سنت خانواده تا به حال ممنوع بوده را به حد اعلی به آنها جامه عمل بپوشاند. زخم هایی که نینا به آنها دچار می شود در واقع نماد ضعف ها و ویژگی های سرکوب شده ای هستند که دارند خودشان را بروز می دهند. البته تاکید میکنم، این به این معنا نیست که انسان باید بدون هيچ چهارچوبی آزاد باشد بلکه اشاره به تعادل و کنترل است. باید و نباید های نینا توسط مادرش به تعادل نرسیده بود بلکه کاملا محدود شده و آزادی اش سرکوب شده بود.
نینا که حال دیگر به ویروسی بدخیم دچار شده، افسار پاره می کند و تا جایی که می تواند پیش می رود؛ در سکانسی او با لیلی دریک کلوپ شبانه به مصرف افراطی نوشیدنی و قرص روی می آورد؛ فرآیندی که در آخر او و لیلی را به رابطه جنسی سوق می دهد؛ لیلی اگرچه در فیلم شخصیتی واقعیست، اما او همان نیمه تاریک بیدارشده نینا است که گویی او را تسخیر کرده و با خودش همراه می کند.
اما هنوز آنطور که باید راجع به یکی از ضلع های مهم فیلم یعنی مدرنینا سخن نگفتیم، کاراکتری که مهمترین نقش را در پرورش و شکل گیری شخصیت نینا داشت؛ و همچنین پایان بندی بسیار مهم فیلم که خود نیاز به یک بررسی جداگانه دارد. پس هرآنچه گفته شد را در ذهن خود بسپارید. این بخش از نقد به زودی تکمیل می شود.
منبع: پیج اینستاگرام filmtahlil (مصطفی خسروی)
نقد فیلم قوی سیاه Black Swan، کاری از درن آرنوفسکی
دارن آرنوفسکی Darren Aronofsky کارگردان، تهیه کننده و نویسندهی مشهور آمریکایی است. از آثار درن آرنوفسکی میتوان به فیلمهای پی، مرثیهای برای یک رویا (نقد فیلم مرثیه ای برای یک رویا را در سینما مدرن بخوانید)، چشمه، کشتی گیر، نوح و مادر اشاره کرد. در این مطلب به نقد و تحلیل فیلم قوی سیاه Black Swan خواهیم پرداخت، با نت نوشت همراه باشید.
این فیلم در ابتدا دختری کمال طلب را که در ضمن شخصیتی وابسته دارد را نشان میدهد. این شخصیت در طول صد و هشت دقیقهی فیلم چنان تغییری میکند که شاید کمتر کارگردانی بتواند این تغییر را شدنی طبیعی جلوه دهد. نینا (ناتالی پورتمن) تا سن ۲۸ سالگی که سن شخصیت در فیلم است، با مادرش در یک خانه زندگی میکند.
شخصیتی به نام نینا (ناتالی پورتمن) نقش اصلی را در این فیلم بازی میکند. داستان در بستر اجرای بالهای شکل میگیرد که نینا میخواهد در آن ایفای نقش کند. شاید در نظر اول برای خلاصه کردن فیلم قوی سیاه بتوان گفت که این فیلم ماجرای سختی و مشقت هنرمندی در راه گرفتن نقش دلخواهش است. اما این شاید سطحی ترین نگاه به فیلمی چند لایه و چند بعدی مانند فیلم قوی سیاه است.
فیلم قوی سیاه Black Swan در ابتدا دختری کمال طلب را که در ضمن شخصیتی وابسته دارد را نشان میدهد. این شخصیت در طول صد و هشت دقیقهی فیلم چنان تغییری میکند که شاید کمتر کارگردانی بتواند این تغییر را شدنی طبیعی جلوه دهد. نینا (Natalie Portman) تا سن ۲۸ سالگی که سن شخصیت در فیلم است، با مادرش در یک خانه زندگی میکند.

این موضوع که در فرهنگ و اجتماع ما خیلی طبیعی هم هست در فیلمی آمریکایی قرار است نشان داده شود که موضوعی غیر طبیعی است. زیرا در جامعهای مثل آمریکا جوانان پس از رسیدن به سن قانونی از خانهی پدر و مادر میروند و مستقل میشوند.
پس در همین جا یکی از مشخصههای شخصیت اصلی به مخاطب معرفی میشود. اما این تازه اول ماجراست. نینا شخصیتی است که در مبحث روانشناسی به آن بسیار پرداخته شده است اما نمود آن در فیلمی با ساخت و ساز و فضای سازی آرنوفسکی آن را تبدیل به یک اثر محبوب در تاریخ سینمای جهان میکند.
نینا دختری که به اصطلاح “بچهی خانه” است. او از هر لحاظ تایید خانواده و جامعه را به نوعی دریافت میکند. نظم داستان آنجایی به هم میخورد که نینا میخواهد نقش را در اجرای تئاتر باله بدست بیاورد. استاد او به نوعی با یادآوری اینکه همیشه کامل و بی نقص بودن مزیت نیست او را تحقیر میکند.
نینا دختری که به اصطلاح “بچهی خانه” است. او از هر لحاظ تایید خانواده و جامعه را به نوعی دریافت میکند. نظم داستان آنجایی به هم میخورد که نینا میخواهد نقش را در اجرای تئاتر باله بدست بیاورد. استاد او به نوعی با یادآوری اینکه همیشه کامل و بی نقص بودن مزیت نیست او را تحقیر میکند.
نینا از این قسمت در داستان شروع به تغییر میکند. نینا تا این لحظه حتی به درستی بدن خود را نمیشناسد. او در تمام عمر امیال و در واقع نیمی از وجود خود را سرکوب کرده است. او متوجه میشود که کامل و بی نقص بودن نه تنها همیشه کافی نیست بلکه ممکن است در جاهایی از زندگی این بی نقصی خود، نقص به حساب بیاید.
شاید یکی از مهم ترین نکتههای فیلم در همین نقطه باشد. زمانی که دختری غریبه درست در تضاد با شخصیت و تربیت نینا از راه میرسد او با آمدنش دنیای ذهنی نینا را به طور کامل دگرگون میکند. نینا دیگر تنها به دنبال گرفتن نقش نیست، او به دنبال نیمهی دیگر وجودش میگردد.
اقبال فیلم Black Swan در بین مخاطبان ایرانی نیز بسیار بوده است و شاید یکی از دلایل مهم این اتفاق، نزدیک بودن تربیتهای ایرانی به نوع تربیت شخصیت اصلی داستان است.

این نیمه در واقع همان قسمتی است که اجتماع و به ویژه مادرش به نوعی آن را نابود کرده اند. در روند داستان و در قالب همان نمایش باله، بالاخره نینا از معصومیت کودکانه در میآید و با جنبههای دیگر زندگی آشنا میشود که بسیاری از آنها گرچه نکوهیده هستند اما سبب میشوند تا نینا در نهایت خودش دست به انتخاب بزند و واقعیت زندگی را با تمام خوبیها و بدی هایش انتخاب کند.
فیلم قوی سیاه Black Swan تمام وجوه روانی شخصیتها و اتفاقات را چنان روایت میکند که قادر است تا مدتها در ذهن مخاطب بماند و در ذهن تجزیه و تحلیل شود. اقبال این فیلم در بین مخاطبان ایرانی نیز بسیار بوده است و شاید یکی از دلایل مهم این اتفاق، نزدیک بودن تربیتهای ایرانی به نوع تربیت شخصیت اصلی داستان است.
در حقیقت آرنوفسکی با طرح داستانی ساده، مسائلی بسیار پیچیده را مطرح میکند. نینا توانایی آن را دارد که مخاطب خود را در تمام لحظات داستان حتی جاهایی که دچار اشتباه میشود و حتی با قساوت کاری را انجام میدهد، با خود همراه کند. این تا جایی ادامه مییابد که در پایان داستان با تشویق تماشاگران اجرای باله، مخاطب نیز نینا را تشویق میکند و شاید نفس راحتی هم بکشد انگار که تمام ماجراها را مخاطب هم همراه نینا پشت سر گذاشته است.
منبع: نت نوشت
نقد فیلم قوی سیاه
“Black swan “یا قوی سیاه محصول سال ۲۰۱۰ کارگردان درخشان هالییوودی-آمریکایی Darren Aronofsky است .امتیاز این فیلم در سایت IMDB امتیاز قابل توجه ۸ از ۱۰ است که این فیلم را در لیست فیلم های محبوب این سایت قرار می دهد. ایفای نقش اصلی این فیلم برعهده ی بازیگر با استعداد هالیوود, Natalie Portman است.قوی سیاه در دوران اکران خود با بودجه ی ۱۳ میلیون دلاری خود توانست در آمریکا و سراسر جهان فروشی بالغ بر ۳۲۹/۴ میلیون دلار داشته باشد و این موفقیت را در کسب جوایز نیز ادامه دهد ,اکران جهانی این فیلم در سپتامبر ۲۰۱۰ با عنوان فیلم آغازین در ۶۷ امین فستیوال فیلم ونیز صورت گرفت و نظر بسیاری از منتقدین را به خود جلب کرد به طوری که مجله ی Variety در زمان اکران فیلم در جشنواره ی ونیز عنوان کرد ” قوی سیاه ,یکی از قوی تری فیلم های آغازین جشنواره ونیز در دوران اخیر است .” هر چند نظرات مثبت و تحسین ها تنها به اینجا ختم نشد و قوی سیاه با ۱۲ نامزدی در رشتههای گوناگون از جمله بهترین کارگردانی سال (دارن آرونوفسکی)، بهترین بازیگر نقش اول زن (ناتالی پورتمن) و بهترین بازیگر زن نقش مکمل (میلا کونیس)، در صدر فهرست نامزدهای جوایز انجمن منتقدین سینمایی رسانههای آمریکا (BFCA) قرار گرفت که بیشترین تعداد نامزدی جوایز برای یک فیلم در تاریخ اهدای جوایز این انجمن بهشمار میرود.این فیلم جمعاً نامزد ۱۱۲ جایزهٔ مختلف از جشنوارههای متفاوت شده و ۴۷ بار دیگر هم موفق شده در جشنوارهای مختلف جوایزی را به خود اختصاص بدهد که از مهمترین آنها میتوان به جایزهٔ بهترین بازیگر نقش اول زن در جشنوارهٔ بفتا (۲۰۱۱) و آکادمی اسکار (۲۰۱۱) اشاره کرد. همچنین فیلم Black Swan در اسکار ۲۰۱۱ در چهار رشتهٔ دیگر نیز نامزد شد که نتوانست جوایز را به خود اختصاص بدهد.

قوی سیاه روایتگر ماجرای زندگی نینا سیرز (ناتالی پورتمن) دختریست که همه دوران کودکی و نوجوانی خود را به فراگیری و تمرین ممتد رقص باله گذرانیده است. نینا به عنوان یک بالرین حرفهای و ستاره یک شرکت معتبر، در تلاش برای بهدست آوردن نقش اول باله معروف دریاچه قو اثر چایکوفسکی است. اما مدیر شرکت و طراح رقصهای این باله (به بازی ونسان کسل)، که در مورد تواناییهای نینا برای بازی همزمان در دو نقش قوی سفید معصوم و قوی سیاه اغواگر مطمئن نیست، قابلیتهای او را زیر سؤال میبرد.
ژانر فیلم Black Swan “وحشت روانشناختی” است که به ترسها و بیثباتیهای احساسی شخصیتها برای ایجاد تنش، شوک و آشفتگی اتکا دارد و ممکن است در ابتدا درک درستی به مخاطب از این تعریف القا نشود ,اما پس از تماشای فیلم خود به درک مفهوم این ژانر میرسد . آرنوفسکی اولین بار زمانی که خواهرش مشغول به تحصیل در رشته ی رقص در دبیرستان هنرهای نمایشی نیویورک شد به باله علاقه مند شد و در ادامه ای این علاقه و تصمیم برای ساخت چنین اثری , به مطاله ی حرکات بالرین ها پرداخت و با بسیاری از این بالریان ها هم صحبت شد و از تجربیات و احساس آنها نسبت به باله برای درک بهتر این هنر استفاده کرد او همچنین در حین مطالعات خود به تماشای تعداد قابل توجهی از نمایش ها ی باله نشست .
ناتالی پورتمن که با بازی قدرتمند و ظریف خود شما را تا دقیقه ی پایانی فیلم مضطرب و مشوش بر صندلی میخکوب میکند راجع به ایفای این نقش می گوید : یکی از سخت ترین چالش های این نقش جدا از تمرینات سخت و رقص تغییر صدا بود , او اشاره می کند که قبل از کارکردن با آرنوفسکی کارگردانان زیادی صدای اورا نقد کرده و بعضا آن را بچه گانه خواند اند و به او پیشنهاد کرده اند تا با کمک مربیان صدا , صدای خود را عمیق تر و بزرگانه تر کند اما در این نقش ناتالی باید تن صدای خود را بچه گانه نگه می داشت و او احساس می کرد باید به نقطه ای برگردد که تمام تلاشش , فرار از آن بود.

فیلم در واقع جدا از تمامی داستانی که روایت می کند یک خط فکر انتزاعی را در سراسر فیلم تا به انتها به موازات تلاش ها ی بالرین برای کسب موفقیت دنبال می کند و در انتها مانند آب سردی بر آتش درونی مخاطب که تا پایان ,سعی می شود شعله ور تر شود, ریخته می شود . قوی سیاه جدا از مخاطب عام خود یک مخاطب خاص هم دارد و آن افراد ایده آل گرا است و اگر شما یک ایده آل گرا هستید احتمال اینکه با پایان فیلم دچار یک پوچی درونی شوید اصلا دور از ذهن نیست , پوچی ناشی از توقعی که یک ایده آل گرا از خود دارد و چگونه این توقع شخص ایده آلیست را از درک زندگی و ارامش عاجز می کند و حتی او را به دشمن سرسخت خود تبدیل کرده و با ایجاد یک جنگ درونی فرد را به لبه ی پرتگاه نابودی برده و در این میان مهم نیست کدام نیروی درونی پیروز شود در نهایت بازنده ی این نبرد فرد ایده آل گراست .
امیدواریم از خواندن این نقد فیلم Black Swan (قوی سیاه) لذت برده باشید. شما هم نظر خودتان را می توانید در قسمت نظرات پایین این صفحه درباره فیلم بنویسید.
منبع: صیغل






