در این پست به نقد و بررسی فیلم Spellbound (طلسم شده) به کارگردانی آلفرد هیچکاک می پردازیم. این فیلم با بازی اینگرید برگمن و گری گوری پک است و در سال ۱۹۴۵ ساخته شده است.

کارگردان: Alfred Hitchcock
نویسنده: Ben Hecht , John Palmer
بازیگران: Ingrid Bergman, Gregory Peck, Michael Chekhov
خلاصه داستان: طلسم شده؛ فیلمی در سبک تریلر روانشناختی نوآر معمایی مهیج به کارگردانی آلفرد هیچکاک است. در یک مرکز روانپزشکی، مدیریت به دکتر آنتونی ادواردز سپرده میشود که دارای دانش بسیاری است. کمی پس از آغاز به کار او در مرکز روشن میشود که این فرد خود را به جای دکتر واقعی که به قتل رسیده جا زدهاست …
هیچکس نتوانسته منکر بزرگی هیچکاک در تاریخ سینما شود. خود من هیچکاک را بیرقیب در دنیای کارگردانی میبینم و هنرش را با هیچ کارگردانی قابل قیاس نمیدانم. اما در چند فیلم از هیچکاک با درونمایهی روانشناختی به خصوص در فیلم طلسمشده به نتیجهی ناراحتکنندهای رسیدم. گمانم چیزی که بیشتر برای هیچکاک مطرح بوده جذابیت فیلمش بوده تا محتوا.
هیچکاک از نظریههای روانشناختی برای جذابیت فیلمش استفاده میکرد بدون اینکه واقعا آنها را فهمیده باشد. این گافهای بزرگ در فیلم روانی هم مشاهده میشد. بیماری که به هیچوجه دو شخصیتی بودنش قابل درک بود. پسری که در قالب شخصیت مادر، زنی را کشته بود اما در قالب پسر، قتل را به یاد داشت. در این یادداشت میخواهیم دربارهی فیلم Spellbound (طلسم شده) صحبت کنیم فیلمی که با توسل به نظریههای فروید ساخته شده.
هیچکاک طوری نظریهی تفسیر خواب و رویاهای فروید را در فیلم به نمایش گذاشته که انگار راجع به نظریهی تاییدشدهی کوانتوم صحبت میکند. سکانسی که برگمن و استادش، از مرد میخواهند خواب خود را تعریف کند و مرد دقیقا ماجرا را موبهمو بازگو میکند، چیزی که مرد تعریف میکند حقیقتا شبیه به یک خواب نیست یک خاطرهی خطکشی شده است. رویای آشفتهی یک بیمار روانی نیست. با اطلاعات اندک از نظریه فروید هم میتوان فهمید چیزی که در فیلمنشانداده شده چقدر با واقعیت فاصله دارد.

هیچکاک در این فیلم نظریه به این مهمی را طوری به نمایش گذاشته تا فیلمش جذابتر شود. همین!
این حرکت از جانب هیچکاک نوعی حرکت در مسیر هنر برای هنر است. و نه هنر برای حقیقت. یکجور استفاده ابزاری از نظریهی فروید در فیلم برای جذابیت سینمایی.
نظریهی فروید جذابیت زیادی دارد. افراد زیادی کتاب تفسیر خواب فروید را تهیه کردهاند که رشته دانشگاهیشان هیچ ربطی به پزشکی روانپزشکی و روانشناسی ندارد. همین عوامزدگی باعث کژفهمی نظریه مهم و عمیق فروید شده است. یک نظریهی انقلابی که دنیای روح و روان رو زیر و رو کرد. خواب از ناخودآگاه میآید. این یک واقعیت است.
برای درک ناخودآگاه و فاصلهی آن با خودآگاه به چیزی بییشتر از چند مقاله احتیاج است و نباید مثل هیچکاک شتابزده عمل کرد.
مردبیمار در این فیلم دقیقا اتفاقات را در خواب دیده که در دنیای واقعی رخ داده در حالیکه طبق نظریه فروید اتفاقات به شکل دیگری در خواب برمیگردند. در بستری از نمادهای پیچیده.
فیلم از سالوادور برای خلق تصاویر بینظیر و سورئال استفاده کرده که باعث زیبایی فیلم شده اما چند نفر از ما در خواب تصاویر سورئال میبینیم!

یکی دیگر از نظریههایی که در فیلم مطرح شده نظریهی سرکوب است. بازهم نظریهای جذاب و جنجالی از فروید. ولی در اینجا هیچکاک پیرنگِ فیلم خود را میبازد. اگر مرگ پس از مرگ دکتر خاطره را سرکوب کرده و خود را دکتر پنداشته چطور توانسته خود را به بیمارستان جدید برساند؟ اصلا آدرس بیمارستان جدید را از کجا میدانسته؟ چقدر ممکن است بتوانی جای یک روانپزشک در یک بیمارستان روانی باشی بدون اینکه دانش و تمرینی داشته باشی. از لحاظ امور اداری چطور برای رسیدن به این بیمارستان دچار مشکل نشد؟ کاری پر از چراهای بیجواب از نابغهی دنیای سینما هیچکاک.
چراهای بیجواب حاصل عدم تسلط هیچکاک به نظریههایی بود که برای آنها فیلم ساخت. نظریههای روانی برای مردم جذاب است. اما این فقط یک دیدکلی به ماجرا است. برای درک فروید نیاز به کمی نزدیکتر شدن هست. آنگاه میتوانی پیچیدگیها را ببینی و دشواریها را درک کنی تا همچون هیچکاک در تناقض فرونروی!
به هر هیچکاک هنر کارگردانیاش را در این فیلم هم به نمایش گذاشته. هنوز قویتر از خیلیها که در همین لحظه مشغول فیلم ساختن هستند.






