دهه ی ۳۰ آمریکا، دهه ای پُر از جنایت و خشونت که باعث ظهور افرادی چون آل کاپون و چارلز لاکی لوچیانو شد. دهه ای که باعث شد آمریکا دست خوش تغییرات زیادی شود. دورانی که بر سینمای جنایی بعد از خودش تاثیر بسزایی گذاشت و باعث ساخته شدن آثاری چون پدر خوانده و صورت زخمی شد. گراهام مور نیز با دست گذاشتن بر روی این برهه ای تاریخی فیلم جدیدش را تحت عنوان فیلم The Outfit (یک دست لباس) ساخته است.

کارگردان: Graham Moore
نویسنده: Johnathan McClain, Graham Moore
بازیگران: Zoey Deutch, Dylan O’Brien, Mark Rylance
خلاصه داستان: فیلم یک دست لباس The Outfit یک خیاط خبره باید برای زنده ماندن در یک شب سرنوشت ساز، گروه خطرناکی از اوباش ها را فریب دهد.
فیلم در مورد یک مرد انگلیسی (مارک رایلنس) است که به قول خودش یک برشکار است نه خیاط! او لباس های شیک میسازد و برای گنگستر ها کار میکند و اعتماد شان را جلب کرده است. با دستار اش (زوئی دویچ) رابطه پدر و دختری دارد و ما تقریبا هیچ از لئوناردو برشکار نمیدانیم!
فیلم The Outfit (یک دست لباس) تک لوکیشنی و یا به قول معروف صحنه محور است که نگارش این نوع فیلمنامه به شدت سخت است. شاید خیلی ها مثل من بعد از شنیدن کلمه فیلم تک لوکیشنی یاد شاهکار ۱۲ مرد خشمگین بیافتند اما این فیلم بیشتر به آثار آلفرد هیچکاک نزدیک است و یادآور روزهای خوب سینمای جنایی است.

فیلمنامه ی این اثر پُر از تعلیق و غافلگیری است و به شدت تمپوی بالایی دارد که مجال یک نفس راحت را به مخاطب نمیدهد و بعد از همراه کردن نفس گیر با خودش در اوج غافلگیری پایان می یابد.
داستان اصلی از جایی که شروع میشود که پسر دست و پا چلفتی رئیس گنگستر های محل با تیری در شکمش وارد مغازه لئوناردو میشود، این صحنه از فیلم نقطه عطفی بود که در دل داستان چنگ انداخت و آن را به سمت داستان نفس گیری پرت کرد. پسر رییس مافیا می خواهد از سایه پدر بیرون بیاید و برای خودش کسی شود اما حقیقت این است که او دست و پا چلفتی است و حتی بازیگر فیلم هم نتوانسته از عهده نقش اش برآید و بازی ضعیفی ارائه داده است اما در نقطه مقابل مارک رایلنس کلاس بازیگری است، رایلنسی که نقش یک خیاط درون گرا، سخت گیر و وسواسی که پارچه ها را به دقت بالایی مرتب میکند ما را یاد بازی دنیل دی لوییس در فیلم رشته خیال می اندازد.

نقطه عطف دیگر فیلم The Outfit که بیشتر و بیشتر ضرب آهنگ فیلم را بالا بُرد، به قتل رسیدن پسر مافیا بود. بعد از این نقطه از فیلم همه به دنبال خلاص شدن هستند. لئوناردو از دست خلافکار ها، فرانسیس از دست قتلی که مرتکب شده بود و … . اضافه شدن رییس مافیا به فیلم که به دنبال پسرش میگردد فیلمنامه را پُر از غافلگیری میکند و مخاطب را به سمت خودش میکشد.
گراهام مور که سابقه نوشتن فیلمنامه بازی تقلید و برنده شدن اسکار را در کارنامه اش دارد، اولین تجربه ی کارگردانی اش را در فیلم یک دست لباس به دست آورد. کارگردانی فیلم های تک لوکیشنی مخصوصا لوکیشنی که قرار است بر موقعیت روانی شخصیت ها تاثیر بگذارد دشوار است ولی گراهام مور به خوبی از عهده این کار برآمده است. البته او در بازی گرفتن از بازیگر (البته به جز مارک رایلنس) عملکرد خوبی نداشت و رییس مافیا، پسرش و غیره بازی قابل قبولی نداشتند. البته شاید ما این نظرمان را مدیون بازی های افرادی چون مارلون براندو، آل پاچینو، رابرت دنیرو و جو پشی هستیم که با بازی هایشان سینمای گنگستری را متحول کردند.

هرچند گراهام مور فیلم اش را در ژانر جنایی نوشته است اما قلم او کمی هم به سمت ژانر نو آور کشیده شده بود اما این کار باعث نشد که فیلم از واقعیت فاصله بگیرد و تمام گره گشایی های داستان منطقی و قابل درک بود.
در پایان نقد می توان گفت فیلم The Outfit (یک دست لباس) فیلمی پُر از غافلگیری است که مخاطب ژانر جنایی را ارضا میکند و دیدنش برایتان یک تجربه لذت بخش سینمایی خواهد بود.

