آموزش زبان انگلیسی آنلاین فرالن

نقد فیلم Match Point (امتیاز نهایی) محصول 2005

وقتی میخواهیم راجع به آثار وودی آلن صحبت کنیم، نمی توانیم چشم بر شخصیت و جهان بینی او ببندیم؛ نگاه وودی آلن به جهان و زندگی، شاید حتی یک سر و گردن بیشتر از کارگردانان دیگر، همیشه جز لاینفک از آثار و قلم او بوده و قطعا خواهد بود؛ قبل از پرداختن به یکی از جدی ترین و شاید رک ترین آثار وودی آلن، ناگزیر هستم جمله از او را برای شناخت بیشتر خط فکری این هنرمند، نقل قول کنم. او در جمله ای می گوید« اعتقاد دارم که هیچ چیزی به نام اخلاق وجود ندارد، اگر هم داشته باشد، به هیچکدام از آنها پایبند نیستم!» اینکه چقدر این نقل قول در نگاه فلسفی صحیح یا غلط است مورد بحث ما نیست، بلکه فقط دانستن خط فکری کارگردان و ذھنیت او، به مادر شناخت آثار او کمک شایانی می کند، لذا همین نقل قول ساده کافیست تا برای ساخت اثری به نام امتیاز نهایی، به او خورده نگیریم و او را درک کنیم.

Match Point 1 - نقد فیلم Match Point (امتیاز نهایی) محصول 2005

کارگردان: Woody Allen

نویسنده: Woody Allen

بازیگران: Jonathan Rhys Meyers, Alexander Armstrong, Paul Kaye

خلاصه داستان: امتیاز نهایی فیلمی در سبک درام از وودی آلن است. جاناتان ریس میرز، اسکارلت جوهانسون و امیلی مورتیمر از بازیگران فیلم هستند. در این فیلم موضوعاتی نظیر حرص و آز، بخت و اقبال، طبقات اجتماعی، و روابط انسانی مطرح می‌شوند که باعث شده‌است بسیاری این فیلم را ادامه اثر دیگر آلن به نام جرم‌ها و بزه‌کاری‌ها که در 1989 ساخته شده بدانند. قرار بود امتیاز نهایی در نیویورک فیلمبرداری و تهیه شود، اما پس از آن که آلن در به دست آوردن منابع مالی با مشکل رو به رو شد، مکان فیلم را به لندن تغییر داد. آلن برای این فیلم نامزد جایزه اسکار بهترین فیلمنامه غیر اقتباسی شد. فیلمنامهٔ فیلم امتیاز نهایی (Match Point) تأثیرگرفته از کتاب جنایت و مکافات داستایوسکی است. کریس ویلتون (جاناتان ریس میرز) تنیس بازی ایرلندی است که به تازگی بازنشسته شده و برای امرار معاش در لندن مربی تنیس است…

صفحه IMDB فیلم

خلاصه داستان اینکه کریس ویلتون با بازی جاناتان ریس میرز، تنیس بازی ایرلندی است که به تازگی بازنشسته شده و برای امرار معاش در لندن مربی تنیس است.کریس بایکی از شاگردانش که اشراف زاده ای به نام تام هویت است، روابط دوستانه ای برقرار میکند. کلوبی با بازی امیلی مورتیمر خواهرتام به کریس علاقه مند می شود و این دو با یکدیگر ازدواج می کنند و این ازدواج باعث میشود کریس به خانواده متمول هویت وارد شود. ازدواج کریس باعث ارتقای شغلی و ثروتمند شدن وی می گردد، اما در این بین کریس با نود (اسکارلت جوهانسون) نامزد سابق تام که یک هنرپیشه آمریکایی است رابطه برقرار میکند.

از آنجاکه کریس یک فرد خارجی به حساب می آمد و در لندن احساس غربت می کند، طبیعی است که برای فرار از این حس غربت، به دوست یا خانواده ای پناه ببرد؛ وودی آلن از همین نکته استفاده می کند تا انتقادی طعنه آمیز به خانواده های متمول و روشنفکر انگلیسی و اروپایی روانه کند. خانواده ای که به راحتی به خاطر وجه تشابهات روشنفکرمآبانه، به کریس اعتماد میکنند و او را در آغوش خود می پذیرند. برای چنین خانواده ای، صرفا همین که کریس همچون تام به اپرا علاقه دارد و یا چون پدر کلوی می فهمد که کریس کتاب جنایت و مکافات داستایوفسکی را مطالعه می کند، دلایل كاف هستند که کریس را فردی کاملا قابل قبول و موجه تلقی کنند. اما این اعتماد ساده لوحانه، آبستن یک فاجعه می شود.

Match Point 3 - نقد فیلم Match Point (امتیاز نهایی) محصول 2005

گذشته از انتقاد تند وودی آلن به ملاک های سطحی ازدواج در خانواده هویت، همچنین نشان می دهد که چطور کلوی همچون پدرش، نگاه ساده لوحانه وسطحی به پیرامون خود پیدا میکند. کلوی که دختری مهربان است، نمی داند که مهربانی در جهان امروز، شاید مهجورترین ویژگی انسانی باشد که همیشه خوب است اما هیچوقت كافي نیست. او چشمان خود را می بندد و دل به مردی می سپارد که چشمانش هنوز در لندن سیرنشده و به دنبال آهوی خوش خط وخال می گردد، این آهو خیلی زود سر و کله اش پیدا می شود. او کسی نیست جز نولا. اما سوال اینجاست که کریس چرا به نولاعلاقه مند می شود؟!

اینکه تیپ شخصیتی نولا که در روانشناسی هیستریونیک می توان خطابش کرد، هر مردی را می تواند به سمت خود جذب کند، ممکن است صحیح باشد، اما ویژگی هایی بین این دو به چشم می خورد که کشش بینشان را به نوعی توجیه می کند. نکته اول حس همذات پنداری ناخودآگاهانهی کریس و نولا است. اما چطور؟! فراموش نکنید که هر دوی آنها خارجی هستند، کریس از ایرلند به لندن آمده و نولا از امریکا، به هم خوردن رابطه نولاو تام و نبودن علاقه ی جدی کریس به کلوی، حس معذب بودن این دو در کشوری خارجی را افزایش می دهد و همین باعث ایجادیک حس همدردی بین این دومی شود.نکته دوم واکنش دفاعی کریس، برای فرار از رابطه ای است که برای فرار از تنهایی و غربت لندن، خودش به خودش تحمیل کرده است می باشد، اما این تمام ماجرا نیست.

Match Point 5 scaled - نقد فیلم Match Point (امتیاز نهایی) محصول 2005

اینکه کریس به سمت نولا جذب می شود، به همین مواردی که به آنها اشاره کردم محدود نمی شود. به یاد بیاورید سکانسی که نولاوکریس در روبروی فروشگاه لباس در خیابانی به هم برمی خورند؛ آنجا می فهمیم که کریس در فروشگاه، دنبال یک مدل ژاکتی می گشت که تام (برادر کلوی) داشت! اما چرا؟! و همچنین به یاد آوربدکه تام چگونه باصداکردن کریس بالفظ «ایرلندی» او را به نحوی کاملا غیر مستقیم تحقیر می کرد. «مثل این است که کسی را با نام شهرش صدا کنیم، مثلا به جای صداکردن نام کسی، او را تهرانی، شیرازی، یزدی، اصفهانی، شمالی خطاب کنیم. حالا نکته و ارتباط آنچه گفته شد در چیست؟!

نکته اینجاست که اگر کریس در تلاش برای به دست آوردن ویا بهتر بگوییم به چنگ انداختن نولا است، دلیلش رقابت پنهانی است که کریس با برادر کلوی یعنی تام دارد می باشد. او که می داند تام طعنه آمیز او را «ایرلندی» صدا می زند، با به چنگ آوردن نولا، گویی تلاش می کند از او انتقام بگیرد؛ و نکته ی دیگری که گفته شد، بیشتر گویای این حس رقابت بین او و تام است. او برای اینکه احساس کند چیزی از تام کمتر ندارد، همه جا را می گردد تا لباسی را بخرد که تام اکثر اوقات می پوشد و استفاده می کند.

Match Point 2 - نقد فیلم Match Point (امتیاز نهایی) محصول 2005

قصه ی عاشقانه بین کریس و نولا به یک فاجعه ختم می شود، فاجعه ای که نه از ذهن کریس بلکه از ذهن مخاطی که فیلم Match Point (امتیاز نهایی) را دیده نیز به این راحتی پاک نمی شود. کریس و نولا، وجه تشابهات زیادی داشتند، مثلا هر دو خارجی بودند، هر دو شرایطشان مستعد شروع یک رابطه جدید بود، هر دو احساس تنهایی می کردند، اما آنها در یک مورد ابدا شبیه به هم نبودند، موضوعی که شاید بتوان شالودهی کل فیلم را روی همین نکته بناکرد. کریس انسان خوش شانسی بود، اما نولاخوش شانس نبود.

Match Point 4 - نقد فیلم Match Point (امتیاز نهایی) محصول 2005

فلسفه ی وودی آلن در فیلم Match Point (امتیاز نهایی) برفایده گرایی اخلاق بنا شده است (MORAL UTILITARIANISM) … این نگاه فلسفی معتقد است که شما کاری که به نفع تان است را انجام دهید، عواقب آن اهمیتی ندارد!! این نگاه اگرچه مخالفان زیادی داشته و دارد و قطعا در زمرہ تفکرات افراطی جای دارد، اما وودی آلن با بهره گیری از مضمون رمان محبوب جنایت و مکافات داستایوفسکی بزرگ و تلفیق آن با تفکرات و اندیشه خودش، بی پروا به دل موضوع سرنوست می زند و شانس را یکی از اساسی ترین عوامل شکل گیری سرنوست انسان می داند. بله کریس خوش شانس بودوگناهش را به قول خودش زیر فرش گذاشت و به زندگی اش ادامه داد. اما بحثم را با جمله ای به پایان می رسانم که شاید آنتی تزی برتفکر وودی آلن باشد، «انسان در انتخاب های خود آزاد است، اما در عواقب انتخاب هایش خیر»

نویسنده: مصطفی خسروی (پیج اینستاگرام filmtahlil)
حتما عضو کانال تلگرام و صفحه اینستاگرام سینما مدرن باشید! ما در تلگرام و اینستاگرام مطالب متفاوت تری داریم که در سایت نیست!
اینستاگرام ما تلگرام ما
//