فیلم Wake Up Dead Man: A Knives Out Mystery جدیدترین قسمت از مجموعه معمایی محبوب رایان جانسون است؛ مجموعهای که با Knives Out (2019) شروع شد و حالا به یک فرنچایز تمامعیار تبدیل شده است. اگر برخی مخاطبان احساس میکردند Glass Onion بیش از حد شوخوشنگ و سبک بوده، این فیلم پاسخی مستقیم به همان انتقادهاست. فضای Wake Up Dead Man سرد، گرفته، بادی و ابری است؛ اما در دل همین تاریکی، نوری از امید وجود دارد. این فیلم نهتنها یک معمای جنایی سرگرمکننده است، بلکه تلاشی جاهطلبانه برای بررسی ایمان، اخلاق، خشم و نیاز انسان به داستانگویی در دنیای امروز به حساب میآید.

الهام فیلم از «معماهای دربسته» کلاسیک مانند The Murders in the Rue Morgue و The Hollow Man گرفته شده و بار دیگر دنیل کریگ را در نقش کارآگاه بنوا بلانک میبینیم که اینبار با پروندهای ظاهراً ناممکن روبهروست. رایان جانسون از این پرونده برای پرداختن به تقابل ایمان و منطق، طمع و فداکاری، و حتی نقش روایت و قصه در زندگی انسانها استفاده میکند؛ چه روایتهای مذهبی و چه روایتهای سینمایی. فیلم بهجای تقسیم آدمها به مؤمن و بیدین، تلاش میکند نشان دهد نیازهای انسانی آنها چقدر به هم شبیه است. همین نگاه انسانی است که Wake Up Dead Man را به اثری فراتر از یک معمای صرف تبدیل میکند.

داستان حول محور کشیش جوانی به نام جاد دوپنتیسی با بازی جاش اوکانر شکل میگیرد؛ روحانیای که پس از درگیری فیزیکی با یک شماس، به کلیسایی پرتنش در نیویورک منتقل میشود. او در آنجا با اسقف خشن و سلطهجویی به نام جفرسون ویکس (با بازی تأثیرگذار جاش برولین) همکار میشود؛ مردی که بهجای امید، با خشم حکومت میکند و از شرم و گناه بهعنوان ابزار کنترل استفاده میکند. جاد اما دقیقاً در نقطه مقابل او ایستاده و به آغوش باز بهجای مشت گرهکرده ایمان دارد. این تضاد، هسته اصلی فیلم را شکل میدهد؛ فیلمی که درباره شکافهای اجتماعی، قبیلهگرایی و این ایده است که نجات در جنگیدن با «دیگران» نیست، بلکه در پذیرفتن آنهاست.

در کنار این دو شخصیت، مجموعهای از چهرههای مشکوک وارد داستان میشوند؛ از جمله خدمتکار وفادار کلیسا با بازی گلن کلوز، باغبانی خاموش با بازی توماس هیدن چرچ، پزشکی سرخورده با بازی جرمی رنر، نویسندهای گرفتار تئوریهای توطئه با بازی اندرو اسکات، و سیاستمداری جاهطلب که از خشم آنلاین بهعنوان سلاح استفاده میکند. این گروه پرستاره، بستری غنی برای یکی از پیچیدهترین معماهای این مجموعه فراهم میکنند.
نکته جالب اینجاست که در بخش قابلتوجهی از فیلم، بنوا بلانک حضور پررنگی ندارد و تمرکز اصلی روی شخصیت جاد است. اوکانر در این نقش فوقالعاده عمل میکند؛ کشیشی که در گذشته باعث مرگ انسانی در رینگ بوکس شده و حالا در تلاش برای درک خشم درون خود و جبران آن است. خشم، نخ نامرئیای است که تمام شخصیتهای فیلم را به هم وصل میکند؛ از جاد و ویکس گرفته تا دیگر مظنونان. جانسون با هوشمندی این خشم جمعی را بازتابی از دنیای متفرق امروز میداند، اما برخلاف انتظار، فیلمش بهشدت خوشبینانه است و بدون شعارزدگی، بر درک متقابل تأکید میکند.

از نظر فنی نیز فیلم در سطح بالایی قرار دارد. فیلمبرداری استیون یدلین فضای سرد کلیساهای نیویورک را با نورهای محدود و دقیق به تصویر میکشد و تدوین باب دوکسی نقش مهمی در حفظ تعلیق و ریتم روایت دارد. هرچند معما شاید بیش از حد پیچیده و عملاً غیرقابلحل باشد، اما مانند دیگر آثار این مجموعه، تمرکز اصلی روی «چرایی» جنایت است، نه صرفاً «چه کسی».
در نهایت، Wake Up Dead Man: A Knives Out Mystery نشان میدهد که رایان جانسون همچنان یکی از تیزبینترین فیلمنامهنویسان نسل خود است. این فیلم با ترکیب هوشمندانه ژانر معمایی و دغدغههای اجتماعی، اثری سرگرمکننده، عمیق و امیدوارکننده خلق میکند؛ فیلمی که باور دارد انسانها بیش از آنچه فکر میکنند، به هم شبیهاند. شاید پاسخ معما پیچیده باشد، اما پیام فیلم ساده است: تنها با فهم مشترک میتوان از این خواب سنگین بیدار شد.



