آموزش زبان انگلیسی آنلاین فرالن
2.8/5 - (11 امتیاز)

نقد فیلم Marshland (لجن زار) محصول 2014

نقد فیلم Marshland (لجن زار) محصول 2014 5

کارگردان: Alberto Rodríguez

نویسنده: Rafael Cobos, Alberto Rodríguez

بازیگران: Javier Gutiérrez, Raúl Arévalo, María Varod

خلاصه داستان: لجن زار، فیلمی مهیج به کارگردانی آلبرتو رودریگز است. دو کارآگاه که در مورد تمام موضوعات با هم مخالفند، نشانه هایی از یک مجرم می یابند که می تواند در حل کردن پرونده بسیار مفید باشد اما…

صفحه IMDB فیلم

این یادداشت را بعد از تماشای فیلم بخوانید.

تازه در اواخر فیلم Marshland می‌فهمی شخصیت اصلی کیست و موضوع فیلم چیست. فیلم، پرسشی بسیار مهم از مخاطب دارد که آن را با یک نمایشِ بسیار زیرکانه و ماهرانه مطرح می‌کند. چیزی که فیلم را نجات داده، شخصیت پردازیِ صبورانه و ماهرانه است. ما دو پلیس داریم. اولی را الکلی می‌نامیم، دومی را متعهد. کدام‌یک قرار است مشکل را حل کند؟

از اول فیلم را به خاطر بیاورید. این پلیس الکلی بود که فورا فهمید پدرِ دو دختر، چیزی را پنهان می‌کند. این پلیس الکلی بود که چاقو را از کوئینی گرفت. این پلیس الکلی بود که دستگاه شنود در خانه‌ی دختر کار گذاشت. این پلیس الکی بود که در نهایت سباستین را کشت. حتی قاتل سوم را که مردی با ادکلن خوشبو بود را پیدا کرد.(هرچند نتوانست دستگیرش کنند).  پلیس الکلی کاربلد بود اما چرا؟ چون از جنس خلافکاران بود. از جنس شکنجه‌گرانِ بی‌رحم نازیسم.

مردِ روزنامه‌نگار و عکاس گفت:(( خودش تنهایی صد نفر رو شکنجه می‌کرده و توی کارش بهترین بوده)). در انتهای Marshland که این جمله را می‌شنویم به ابتدای فیلم برمی‌گردیم و می‌بینیم که احتمال اینکه حق با روزنامه‌نگار باشد بالاست. ضربه‌هایی که مرد الکلی به سر پدر دو دختر می‌زد را به خاطر بیاورید. او حرفه‌ای، پدر را به حرف آورد. همین‌طور صاحبِ خانه‌ی اجاره ای را. و حتی در ماشین، کوئینیِ سرکش را کتک زد و چاقویش را پس نداد. مرد، چهره‌ی مظلومی داشت. انگار که چیزی ته دلش نباشد. اما یک شکنجه‌گر حرفه‌ای نازیسم بود که اینطور پرونده‌ها برایش پیش و پا افتاده بود. مثل آب خوردن پرونده را حل کرد. اما آیا آزادی چنین فردی با این توجیه که می‌تواند این‌گونه پرونده‌‌ها را حل کند درست است؟ آیا این کار اخلاقی است؟

نقد فیلم Marshland (لجن زار) محصول 2014 7

محتوای فیلم Marshland (لجن زار) خیلی قوی‌تر از این است که به سادگی جواب این سوال را بدهد. به پرونده‌ی مورد نظر در فیلم دقت کنید. مرد دیگری هم در عکس‌های کویینی بود که دستگیر نشد و همه می‌دانیم که چه کسی بود. همان مرد ثروتمند و با نفوذی که با خونسردی با مرد الکلی روبه‌رو شد و دستش را فشرد و مرد الکلی دستش را بویید، دست نرم و خوشبویش که همان نشانه‌هایی بود که دختر به پلیس داده بود. پلیس نازیسم فهمید که قاتل اصلی خود اوست؛ به پشتوانه‌ی ثروت و نفوذ او بوده که کوئینی و سباستین جرات آن جنایات را پیدا کرده‌اند. اما ارتقای حقوق، نهایت چیزی بود که مرد نازیسم به آن فکر می‌کرد.

در پایان کار دیدیم که روزنامه‌ها از پلیس متعهد به عنوان گره‌گشای پرونده یاد کرده بودند و اینکه نامی از پلیس نازیسم در روزنامه نبود برایش اصلا اهمیتی نداشت. حتی به همکارش تبریک گفت. گرچه خودش می‌دانست خود او بوده که پرونده را حل کرده‌. اما بعد از گذراندن دوران شکنجه‌گری چیزی جز خوش‌گذراندن با زن ها را نمی‌خواهد و این افتخارات برایش پوچ و مضحک است. او می‌داند که این مدل افتخارات، مختص احمق‌هاست. پلیس متعهد عکس هایی را که مرد روزنامه‌نگار به او می‌دهد را پاره می‌کند. خشمگین است چرا که می‌داند دو قاتل را گیر انداخته اما خودش کنار مردیست که قاتل صدها نفر است. ولی بازهم با او همراه می‌شود و شهر را ترک می‌کند. شهری که قاتل اصلی و بانفوذ هنوز سالم همانجاست!

نویسنده: فاطمه دلفانی

2.8/5 - (11 امتیاز)
نظر شما چیست؟ شما هم نظر خودتان را در مورد این فیلم در بخش نظرات بنویسید. اگر نظر و مطلب مفید و کاملی داشته باشید، امکان اضافه شدن نظر شما به محتوای این پست وجود دارد!
حتما عضو کانال تلگرام و صفحه اینستاگرام سینما مدرن باشید! ما در تلگرام و اینستاگرام مطالب متفاوت تری داریم که در سایت نیست!
2.8/5 - (11 امتیاز)
کمیل در 13 اکتبر 2022 ساعت 23:05 پاسخ

واقعا بررسی عالی کردین.

مسعود در 30 اکتبر 2023 ساعت 05:24 پاسخ

پلیس الکلی به سرطان پروستات مبتلا بود و وقت زیادی برای زنده موندن نداشت.شاید دلیل بزرگواریش و تبریکش به همکار جوان و اینکه مدعی حل پرونده نشد این بود.در مورد بستر اجتماعی فیلم… فیلم در آندلس اتفاق افتاد مکان مشهوری که در اروپا چند صد سال تحت سیطره ی مسلمین بود ولی در نهایت به اروپا و مسیحیت پیوست.به المان های عقب ماندگی و افسردگی مردمش دقت داشتید؟ و اما کشور رها شده از دیکتاتوری فرانکو و بعد از انقلاب… خرابی و بی سامانی و افرادی از دیکتاتوری سابق که ناچار در بدنه ی اجتماع و‌ دولت بعدی هم حضور دارند،مردمان سردرگم فقر و … راستی اصلا براتون سوال شد چرا اون دخترها یکی پس از دیگری بدنبال فرار از محل زندگیشون بودند و در دام افتادند؟ چرا همشون با وجودی که میدونستن دوستاشون بعد از همراهی کوئینی ناپدید میشن بازهم همون راه رو رفتند.با سه مدل جنایتکار مواجه بودیم که در عین همکاری خط کاری جداگانه داشتند.کوئینی دختران رو اغفال میکرد و ازشون بهره کشی جنسی میکرد و برای پول به مرد پولدار شیک یا گورالس اجازه میداد و به درخواست اون مرد ازشون عکس میگرفت.مرحله ی بعدسباستین در نقش ناجی ظاهر میشد و بهشون پیشنهاد کار در شهری بزرگ و رهایی از بی آبرویی عکس ها و زادگاه نکبتی شون رو میداد.سباستین دنبال لذت یا فانتزی نبود.سباستین یک قاتل سادیسم و بیرحم بود که از کشتن و مثله کردن لذت میبرد و البته که کوئینی و گورالس برای اینکه گند کارشون درنیاد در هماهنگی کامل با سباستین بودند.

کنجکاو در 8 نوامبر 2023 ساعت 23:18 پاسخ

پرنده تو مسافرخونه و فلامینگو نماد چی بودن؟

ناشناس در 6 سپتامبر 2024 ساعت 20:16 پاسخ

سلام
متن جالبی بود.

ناشناس در 24 جولای 2025 ساعت 22:53 پاسخ

خیلی زیبا نقد کردین. ممنون

بهترین فیلم های اکشن تاریخ سینمای آمریکا این ها هستند! نهایت اکشن اینه بهترین فیلم های اکشن تاریخ سینمای آمریکا این ها هستند! نهایت اکشن اینه مشاهده