
“عمیقترین گودال جهنم از آن خیانتکاران است، چرا که آنها اعتماد را در آدمی کشتهاند” دانته/کمدی الهی
فیلم، ماهرانه نشان میدهد که خیانتِ دیگران، ما را به چه موجودات خبیثی تبدیل میکند. نباید اجازه دهیم این اتفاق بیفتد اما ناخودآگاه اعتماد که در آدمی بمیرد به همراه آن خیلی چیزها میمیرد. مردی که به وضوح وقاحت همسرش را میبیند که دوست پسرش را به صرف شام به خانهی خودشان هم دعوت میکند؛ حالا فقط یک چیز میخواهد مرگ همسرش و ثروت او!
کارگردان: Alfred Hitchcock
نویسنده: Frederick Knott
بازیگران: Ray Milland, Grace Kelly, Robert Cummings
خلاصه داستان: یک تنیس باز بی پول نگران علاقه همسر ثروتمندش به یک نویسنده است. او تصمیم به قتل همسرش میگیرد و با تهدید یک سابقه دار او را مجبور به همکاری در جرم میکند. او باید گریس کلی را به قتل برساند و همزمان ری میلاند در یک کلوپ شبانه خودش را نشان بدهد که مدرک بی گناهی اش باشد. اما همه چیز طبق نقشه پیش نمی رود و …
موضوع فیلم موضوع جالبی است؛ جنایتکاران خردهپا، اعتماد به نفس کاذب و احمقانهای دارند. گمان میکنند میدانند در هر شرایطی چه اتفاقی ممکن است رخ دهد و برای آن آمادهاند. فرقشان با جنایتکاران حرفهای در همین است؛ حرفهایها برای اتفاقی که احتمالش را نمیدهند هم آمادهاند. هوشی سیاه که البته مرد در فیلم از آن بیبهره است. در ابتدا گمان میکند نقشهای بی نقص طراحی کرده تا جایی که مخاطب هم که در اوایل فیلم در جریان نقشه قرار میگیرد آن را ممکن و ساده میبیند، ولی هرچقدر فیلم رو به جلو حرکت میکند میبینیم با چه اتفاقات پیش و پا افتادهای کنترل اوضاع از دست میرود.

گمان نکنید در جهان نقشهای وجود دارد که فقط به ذهن شما خطور میکند. یکی از جالبترین سکانس ها سکانسی است که دوست پسر زن به شوهر زن میگوید تو این دروغها را به پلیس بگو تا زن نجات پیدا کند. یک قصه سرهم بندی میکند تا شوهر با آن زن را نجات دهد اما جالب اینجاست که همهی آنها دقیقا عین واقعیت بودند. هر چیز که به ذهن تو خطور کند امکانش هست که به ذهن دیگری هم خطور کند. و این را باهوشها میدانند؛ و این را باهوشها تجربه کردهاند. برای همین است که معمولا افراد احمق و کمهوش، غرور و تکبر بیشتری دارند و باهوشها فروتن هستند.

در فیلم مخاطب نمیداند دوست دارد چه اتفاقی رخ دهد. زن بیگناه نیست و به مردی که دوستش میدارد خیانت وقیحانهای کرده. مرد هم بیگناه نیست و برای انتقام، روشی ناجوانمردانه به کار گرفته! از آن فیلمهایی است که خیلی قلبت برای شخصیت نمیتپد بلکه میخواهی بدانی بالاخره چه اتفاقی میافتد.
فیلم کمی پیچیده است و برای عاشقان فیلمهای معمایی انتخابیست عالی. اثری ماندگار از امپراطور سینما یعنی آلفرد هیچکاک!
به فیلم نگاه کنید! بدون صحنههای اکشن قلب را به تپش وامیدارد و مخاطب را میخکوب میکند. بزرگی میگفت کارگردان هرچقدر ماهرتر باشد فیلمش کمهزینهتر است.
سینما یک هنر است. پس گمان نکنید کلید جذابیتش پول است.نه! هنر فقط یک کلید دارد:خلاقیت





