در این نقد و بررسی سراغ نقد فیلم مستاجر رومن پولانسکی رفته ایم. مستأجر (The Tenant) عنوان یک فیلم ترسناک روانشناسانه به کارگردانی رومن پولانسکی است که در سال 1976 منتشر شد. این فیلم بر اساس رمان مستأجر از رولان توپور ساخته شده است. مستأجر آخرین فیلم از «سهگانه آپارتمانی» پولانسکی است. این فیلم پس از انزجار و بچه رزماری به جشنواره فیلم کن راه یافت.

کارگردان: Roman Polanski
نویسنده: Roland Topor , Gérard Brach
بازیگران: Roman Polanski, Isabelle Adjani, Melvyn Douglas
خلاصه داستان: مستاجر (The Tenant) فیلمی در سبک وحشت روانشناختی با بازی و کارگردانی رومن پولانسکی است. ترلکوفسکی که مدتی است به دنبال خانه میگردد، اتاق مناسبی را در آپارتمانی کرایه میکند، او متوجه میشود که برای مستأجر قبلی این اتاق چند روز قبل از مراجعه او، اتفاق ناگواری رخ داده است …
هیچکس خودکشی نمیکند. همهی کسانی که خودکشی میکنند به دست اطرافیانشان به قتل میرسند. پولانسکی مردِ بزرگ سینماست. با متانت و طمانینه، پیش میرود و آرام آرام تو را با فجایع دنیای اطرافت آشنا میکند. پولانسکی آرامشی دارد که هر کارگردانی ندارد. ما فورا متوجه هیولاهای اطرافمان نمیشویم.باید کمی زمان بگذرد. گرگهایی که اطرافمان هستند شبها چشمانشان میدرخشد نه در روز. خونآشامهایی که همسایهی ما هستند عادت دارند به آرامی خون ما را بمکند نه فورا.
مردی که برای اجارهی آپارتمان فورا وارد فیلم میشود در واقع نماد انسانی صادق است که میخواهد با تمدن دست دوستی دهد. اما همین تمدن، وحشیانه او را تکهتکه میکند تا جایی که مرد مجبور به خودکشی میشود. در کافهای که روبهروی آپارتمان است هر روز به مرد صبحانهای میدهند که او اصلا سفارش نداده. و پول آن صبحانه را هم از مرد دریافت میکند. چرا؟ چون مرد گمان میکند پرخاشگری غیرمتمدنانه است. شب مهمانی همسایه به خاطر سر و صدا، شخصیت او را نزد مهمانانش لِه میکند. روزی که مرد به آپارتمان دوستش میرود متوجه میشود سبک زندگی آنها در آپارتماننشینی متفاوت است. خبری از مدارا نیست. اگر همسایه شاکی است تو نیز باید صدایت را بالا ببری وگرنه تسلیم شدهای و باختهای.

همانطور که گفتیم پولانسکی آرامآرام پیش میرود. شروع به لاک زدن اولین قدم از خودبیگانه شدن این شخصیت است. کمکم همسایههای گرگ صفت با خواستهها و رفتار نامعقول، مرد را به سمت جنون میکشانند. مثلا یکی از انها میخواهد استشهادی راعلیه زنی بیگناه و بینوا امضا کند. مرد با رد کرد این تقاضا در واقع اعضای آپارتمان را به جنگ با خود دعوت کرده. نمیتوانی به تنهایی علیه اتحادی که در جامعهی مدرن شکل گرفته حرکت کنی. که اگر اینکار را بکنی باید تاوانش را بدهی. تاوان سنگینی دارد ایستادن در مقابل اشتباهات تمدن امروزی. مرد مهاجر است. او به حقوق شهروندی خود از جانب فرانسه تردید دارد. او خود را حتی در کشور فرانسه هم مستاجری میداند که باید یا به عنوان شهروند درجهی چندم بماند یا ازین کشور که متعلق به او نیست و پلیسش چندان اعتنایی به مشکلات او ندارد، برود. مرد چنان دچار عذاب و وحشت از همسایگان شده که اگر خودکشی اول ناموفق باشد بدون تردید دوباره دست به خودکشی میزند. چرا موقع خودکشی، خودش را میبیند. چرا روی تخت خودش را نمیشناسد. بازی زیبایی است. اما مفهومش چیست. شاید آن واحد از آپارتمان متعلق به کسانی است که سرنوشت مشابه طی میکنند. در فیلم بچهرزماری هم کسی در آپارتمان خودکشی کرده بود و رزماری هم توسط شیاطین محاصره شدهبود.
سهگانهی آپارتمان پولانسکی، بدبینی او را نسبت به جامعهی امروزی و مدرن نشان میدهد. جملهی معروفی هست که میگوید:((وحشیان، یکدیگر را میدرند و متمدنان یکدیگر را میفریبند)). در آپارتمانهای پولانسکی، فریب میخوریم و در نهایت مغلوب میشویم. اگر اعتماد کنیم. اگر مبارزه نکنیم.




