
سینمای هونگ سانگ سو به طرز مرموزی مملو از عجایب است. عجایبی که در قالبی مینیمال ، با ساده انگاری ای که عامدانه آماتوریزه شده است خودنمایی میکنند. در مورد “همین حالا ، نه همون موقع” که ترجمه ای است که چندان با عنوان ترجمه ناشدنی فیلم همخوانی ندارد و شیطنت انتخاب اسم با به کارگیری اصطلاح Right Now در زبان انگلیسی به چشم میخورد ، باید گفت که هونگ سانگ سو به دستاوردی شگفت انگیز در جهان شخصی آثار خودش رسیده. درواقع فیلم تبدیل به شاخص یا معیاری میشود که میتوان آنرا به تمام سینمای سانگ سو تعمیم داد یا مقیاس دیگر فیلم هارا با این متر اندازه گرفت. “همین حالا ، نه همون موقع” تشکلی است از دو روایت ، دو اتفاق مشابه با چشم اندازهایی متفاوت. فیلم عملا به دو بخش تقسیم میشود و دو داستان یکسان را با احتمالات متغیر بازگو میکند. در داستان اول ، فیلمسازی که برای نمایش فیلمش و جلسه نقد و بررسی آن یک روز زودتر به شهر سوون میرسد ، با دختر جوان نقاشی آشنا میشود که آشکارا دل به او میبندد.
اصولا کاراکترهای فیلم های هونگ سانگ سو طبق قواعد خاصی با یکدیگر ارتباط میگیرند. آنها با خجالت و کم رویی شروع به صحبت میکنند. احترام و ادب دو ویژگی ای است که شخصیت های سانگ سو همیشه در ایجاد ارتباطات اجتماعی به آن مقیدند (به روش دست دادن ها دقت کنید. زبان بدن تلویحا بخشی از میزانسن های این فیلمساز کره ایست). فیلمساز با نقاش آشنا میشوند و دوباره طبق اصول ارتباطی سینمای سانگ سو ، آنها به کافه میروند. اساسا نشستن در کافه و نوشیدن قهوه یا مشروب (سوجو) عمده ی فضای فیلم های هونگ سانگ سو را تشکیل میدهند. بدیهی است که انسان شکل گرفته در ذهنیت این فیلمساز ، از ویژگی های نسبتا روشنفکرانه ای برخوردار است. آنها کافه میروند ، عموما کار هنری انجام میدهند ، صحبت هایشان علی رغم برخورد به بن بست و بعضا ناتوانی در بیان ، اصولا در مورد پیچیده ترین و عمیق ترین حالات فلسفی/درونی انسانی است.

هونگ سانگ سو به خصوص در این فیلم ، انسان هایی هرچند ساده اما با جزئیات فراوان خلق میکند و با به بازی گرفتن این جزئیات روایتش را پیش میبرد. حالا در داستان اول ، فیلمساز که دل به نقاش بسته ، طبق اخلاقیات ، از نقاشی های او تعریف میکند و حتی صادقانه در جمعی اذعان میکند که ازدواج کرده و فرزند نیز دارد. دختر نقاش با شنیدن ماجرای ازدواج نا امیدانه به اتاق میرود و جمع را ترک میکند. در ادامه فیلمساز در جلسه نقد و بررسی فیلمش نیز با پرخاشگری علیه مردم ، دلخوری های خود را بیان میکند و جلسه را ترک میکند. داستان اول به اتمام میرسد و داستان دوم دقیقا مشابه به روایت قبلی آغاز میشود. این بار همه چیز از صفر و حالا کاراکتر فیلمساز به شکلی متفاوت عمل میکند. ازدواج خود را پنهان نگه میدارد ، نوعی معصومیت برای خود میخرد ، نقاشی های دختر را بی پروا تخریب میکند ، در جمع دوستانه لخت میشود و اساسا با کاراکتر اخلاق مدار اپیزود اول ، تغییری شگرف به وجود میاورد و این بار این دختر نقاش است که دل به او میبازد. نکته کنایه آمیز اما آن است که فیلمساز بی اخلاق در جلسه پرسش و پاسخ با مردم با ملایمت و ملاحت برخورد میکند و فیلمساز اخلاق مدار رویکردی پرخاشگرانه دارد.
نگاه رادیکال هونگ سانگ سو نسبت به اخلاقیات و نمود آن به شخصی ترین ابعاد زندگی خود که در بخش های متفاوتی از فیلم هایش مشهود است ، به طور جدی خودنمایی میکند. هنرمندان و روشنفکرانی که در خیابان های سئول یا شهرهای حومه دائما قدم میزنند ، سیگار میکشند ، مست میکنند و البته عاشق میشوند. اما آنچه که شمایل این هنرمندان را میسازد ، نه جایگاهی رفیع و تیپ های آنچنانی ، که نوعی سادگی افراطی ، سردرگمی و تفکراتی پیچیده است. “همین حالا ، نه همون موقع” نمونه ای است از سینمایی که با بودجه و پروداکشنی ناچیز ، ساختاری مستحکم از لحاظ هنری می آفریند. سانگ سو خودش را میان کاراکتر هایش تقسیم میکند ، گاهی با بغض و کینه حرفش را میزند و گاهی در اوج متانت…
نویسنده : ایمان رضایی
