بررسی فیلم پنهان اثری از هانکه
از نظر من میتوان این فیلم را در دستهٔ فیلمهایی قلمداد کرد که به تعریفه عامیانه اِگزجره است. سرتاسر فیلم را تعلیقی فرا گرفته که انگار هانکه قصد ندارد آن را متوقف کند . از طرفی فیلم دارای ایجاز نیست ، خصوصاً دیالوگ ها و صحنههای طولانی که هیچ کمکی به مخاطب برای آگاه شدن از تعلیق ها نمیکرد .
فیلم داستان مردی متاهل که خانواده ایی مرفح دارد را به تصویر میکشد مرد مجری تلوزیونیست، یک برنامه که درباره کتاب ها صحبت میکند بنابراین اگر خانهی آن ها سرتاسر کتاب است نباید تعجب کنیم .
فیلم با یک پلانسکانس طولانی از نمای یک خانه که در خیابانی تنگ قرار گرفته آغاز میگردد و صدای خارج از قاب که دربارهٔ تصویر صحبت میکنند .که بعد از آن متوجه میشویم که همهی این فیلمها و تصاویر یک ویدیو ارسال شده برای خانواده است که زندگی آنها را به وسیله یک دوربین که او را زیر نظر دارد وهمناک و تهدید وار به نمایش گذاشته شده.
خانواده ژرژ یك خانواده روشنفكر امروزی است كه از بیماری هایی كه گریبانگر خانواده های این عصر است، بی نصیب نیست. این خانواده، خانواده ای است كه از حال و روز و درونیات هم بی خبرند. دغدغه های بحران بلوغ پسر دوازده ساله اگرچه خانواده می داند كه بحرانی است (در دیالوگ ژرژ و مادر پیرش در می یابیم)، اما از نظر خانواده دور است. مادر كه برای انتشارات كار می كند و یا پدری كه مجری یك برنامه موفق تلویزیونی نقد و بررسی ادبی است، هیچ كدام به این دغدغه ها اشراف ندارند. حقیقت پسر كه دارد بزرگ می شود پشت كتاب كودكانه ی”سگی در ماه” كه خود را پشت آن پنهان كرده، پنهان شده است. روابط نزدیك مادر و رییس و همکار او هم شاید چیزی در خود پنهان دارد كه ما نمی دانیم و البته فیلم در صدد نشان دادن آن نیست.
دنیای سرد و روابط این آدمها بی هیچ گرما و زیبایی و هیجانی است و در میهمانی شام به وضوح لودگی و هیجان كاذب و مسخره بازی دوست خانواده را می بینیم كه تنها لحظه ای یخ این موجودات سنگی را می شكند و آنها را می خنداند.
نگرانی مرد از اینکه روز به روز توسط دوربینی تحت نظر است زندگی او که روز به روز بیشتر روبه زوال میرود.
لازم به ذکر است که مخاطب تا بخشی با فیلم همذاتپنداری میکند و منتظر ادامهٔ آن است ام تا بخشی در ادامه به نوعی مخاطب را خسته میکند
این فیلم جهانی سورئالیستی را برای ما به نمایش نمیگذارد ، دنیایی رئال را به تصویر میکشد که در آن پر از چگونگی و چرایی وجود دارد و کاراکتر به دنبال آنهاست به نوعی میتوان گفت راوی در برخی از بخشها با اینکه پنهان است اما زودتر یا دیرتر از مخاطب پیش نمیرود.
به تعبیری دیگر دوربین همراه مخاطب در جستوجوی عامل تهدید کننده است با این حال هانکه همانند دیگر آثارش در این فیلم قصد دارد مخاطب را سردرگم ، خسته و یا حتی عصبانی کند شاید بتوان این اِلمان را برای توجیح این سردرگمی یک حُسن به حساب آورد .

این دوربین پنهان تا جایی پیش میرود که روی زندگی زناشویی آنها تاثیر میگذارد و مرد به فردی مشکوک میشود که در کودکی به او تهمتی زده
همانطور که دوربین پنهان تا خانهی کودکی ژرژ میرود و ترس او اختلافات خانوادگیاش بیشتر میشود
طی ویدیوی بعدی که برای او فرستاده میشود ژرژ به آدرس یک خانه در یک ساختمان پی میبرد و به آنجا میرود با همبازی دوران کودکی خود مواجه میشود اورا تهدید میکند که دیگر ویدیویی نفرستد اما او اظهار میکند که کار او نیست.
ژرژ از ملاقاتش با او به همسرش چیز دیگری میگوید اما وقتی به خانه رفته نوار ویدیویی ملاقات آنها به خانهٔ او فرستاده شده است. بنظر من در این سکانس هانکه دوربین پنهان را به شدت قوی نشان میدهد آنقدر که ژرژ حتی نمیتواند دروغ بگوید . آنقدر که در زندگی خود با همسرش دچار بی اعتمادی میشود و هرچه که میگذرد اختلافات آنها بیشتر میشود .
تصاویر واقعی و تصاویر ویدئویی فرد ناشناس، چنان درهم تنیده شده اند که گاهی تمایز میان آنها برای تماشاگر دشوار می شود. همینطور تغییر زاویه دید که شکل پیچیده ای به روایت هانکه بخشیده است. و تنها جذابیت آن در این است که نه کاراکتر و نه مخاطب از کسی که فیلمها را میفرستد بیخبر میماند و کاراکتر هم همراه مخاطب درمانده ، خسته و عصبی میشود که این یکی از ویژگی های آثار هانکه است و جای تعجبی ندارد .
هانکه بدون اینکه در فیلم خود از ویژگی های اکسپرسیونیستی استفاده کند توانسته هم کاراکتر و هم مخاطب را با ترس ، هیجان و نوعی خشونت زیرپوستی که همه اینها را در زیرمتن فیلمش گنجانده مواجه کند .
ما همراه با کاراکتر سرگشته و سردرگم میشویم چرا که بازی دانیل اتوی در نقش ژرژِ درمانده نیز بیتاثیر نبوده است.







