دکتر اسلیپ (Doctor Sleep)، یک فیلم آمریکایی در ژانر فانتزی تاریک ترسناک به نویسندگی و کارگردانی مایک فلناگان است که در سال ۲۰۱۹ اکران شد. فلناگان علاوه بر نویسندگی و کارگردانی فیلم، تدوینگر و یکی از تهیهکنندگان اجرایی فیلم نیز است. دکتر اسلیپ دنبالهای بر فیلم مشهور درخشش به کارگردانی استنلی کوبریک است و فیلمنامه آن بر اساس رمان دکتر اسلیپ که در سال ۲۰۱۳ توسط استیون کینگ نوشته شده، به رشته تحریر درآمده است. در این فیلم، یوان مکگرگور در نقش دنی تورنس ظاهر شدهاست. از دیگران بازیگران فیلم میتوان به ربکا فرگوسن، جیکوب ترمبلی، بروس گرینوود و امیلی آلین لیند اشاره کرد.
نقد و بررسی فیلم Doctor Sleep: دنیای ایکس من استفن کینگ با مقدار کمی The Shining
قبل از تماشای Doctor Sleep «دکتر اسلیپ» تعجب کردم که چرا استودیوی برادران وارنر این فیلم را قبل از هالووین اکران نکرد. کاملا منطقی بود که دنباله یکی از بهترین فیلمهای ژانر وحشت در زمانی منتشر شود که همه مردم به دنبال فیلمهای ترسناک هستند. اما پس از تماشای فیلم این تصمیم استودیو به نظرم منطقی آمد چون اقتباس مایک فلنگن (Mike Flanagan) از رمان استفن کینگ (Stephen King) واقعا یک فیلم ترسناک نیست. این فیلم عناصر ترسناکی دارد، اما بیشتر شبیه یک داستان ابرقهرمانی عالی است که در آن مردم با قابلیتهای خاص از این ویژگی برای محافظت از دیگران یا تسلط پیدا کردن بر آنها استفاده میکنند. این داستان خیلی شبیه X-Men «مردان ایکس» است و این نکته جالبی برای من بود. با این حال فیلم گاه و بیگاه به این نکته اشاره میکند که چطور بزرگترها از زندگی و احساسات کوچکترها سوء استفاده میکنند. بررسی این نکته بهترین لحظات Doctor Sleep را رقم زده، اما وقتی فیلم وارد دنیای جنگ بین این افراد با قابلیت خاص میشود، اصلا نمیتواند در حد و اندازه فیلم قبلی خودش یعنی The Shining «درخشش» ظاهر شود. نقد فیلم درخشش را در سینما مدرن بخوانید.
دنی تورنس پس از جان سالم به در بردن از وقایع The Shining حالا به دنی آسیبدیده و الکلی (با بازی ایوان مکگرگور (Ewan McGregor)) تبدیل شده است. دن پس از کمک گرفتن از بیلی فریمن مهربان (با بازی کلیف کرتیس (Cliff Curtis)) هوشیاری و آرامش خودش را در کمک کردن به بیماران بدون درمان برای داشتن یک مرگ آرامشبخش پیدا میکند. اما آرامش دنی وقتی به هم میخورد که دختری به نام آبرا استون (با بازی کایلی کوران (Kyleigh Curran)) که مثل او قابلیت خاصی دارد از او کمک میخواهد. آبرا و بچههای شبیه او توسط گروهی شرور به نام True Knot به رهبری رُز (با بازی ربکا فرگوسن (Rebecca Ferguson)) ردیابی میشوند. این گروه با استفاده از درخشش نیروی زندگی را از مردم میگیرند تا طول عمر خود را بیشتر کنند. دن باید با مشکلات خودش کنار بیاید تا در شکست True Knot به آبرا کمک کند.

جنگ بین افرادی با قابلیت خاص در مقابل افرادی دیگر با قابلیت خاص که بیشتر مدت زمان Doctor Sleep را تشکیل داده جالب است. فلنگن فکر کرده این جذابیت خاصی برای بیننده دارد چون داستانش را اینطور شروع میکند که True Knot یک دختر جوان را که تهدیدی برای آنهاست از بین میبرند. تماشای این نبردهای ذهنی واقعا جذاب است، مخصوصا وقتی با شخصیتهای قدرتمندی مثل رُز و آبرا طرف هستیم. نبرد بین خوب و بد همیشه سرگرم کننده است، مخصوصا وقتی فلنگن آن را اداره کند.
قبلا هیچکدام از آثار فلنگن را ندیده بودم اما تعریفهای زیادی درباره The Haunting of Hill House «تسخیرشدگی عمارت هیل» و Oculus «آکیولوس» شنیده بودم. او در اینجا هم با تصاویر خیالی که نشان میدهند او قصد کپی کردن از اثر استنلی کوبریک (Stanley Kubrick) را ندارد خودش را اثبات کرده و به جای آن میخواهد فیلم محصول ۱۹۸۰ را به رسمیت بشناسد تا اینکه تقلیدی مسخره از آن انجام دهد. فلنگن در اینجا دنیای مخصوص خودش را خلق کرده در حالی که روی خط باریکی بین فیلم کوبریک (که کینگ اصلا از آن خوشش نمیآید) و رمان استفن کینگ حرکت میکند. در حالی که فیلم کوبریک بیشتر درباره تقاطع خشونت و دیوانگی است، تاکید فلنگن روی این است که سوء استفاده کردن از دیگران چطور شخصیت ما را شکل میدهد و نسلهای مختلف چقدر به یکدیگر مدیون هستند.

مشکل اینجاست که بررسی آسیبهای بین نسلی هرگز به بهترین شکل بیان نمیشود. این قضیه در فیلم قابل لمس است و در کارهای گروه True Knot که برای طولانی کردن عمر خودشان بچهها را میکشند کاملا آشکار است، اما کشش احساسی داستان باید در آسیب شخصی دن باشد و Doctor Sleep در رسیدن به این نقطه موفق عمل نمیکند. به نظر میآید فلنگن قصد داشته داستانهای زیادی را پوشش دهد و در حالی که گروه بازیگران فرصت خوبی برای خودنمایی دارند، اما آسیب شخصی دن نیروی محرک داستان نیست. رنجهایی که او در بچگی پشت سر گذاشت و رابطهاش با پدرش منجر به برخی از بهترین صحنههای فیلم میشوند، اما این لحظات با نبرد ذهنی دیگر شخصیتها ارتباط منسجمی پیدا نمیکنند.
به هر حال خوشحالم که فلنگن اجازه نداده The Shining تاثیر زیادی روی فیلم او داشته باشد. البته اشارات جالبی به آن فیلم در اینجا وجود دارد که حس نوستالژی مخاطب را برمیانگیزد، اما فلنگن خیلی خوب به Doctor Sleep اجازه داده اثری کاملا مجزا باشد نه اینکه فقط بخواهد خودش را از زیر سایه سنگین اثر کلاسیک کوبریک بیرون بکشد. به جای آن فلنگن The Shining را به عنوان اثری که همه آن را میشناسیم در نظر گرفته و از آن برای قدرت بخشیدن به داستان سرگذشت دن و ارتباطش با آبرا استفاده میکند. این رویکرد باعث شده Doctor Sleep یک دنباله هوشمندانه باشد که خیلی خوب بارهایی که روی دوشش قرار گرفته را به یک دارایی باارزش تبدیل کرده است.
Doctor Sleep از آن دست فیلمهایی است که آنقدر کارش را خوب انجام میدهد که خیلی نمیتوان به مشکلاتش ایراد گرفت. فلنگن یک فیلم خیلی جالب ساخته که از اشارات ترسناک برای تقویت داستان و خطراتش استفاده میکند. تمام گروه بازیگران فوقالعاده هستند، مخصوصا فرگوسن که میتواند لقب بهترین شرور امسال را از آن خودش کند. اما نکته قابل تحسین این است که فیلم توانسته پلی بین کتابها و فیلم ۱۹۸۰ ایجاد کند تا طرفداران هردوی آنها از آن راضی باشند. این فیلم شاید به خوبی فیلم کوبریک نباشد، اما تلاش هم نمیکند به آن خوبی باشد. به جای آن توانسته وحشتهای خاص خودش را خلق کرده و آنها را به شکل آسیبهای بین نسلی که با قدرتهای ابرقهرمانی قابل حل شدن هستند نشان دهد.
منبع: artnewspress
نقد و بررسی فیلم Doctor Sleep – دکتر اسلیپ
دنباله فیلم Shining (درخشش)، به اندازه نسخه اصلی خوب نیست، افتضاح هم نیست، بیشتر حسوحال یک اثر ابرقهرمانی متوسط را به بیننده میدهد، میتوانیم بگوییم سازنده کاری کرده که در انتها نه سیخ بسوزد و نه کباب! اشتیاق ما برای تماشای فیلم Doctor Sleep فقط به اینکه دنباله درخششِ استنلی کوبریک است، ختم نمیشود، چراکه یک دلیل مهم دیگر، حضور کارگردانی به نام «مایک فلاناگان» پشت دوربین است، شخصی که یکی از بهترین سریالهای ترسناک سالهای اخیر به نام «تسخیر عمارت هیل» (Haunting of the Hill House) را به طرفداران ژانر وحشت، تقدیم کرده است.
همانطور که میدانید «درخشش» کوبریک یک اثرنمادین است که توسط نویسنده اصلی آن یعنی استیون کینگ، مورد تنفر واقع شد، بعدها مجموعه تلویزیونی از روی همین کتاب ساخته شد که به منبع اقتباس وفادارتر بود. کوبریک تغییر و تحولات مختلفی را در داستان و شخصیتها ایجاد کرد، شاید اگر او این کار را نکرده بود، «درخشش» به احتمال قوی، به یکی از دهها اقتباس متوسط و فراموششدنی از آثار کینگ تبدیل میشد. اما در نهایت، او اثری رعبآور ساخت که حتی پس از چهار دهه، بهخوبی ذهن مخاطب را درگیر میکند، سکانسهایی خلق کرد که همواره در زمره ارزشمندترینهای سینما قرار میگیرند، «درخشش» با آن موسیقی وهمآور، فضای سرد و پیچیده و بازی فوقالعاده دیوانهوار جک نیکلسون، اثری بهیادمانی است. اما فیلم «دکتر اسلیپ» ما را به سالها بعد میبرد، جایی که جک تورنسِ کودک، پس از فاجعه «هتل اورلوک» تبدیل به مردی بالغ اما دارای مشکلات روحی و روانی و اعتیاد شدید به الکل شده است. برخی اتفاقات در کودکی هرگز فراموش نمیشوند، ایوان مکگرگور نقش بزرگسالیِ دنی تورنس را ایفا کرده، فردی که شوکهای واردشده بر او، تاثیر مخربی بر ادامه زندگیاش داشته است.

این نخستین تجربه فلاناگان در اقتباس از آثار کینگ نیست، او قبلاً فیلم «بازی جرالد» را برای نتفلیکس تولید کرده بود که اثری خوب به شمار میآید اما بیشک وقتی روی «درخشش» دست گذاشته میشود، قضیه اساساً فرق میکند. باید بگویم که این فیلم قصد ندارد «درخشش» بعدی باشد، آن ماندگاری، آن ترس و آن اتمسفری که به طرز ریزبینانه، خوفناک بود، ندارد. به نظر میرسد فلاناگان فرمولی برای راضی نگه داشتنِ همه پیدا کرده، افرادی که فیلم Shining را دیده و تحسین کردهاند، صحنههای بسیار آشنایی در این فیلم مشاهده میکنند، مانند صحنه فوران خون از آسانسور که در «درخشش» از زاویه دید «دنی» و در این فیلم از زاویه دید «رز» به تصویر کشیده میشود. حتی صحنههایی از تقابل شخصیتها در دالان مارپیچی هتل (چیزی که در کتاب وجود ندارد) به فیلم اضافه شده، برخی صحنههای عیناً بازسازی شدهاند و حتی بازیگران دیگری آمدهاند تا نقش پدر و مادر دنی را بازی کنند. سازندگان سعی داشتهاند نماهای فوقالعادهی کوبریک را دوباره زنده کنند؛ اما از نظر داستانی سعی شده، هم وفاداری به منبع اقتباس حفظ شود و هم آنچه در فیلم «درخشش» اتفاق افتاده، زیر سوال نرود. در انتهای کتاب استیون کینگ، هتل اورلوک در آتش میسوزد، کوبریک پایان را به شکلی رقم زد که دنی و مادرش از آن مکان جهنمی بگریزند اما آن هتل همچنان پابرجا بماند. بدین ترتیب، فرصتی برای مایک فلاناگان پیش آمده تا به عنوان یک کارگردان، به تمام خواستههایش برسد، هم از لوکشین هتل برای زنده کردن خاطرات گذشته استفاده کند و هم عاقبتِ نهایی که کینگ برای هتل در ذهن داشت و کوبریک آن را دچار تغییر کرده بود، عملی کند.
ایرادی که میتوانم نسبت به فیلم دکتر اسلیپ بگیرم، این است که گاهی همانند یک اثر ابرقهرمانی جلوه میکند؛ با شخصیتهایی که قدرتهای ذهنیشان را به رخ میکشند و اینگونه نبردی بین خیر و باطل شکل میگیرد که تقریباً آن را به ژانری غیر از ترسناک، سوق داده است. بااینکه موضوع کمی روی اعصاب است، اما در انتها تقابلی که ایجاد میکند، میتواند تاحدی قابل قبول باشد. گروه «ترو نات» به رهبری Rose the Hat کارهای وحشتناکی برای بقای خود انجام میدهند، آنها حتی از قتل کودکان هم ابایی ندارند که برای دنی قابل چشمپوشی نیست. دنی هرگز شخصیت شجاعی از خود نشان نمیدهد اما وقتی پای یک نوجوان به نام «آبرا» با قدرتهای عظیم به میان میآید، نمیتواند دست روی دست بگذارد. حتی اگر این کار به معنای بازگشت به مبداء تمام مشکلات زندگیاش باشد، او میخواهد یک بار برای همیشه «رستگار» شود. و اما شخصیت «آبرا» یا همان دختری که دنی سعی در محافظت از او دارد، چندان ارتباطی با مخاطب برقرار نمیکند. آبرا من را یاد شخصی جز «کاپیتان مارول» نینداخت، او شدیداً پرقدرت و دلیر به تصویر کشیده شده، بهطوریکه به راحتی با «رز» مبارزه میکند، فاقد حس وحشت و ضعفهای یک انسانِ واقعی است، بنابراین نمیتوانم او را جزو نکات مثبت دکتر اسلیپ به شمار آورم.

فیلم Doctor Sleep در مجموع یک اقتباس خوب است که موفق نمیشود یک اثر ترسناک خوب هم باشد و نهایتاً به اثری متوسط در این ژانر تنزل مییابد، فلاناگان با «تسخیر عمارت هیل» ثابت کرد چقدر کاربلد است، اما اینجا به شکل واضحی دست از خلاقیت برداشته، معمولاً ریسک کردن در اینگونه مواقع دو نتیجه بیشتر ندارد، یا به یک شاهکار ختم میشود یا به یک فاجعه جبرانناپذیر، فلاناگان سعی کرده با دور زدن ریسک، مسیر خود را بین این دو نتیجه پیدا کند. این فیلم را نمیتوان با «درخشش» مقایسه کرد، اینبار استیون کینگ کاملاً راضی است و اثر خود را «رستگار شده» تلقی میکند، آیا بینندگان سینمایی همین نظر را خواهند داشت؟ آیا ۴۰ سال دیگر از دکتر اسلیپ به عنوان یک شاهکار یاد میشود؟ هرگز این اتفاق نمیافتد، این یکی دیگر از آن آثار سینمایی است که بهراحتی به دست فراموشی سپرده میشود، با اینحال، میتوان از تماشای آن با کمی پایین آوردن سطح انتظارات لذت برد.
منبع: ipiramid






