کانال تلگرامی ما رو از دست ندید!

دیدگاه مدرن فیلمساز در دل اساطیر کهن (تحلیل و بررسی فیلم Valhalla Rising)

این یادداشت برای کسانی که فیلم را ندیده اند ممکن است حاوی اسپویل باشد
پیش از ورود به بررسی عناصر فیلم درخشان ویندینگ رفن ، لزوم کار آن است تا قدم به جهان افسانه های اساطیری اسکاندیناوی و اِدای شاعرانه و تاریخچه آن بگذاریم. احتمالا از بین اسامی این اساطیر ، “ثور” را به لطف سری فیلم های اونجرز و حضور معمول او در فیلم ها و سریال های نسبتا عامه گرایانه ، بعنوان قهرمانی محبوب و دلسوز بهتر بشناسیم. اما تفاوت عمده “خیزش والحالا” با باقی آثاری که دست روی اقتباس از چنین شخصیت هایی گذاشته اند ، دقیقا در حد فاصل همین گزینش اسطوره است. خدایی که رفن برای مانور شخصیتی خود انتخاب کرده ، “اودین” است. اودین خدای ترس ، جنگ و البته خِرَد بود. شمایل قهرمانانه ای در او یافت نمیشد و اتفاقا مورد اقبال عمومی نیز نبوده. او که یک چشمش را نیز در راه خرد از دست داده ، تالاری به نام “والحالا” را بنا میکند تا در آن به ارتباط با مردگان بپردازد. مردگانی که دوباره به زندگی برمیگردند و اودین بهترین هایشان را برگزیده و از آنها بهره میبرد. جهان اودین در ادای شاعرانه ، جهانی تیره و تار و شبیه به دوزخ تصویر شده. جهانی مملو از ترس و بی رحمی. در نتیجه حضور اودین با بازی مدس میکلسن در “خیزش والحالا” ، آن دورنمای همیشگی قهرمانانه در آثار این چنینی را شامل نمیشود. در واقع آنچه که رخ میدهد ، نوعی هنجار شکنی در پیشبر پردازش شخصیت قهرمان است. فیلم با ساختاری اپیزودیک پایه های خود را بنا میکند. در ابتدا ، اپیزود “خشم” ، به مقدمه ای در راستای شناساندن شخصیت به مخاطب قدم بر میدارد. ناگفته نماند که در تمام طول فیلم هیچ اسمی از اودین یا حتی والحالا برده نمیشود. شخصیت اصلی با لقب “تک چشم” و والحالا نیز به اشتباه “سرزمین مقدس” برشمرده میشود. آنچه که در بخش نخست و آغازین فیلم شاهدش هستیم ، فراز و نشیب خشمی است که در وجود “تک چشم” خودنمایی میکند. تصاویری از مبارزات بی رحمانه او در کنار محدودیت ها و آزار های برده گونه ای که نصیبش شده است.

این مطلب را هم بخوانید:   بَدمَن های دوست داشتنی (نگاهی به فیلم "متری شیش و نیم")

در اپیزود بعدی ، “مبارز خاموش” ، تک چشم از بند بردگی و محدودیت رها شده و فیلم از درونیات به پیرامون او تغییر دید میدهد. منظور آنکه خشم درونی تک چشم در اپیزود اول ، در بخش بعدی به ابژه ای بیرونی نمود پیدا میکند و فیلم به فضاها و کاراکتر های بیشتری تغییر وسعت میدهد. همراهی تک چشم با پسربچه ای که تبدیل به گوش و زبان او میشود نیز در این اپیزود شکل میگیرد. “مردان خدا” ، نام اپیزودی است که در آن نقطه نظر از تک چشم به جنگجوهای مسیحی که در راه صلح معنوی شمشیر میزنند تغییر زاویه میدهد. این مردان خدا تبدیل به همان سوژه ای میشوند که تک چشم در مسیر همراهی با آنان ، رفته رفته دچار تحول شخصیتی میشود. مردانی که سوار بر کشتی در میان اقیانوس به دنبال سرزمین مقدس و بنا کردن حکومت مسیحی هستند. در اپیزود بعدی که “سرزمین مقدس” نام دارد ، کشتی پس از گذشتن از یک وضعیت نفرینی به جزیره ای مرموز میرسد. مردان خدا معتقدند که این جزیره ، همان سرزمین مقدس و بهشت موعود است. با حضور در جزیره ، فیلم به اوج پرده دوم خود و در واقع به نقطه عطف میانی میرسد. تقابل مردان خدا با جزیره تقابلی از جنس صلح و معنویت نیست. از دل این جزیره ، مردگانی میرویند که نفر به نفر ، جنگجویان مسیحی را به خاک و خون میکشند. این گونه است که از اپیزود “سرزمین مقدس” به اپیزود “جهنم” پا میگذاریم. تصور ناشی از رسیدن به هدف ، منجر به سقوطی ناگهانی در دل جهنم میشود. تقریبا تمام مردان مذهب کشته میشوند جز تعدادی محدود که به طرز کنایه آمیزی جان سالم به در برده اند. یکی از آنها همجنسگراست و دیگری در لحظاتی از فیلم ، مرتد شمرده میشود و خود را از سیطره مسیحیت جدا میسازد. در واقع آنان که با زجر فراوان در جهنم جان دادند ، همان مذهبیون افراطی بودند. در پایان اما ، اپیزودی که “ایثار” نام دارد ، به پروسه قربانی شدن تک چشم برای زنده ماندن پسرک (نمادی از بشریت) و دو سرباز مرتد از دین میپردازد. آنچه که رخ میدهد ، آن است که تک چشم ، خود را فدای استواری و زنده ماندن بشریت در کنار “ضد هنجار” ها میکند. اودین به مثابه خدای ترس و وحشت ، از دیدگاه ویندینگ رفن آلترناتیوی روشنفکرانه در راستای زیست معقولانه برای بشر ارائه میدهد. اقتباسی آزاد و به شدت مدرن از کهنه ترین عناصر ادبی اسکاندیناوی که منجر به اتفاقی نزدیک به “شاهکار” در مدیوم سینمایی شده است.

این مطلب را هم بخوانید:   بررسی فرم و سینمای فرمال

نویسنده: ایمان رضایی

نظرتان را با ما در میان بگذارید



سارا در 12 سپتامبر 2019 ساعت 21:24 پاسخ

بهترین و شایسته ترین نقد و بررسی ای که خوندم.عالی بود.