آموزش زبان انگلیسی آنلاین فرالن
3.7/5 - (3 امتیاز)

نقد فیلم The Dutchman 2025

آندره گینز، کارگردانی که بخش عمده مسیر حرفه‌ای‌اش را صرف ساخت مستندهایی درباره چهره‌های تاریخی سیاه‌پوست مثل جسی اوونز، جکی رابینسون و دیک گرگوری کرده، در نخستین تجربه‌اش در سینمای داستانی سراغ روایتی می‌رود که فقط روی کاغذ وجود دارد. قهرمان او یک مرد سیاه‌پوست است که از دل ادبیات بیرون آمده، نه تاریخ.

«The Dutchman» که اقتباسی است از نمایشنامه امیری باراکا، زندگی کلی (با بازی آندره هالند) را دنبال می‌کند؛ مردی که ازدواجش در آستانه فروپاشی است. همسرش کایا (زازیه بیتز) به او خیانت کرده و اگرچه کلی تصمیم گرفته در این رابطه بماند، اما ناتوانی‌اش در بخشش و ادامه‌دادن، او را از درون فرسوده کرده است. در جلسات زوج‌درمانی، کلی به‌وضوح از فضا جدا می‌شود، در حالی که دکتر امیری (استیون مک‌کینلی هندرسن) با نگاهی آگاه و مرموز او را زیر نظر دارد. بعد از جلسه، دکتر نسخه‌ای از نمایشنامه Dutchman را به کلی پیشنهاد می‌دهد، اما بیمار مضطربش از خواندن آن طفره می‌رود. با این حال، همان شب که کلی سوار خط یک مترو و راهی هارلم می‌شود، نمایشنامه عملاً آغاز می‌شود و روایت، کنترل ذهن او را به دست می‌گیرد. این هم‌نامی تصادفی با شخصیت اصلی Dutchman باعث می‌شود همه‌چیز حال‌وهوایی تقدیری و کیهانی پیدا کند، انگار نقش اول به او «واگذار» شده باشد.

نقد فیلم The Dutchman 2025 7

Dutchman پیش از این فقط یک‌بار برای سینما اقتباس شده بود؛ نسخه‌ای در سال ۱۹۶۶ به کارگردانی آنتونی هاروی، فیلمساز سفیدپوست بریتانیایی که بیشتر با «The Lion in Winter» شناخته می‌شود. باراکا خودش فیلمنامه را نوشت، اتفاقی نادر برای نویسندگان رادیکال سیاه‌پوست آن دوره. فیلم کاملاً در یک واگن مترو می‌گذشت؛ جایی که لولا (شرلی نایت) به کلی (ال فریمن جونیور) نزدیک می‌شود، با نیت اغوا و آزار. او خیلی زود جا باز می‌کند، کفش‌هایش را درمی‌آورد و مدام سیب می‌خورد؛ سیب‌هایی که یکی‌شان را به کلی تعارف می‌کند و او هم با اشتیاق «میوه ممنوعه» را می‌پذیرد. نزدیکی فیزیکی‌شان کم‌کم بار جنسی می‌گیرد، اما نژادپرستی لولا لایه‌ای عمیق‌تر و منحرف‌تر به رابطه اضافه می‌کند. او کلی را به‌خاطر جذب‌شدن به یک زن سفیدپوست تحقیر می‌کند، به لباس مرتب و زبان مؤدبانه‌اش می‌تازد و او را «عمو تام» می‌نامد. کلی که درگیر بحران هویت سیاه‌پوستی خودش است، مدتی مجذوب این تحریک‌ها می‌شود، اما در نهایت این بازی به خشونت ختم می‌شود.

در نسخه جدید، کلی و لولا (با بازی کیت مارا) از مترو پیاده می‌شوند و رابطه‌شان را به سرانجام می‌رسانند، اما بدون هیچ بار اروتیکی. اینجا لولا بیشتر شبیه موجودی شیطانی است که از نیروی حیات کلی تغذیه می‌کند و از تردید و ضعف او سوءاستفاده می‌کند. او شخصیتی اغراق‌شده، پر سر و صدا و مهاجم است که از بدن و صدایش مثل سلاح استفاده می‌کند. چه در آپارتمان و چه در خیابان، هر بار که کلی تلاش می‌کند از او فاصله بگیرد، لولا فریاد می‌کشد. برخلاف نسخه ۱۹۶۶، این کلی هیچ کششی به تحریک‌های او ندارد. رابطه‌شان کاملاً خصمانه است و لولا به‌طور عینی می‌کوشد او را از جامعه‌اش جدا کند.

نقد فیلم The Dutchman 2025 9

نیت واقعی لولا زمانی آشکار می‌شود که آن دو به یک مراسم جمع‌آوری کمک مالی سیاسی در هارلم می‌روند؛ مراسمی برای حمایت از وارن (الدیس هاج)، دوست کلی. حضور لولا در برابر همسر و دوستانش مایه تحقیر کلی است، اما او موفق می‌شود از این موقعیت جان سالم به در ببرد. کلی سخنرانی‌ای می‌کند، وارن را معرفی می‌کند و بر اهمیت شکوفایی جامعه سیاه‌پوستان تأکید می‌گذارد. این پیروزی کوتاه‌مدت، لولا را مصمم‌تر می‌کند تا نمایشنامه را به پایان «اصلی»اش برساند: قتل کلی.

با پیش رفتن شب، کلی صحنه‌هایی از فیلم ۱۹۶۶ را می‌بیند، از جمله لحظه‌ای که لولای شرلی نایت، کلی را با چاقو می‌کشد و دیگر مسافران، چه سفید و چه سیاه، فقط نظاره‌گر می‌مانند. کلی که می‌داند چه سرنوشتی در انتظارش است، تلاش می‌کند کنترل اوضاع را به دست بگیرد و با توهین و تحقیر، تحریک‌های توخالی لولا را خنثی کند. در این میان، دکتر امیری مثل شبحی در سایه‌ها ظاهر و ناپدید می‌شود؛ گاهی مداخله می‌کند و گاهی کاملاً غایب است.

نقد فیلم The Dutchman 2025 11

فیلم بُعدی رازآلود هم دارد. حضور دکتر امیری اشاره‌ای است به نسخه‌ای جادویی و خیالی از خود باراکا که از کلی برای رقم‌زدن پایانی متفاوت برای نمایشنامه‌اش استفاده می‌کند. اما پرسش اصلی اینجاست: بازگشت به Dutchman بعد از شصت سال چه اهمیتی دارد؟ چه چیزی در زمانه امروز وجود دارد که نیاز به احیای دوباره کلی و کشمکش او میان جهان سیاه و سفید را توجیه می‌کند؟ این سؤال مثل ابری سنگین بر کل فیلم سایه می‌اندازد.

در سال ۲۰۱۹، اقتباس رشید جانسون از «Native Son» با انتقادهای مشابهی روبه‌رو شد. باراکا و ریچارد رایت هر دو از تجربه زیستن به‌عنوان یک مرد سیاه‌پوست در زمانه خود نوشته بودند. «Native Son» نخستین‌بار در ۱۹۵۱ به سینما راه یافت و مثل Dutchman، توسط فیلمسازی سفیدپوست ساخته شد که بار تاریخ نژادی آمریکا را به دوش نمی‌کشید. پی‌یر شنال، کارگردان فرانسوی، رمان رایت را اقتباس کرد و خود نویسنده را در نقش اصلی نشاند.

هر دو فیلم در دوره‌هایی اکران شدند که هویت مرد سیاه‌پوست در فرهنگ عامه به‌آرامی در حال بازتعریف بود. اما حالا در ۲۰۲۶، با بازیگرانی مثل هالند که همچنان به تصویرکردن پیچیدگی‌های مرد سیاه‌پوست معاصر متعهدند، بازگشت دوباره به این منبع چندان ضروری به نظر نمی‌رسد. به‌ویژه وقتی بزرگ‌ترین ضعف «The Dutchman» را در نظر بگیریم: بی‌اعتنایی کامل و مطلقش به زنان سیاه‌پوست. گینز با گسترش دنیای نمایشنامه، خودش را در معرض نقدهای تازه‌ای قرار داده است. بیتز هرچه از دستش برمی‌آید برای جان‌دادن به شخصیتی کم‌پرداخت انجام می‌دهد، اما سخت است این سؤال را نپرسیم که «The Dutchman» چه شکلی می‌شد اگر گینز ذره‌ای علاقه واقعی به او نشان می‌داد.

3.7/5 - (3 امتیاز)
نظر شما چیست؟ شما هم نظر خودتان را در مورد این فیلم در بخش نظرات بنویسید. اگر نظر و مطلب مفید و کاملی داشته باشید، امکان اضافه شدن نظر شما به محتوای این پست وجود دارد!
حتما عضو کانال تلگرام و صفحه اینستاگرام سینما مدرن باشید! ما در تلگرام و اینستاگرام مطالب متفاوت تری داریم که در سایت نیست!
3.7/5 - (3 امتیاز)

بهترین و شاهکار ترین فیلم های سینمای کره جنوبی بهترین و شاهکار ترین فیلم های سینمای کره جنوبی مشاهده