
کارگردان: David Charbonier, Justin Powell
نویسنده: David Charbonier, Justin Powell
بازیگران: Ezra Dewey, Rob Brownstein, Tevy Poe
خلاصه داستان: داستان این فیلم در خصوص پسرکی لال میباشد که در آپارتمانی گیر میکند. در این آپارتمان، هیولایی شرور و ترسناک وجود دارد و این اتفاق درست در زمانی رخ میدهد که پسرک، درخواست برآورده شدن بزرگترین آرزوی قلبیاش را میکند ….
این یادداشت حاوی اسپویل است.
آرزویی برآورده نمیشود مگر آرزوی کسی دیگر ربوده شود. مگر برشت جایی نگفته بود ((چگونه بخورم و بیاشامم حال آنکه میدانم نان را از کف گرسنهای ربودهام؟)). فیلم The Djinn از پسربچهای معصوم استفاده کرده. پسرک گرچه رنجهای زیادی کشیده اما هنوز نمیداند دنیای بیرون تا چه اندازه بیرحم است. او نمیفهمد وقتی پدر میگوید:((قدر داشتههایت را بدان و روی نداشتهها تمرکز نکن)) دقیقا از چه چیز سخن میگوید.

متاسفانه بزرگیِ برخی جملات را زمانی متوجه میشویم که آنها را تجربه کنیم. پسر حالا در پایان فیلم میداند هستی، پاک و زلال نیست. چیزی که به تو هدیه میدهند از کفِ دیگری ربودهاند. صدایی که در گلوی توست یک نفر دیگر را خفه کرده. در طول فیلم The Djinn دقایق بسیاری پسر به جنگ پلیدیها و روحهای سرگردان و خبیث میرود. اینطور میپنداریم که پسر آنها را مغلوب کرده است. اما حقیقت این است که او از همان زمانِ انتخاب، بازی را باخته است.
پسرک مغلوب شده چرا که دست دوستی به شیاطین داده. نباید بازی کنی. همبازی شدن با ارواح خبیث، برد و باختش عین باخت است. پدر به او هشدار داده بود که وارد بازی نشو. که روی داشتههایت تمرکز کن نه نداشتههایت. پسر اما حتی مرگ و یا خودکشی مادر را به خاطر نقص خود میداند. این احساس گناه به شکل روحی شیطانی، پسر را در جای جای خانه محاصره میکند.هیچ مادری حق ندارد خودکشی کند.تو فرد دیگری را به جهانی دعوت کردهای که خودت از آن گریزانی؟ هیچ مادری نباید بابت نقص فرزندش شرمنده شود. زیرا این شرم به فرزند تزریق میشود. زیرا این شرمنده بودن از خود، پسرک را دوست شیطان کرد.

اینک تو میبینی که به عنوان یک بچهی معصوم، دوست شیطان شدهای. چرا که حاضر نیستی از چیزی که برای تو مقدر نشده صرف نظر کنی. تو صدای پدرت را ربودی. فیلم The Djinn (جن) اینجا تمام میشود اما به من بگو بار این صدای سنگین را تا آخر عمر چگونه بر دوش خواهی کشید؟ با صدایی که از گلوی دریده شدهی دیگری به تو رسیده، چه خواهی گفت؟ حداقل اینکه “چه بگویی” را خودت انتخاب کن!.. همهی ما چیزهایی داریم که دیگران به آن مستحقترند تا ما… با آن چیزی که در چنگ ماست و دیگران از آن محرومند چه میکنیم؟ آیا درست بکار میگیریم و یا گویی اصلا آن را نداریم؟
