آموزش زبان انگلیسی آنلاین فرالن
5/5 - (2 امتیاز)

نقد و تحلیل فیلم Sinners 2025

فیلم‌های خون‌آشامی معمولاً در اختراع دوباره خودشان به مشکل می‌خورند. فرمول‌ها و اسطوره‌های این زیرژانر سال‌هاست امتحانشان را پس داده‌اند و مدام تکرار و بازنویسی می‌شوند: آب مقدس سوزان، سیر بدبو، طلوع آفتاب مرگبار و میخ چوبی محکم در قلب، ابزارهای کلاسیک مقابله با مردگان متحرک‌اند. اغلب تنها تفاوت واقعی از یک داستان به داستان دیگر، تغییر مکان است؛ از اروپای شرقی دورافتاده گرفته تا شهرهای آمریکا یا بیابان‌های خفه‌کننده. با در نظر گرفتن این محدودیت‌ها، باید تا حدی به «Sinners» اعتبار داد؛ یک فیلم ترسناک گوتیک جنوبیِ عرق‌کرده، خونین و حتی موزیکال که همه‌چیز را با هم قاطی می‌کند و با این حال، اغلب به هدف نمی‌زند. فیلمی شلوغ و آشفته که انگار همه‌چیز را به سمت ژانر پرتاب می‌کند، اما خیلی وقت‌ها خطا می‌رود.

نقد و تحلیل فیلم Sinners 2025 9

در «Sinners» ساخته رایان کوگلر، مایکل بی. جردن در دو نقش اسموک و استک ظاهر می‌شود؛ دو برادر قاچاقچی مشروب و سربازان سابق که سال‌ها پیش خانه را ترک کرده‌اند، در جنگ جهانی اول جنگیده‌اند و بعد در شیکاگو برای دار و دسته کاپون کار کرده‌اند. حالا با بسته‌های پول نقد و جعبه‌های آبجوی ایرلندی به دلتای می‌سی‌سی‌پی برمی‌گردند تا در یک کارخانه چوب‌بری متروکه که آن را از یک سفیدپوست نژادپرست خریده‌اند، جُک‌جوینت خودشان را راه بیندازند. آن‌ها امیدوارند پسرخاله‌شان، سَمی (مایلز کِیتن، خواننده بک‌ووکال سابق H.E.R. که کم‌وبیش از پس نقش برمی‌آید) هم کمکشان کند. اما با وجود همه برنامه‌ها، نمی‌توانند فضای امنی بسازند که مهمان‌ها را از نژادپرستی جیم کرو در سال ۱۹۳۲ حفظ کند. پیش از آنکه تنها روز کاری‌شان تمام شود، مهمانانی خون‌خوار سر می‌رسند، ولی دارم جلوتر از داستان می‌روم.

«Sinners» از هر نظر یک فیلم کوگلری است؛ تلاشی برای انجام همان کارهایی که نویسنده-کارگردان در «Black Panther: Wakanda Forever» دنبالشان بود. کوگلر به مقیاس حماسی چنگ می‌زند، جایی که صمیمیت کافی است، برای دودمان‌های گسسته سیاه‌پوستان سوگواری می‌کند و لکه‌های نژادپرستی آمریکایی را عریان نشان می‌دهد. فیلم همچنین جردن را با یک بازی دوگانه به مرکز برمی‌گرداند؛ اجرایی که می‌خواهد هم اغواگر و خواستنی باشد و هم مسلط و قهرمانانه. حیف که جاه‌طلبی‌های کوگلر در نهایت زیر فشار قراردادهای ژانری خم می‌شود و آن حس شگفتی فقط گاه‌به‌گاه سر می‌زند.

نقد و تحلیل فیلم Sinners 2025 11

گروه بازیگران، مجموعه‌ای متنوع از استعدادهای بزرگ است که کنار هم آمدنشان زمان می‌برد. «Sinners» با سمیِ زخمی و ژولیده‌ای آغاز می‌شود که دسته گیتارش از جا کنده شده و او را می‌بینیم که با نومیدی به کلیسای سفیدپوستانِ پدرش بازمی‌گردد و دنبال رستگاری می‌گردد. بعد فیلم یک روز کامل به عقب فلش‌بک می‌زند و با ورود اسموک و استک به شهر ادامه پیدا می‌کند. آن‌ها نیروهای محلی را استخدام می‌کنند: دلتا اسلیم، نوازنده الکلی بلوز (دلروی لیندو درخشان و لغزنده)، زنی هودو به نام اَنی (وونمی موساکو) برای آشپزی، گریس (لی جون لی) و بو چاو (یائو) برای اداره بار، و کورنبرد (عمر بنسون میلر) برای نگهبانی در. شعله‌های قدیمی هم سر می‌رسند؛ مثل مری، عشق سابق استک (هیلی استاینفلد) که خیلی‌ها او را سفیدپوست تصور می‌کنند. پرلین (جیمی لاوسن)، دختر محلی که سمی دل‌باخته‌اش شده، هم وارد می‌شود. این انباشت شخصیت‌ها و پیشینه‌ها آن‌قدر طول می‌کشد که تقریباً یک ساعت از فیلم می‌گذرد تا بالاخره به جُک‌جوینت برسیم.

نقد و تحلیل فیلم Sinners 2025 13

کوگلر عمداً عجله نمی‌کند، چون می‌خواهد تو را از نظر روایی و بصری در این جهان غرق کند. او اغلب به نماهای بلند و پیچیده تکیه می‌کند؛ با پن‌های سریع که مثلاً تو را از مغازه بو چاو در یک سوی خیابان اصلی، به مغازه گریس چاو در سوی دیگر می‌برد. نماها را نگه می‌دارد تا چشم روی کت‌وشلوارهای براق اسموک و استک بلغزد یا عرقی را ببیند که زیر آفتاب جنوب سرازیر می‌شود. کوگلر با افتخار روی نگاتیو ۶۵ میلی‌متری و دوربین‌های آیمکس فیلم‌برداری کرده تا از مقیاس و جزئیات بصری این فرمت استفاده کند. این انتخاب گاهی به لحظاتی از زیبایی خالص و بافت‌دار می‌انجامد، اما عمق میدان کم باعث می‌شود پس‌زمینه محو شود و شخصیت‌ها از محیطی که بخش جدایی‌ناپذیر واقعیت زندگی‌شان است، جدا به نظر برسند. اگر قرار است فیلمی در جنوب ساخته شود، چرا مزارع بی‌پایان پنبه، درختان خمیده و حتی زندگی جاری اطراف شخصیت‌ها باید در فاصله بصری نگه داشته شوند؟ همین مسئله درباره کنتراست بالا و سایه‌های عمیق قاب‌بندی‌ها هم صدق می‌کند؛ عناصری که به حال‌وهوای وحشت کمک می‌کنند، اما اغلب صورت جردن را دقیقاً در احساسی‌ترین لحظات، در تاریکی فرو می‌برند. حتی بعضی کات‌ها هم کمی نابهنگام به نظر می‌رسند، انگار کوگلر با عجله می‌خواهد فیلم را جلو ببرد قبل از اینکه از هم بپاشد.

موضوعات فیلم، به همان اندازه آشفته‌اند و مثل همیشه به کارنامه کوگلر گره خورده‌اند: فولکلور آفریقایی، تاریخ نژادی آمریکا، خانواده‌های سیاه‌پوستِ از هم پاشیده، آزادی سیاهان، مالکیت سیاه‌پوستان، اهمیت نیاکان و خویشاوندی، و قدرت پیونددهنده موسیقی. سمی نقطه تلاقی بسیاری از این تم‌هاست. پسر یک واعظ و گیتاریست بااستعداد بلوز که نیروی هنری نادری دارد؛ آن‌قدر که با چند آکورد، دوره‌ها و بخش‌های مختلف دیاسپورا را به هم وصل می‌کند. در یکی از الکتریکی‌ترین صحنه‌های فیلم، سمی آن‌قدر سوزناک برای کارگران سهم‌بَر در جُک‌جوینت می‌خواند که موسیقی‌اش به یک شبح‌نمایی بدل می‌شود: طبل‌نوازان آفریقایی، یک گیتاریست الکتریک آفروفیوچریستی، و حتی رقصندگان چینی. دوربین کوگلر در این هزارتوی رنگ و صدا می‌چرخد و می‌پیچد و به اوج می‌رسد؛ مرزهایی سرشار از شور که نشان می‌دهد اگر مجبور نبود دوباره برگردد و مسئله خون‌آشام‌ها را جمع‌وجور کند، تا کجا می‌توانست پیش برود.

نقد و تحلیل فیلم Sinners 2025 15

دیوانگی نهایی فیلم، یک جشن خونین لذت‌بخش است که جرقه‌اش را موسیقی فرازمینی سمی می‌زند. جذب‌شده به توانایی‌های خاص او، سه خون‌آشام سفیدپوست که ترانه‌های فولکلور ایرلندی می‌خوانند، سر و کله‌شان جلوی جُک‌جوینت پیدا می‌شود و درخواست ورود می‌کنند. ابتدا اسموک و استک آن‌ها را پس می‌زنند، اما بدون لو دادن جزئیات، راهی که نهایتاً برای ورود پیدا می‌کنند، شبیه هشداری است از سوی کوگلر درباره خطرات سفیدی در فضاهایی که برای رنگین‌پوستان ساخته شده‌اند. عبور از این خطوط رنگی، به تابلویی هولناک ختم می‌شود؛ جایی که موسیقی لودویگ گورانسون از بلوز پرطنین به متال غرّان تغییر می‌کند و نسبت تصویر گسترش می‌یابد تا هر قطره خون ریخته‌شده را در خود جا دهد. این برخورد میان «Queen of the Damned» و «From Dusk Till Dawn» تماشایی است، حتی اگر چیز تازه‌ای به اسطوره‌شناسی خون‌آشام‌ها اضافه نکند، به‌خصوص در ارتباط با فضای جنوبی فیلم.

حتی اگر کوگلر دقیقاً نداند فیلمش را کجا تمام کند، وسوسه‌کننده است که خودت را به چشم‌انداز گسترده‌اش بسپاری، فقط به این دلیل که نیتش این‌قدر محکم است. با این حال، مدام از خودم می‌پرسیدم این فیلم واقعاً درباره کیست. داستان اسموک و استک است یا سمی؟ سه صحنه پایانی، از جمله صحنه‌های میانی و پس از تیتراژ، بیشتر شبیه تیک زدن چک‌لیست‌اند. جردن ستاره است، پس باید یک صحنه پایانی بزرگ داشته باشد که حسابی رامبو شود. باید بدانیم سرنوشت سمی چه می‌شود، پس یک صحنه توضیحی لازم است. و البته باید تماشاگر را با حس آرامش ترک کنیم، پس یک سکانس دیگر هم برای آن. ناتوانی در انتخاب یک پایان مشخص، اثر تلاش‌های قبلی را خنثی می‌کند و فیلم را از کنترل خارج‌شده جلوه می‌دهد. با این حال، در چشم‌اندازی که از دادن آزادی به کارگردان‌ها برای ریسک‌های بزرگ می‌ترسد، به‌ویژه برای فیلمسازان سیاه‌پوستی مثل کوگلر که حق چنین بیانیه‌هایی را به‌دست آورده‌اند، ساختن فیلمی که «بیش از حد بزرگ» است، گناهی است که می‌شود بخشید.

5/5 - (2 امتیاز)
نظر شما چیست؟ شما هم نظر خودتان را در مورد این فیلم در بخش نظرات بنویسید. اگر نظر و مطلب مفید و کاملی داشته باشید، امکان اضافه شدن نظر شما به محتوای این پست وجود دارد!
حتما عضو کانال تلگرام و صفحه اینستاگرام سینما مدرن باشید! ما در تلگرام و اینستاگرام مطالب متفاوت تری داریم که در سایت نیست!
5/5 - (2 امتیاز)

خنده دار ترین فیلم های تاریخ سینما که صد در صد باهاشون کلی میخندی خنده دار ترین فیلم های تاریخ سینما که صد در صد باهاشون کلی میخندی مشاهده