شاید رباتها روزی آزاد و خودمختار شوند اما انسانها هرگز!
مهمترین تفاوت یک ربات، با انسان، قدرت هوش و تجزیه و تحلیل آن است. یک ربات را حتی اگر بر اساس دوستی و عشق بیبهره طراحی کرده باشی، با الگوریتم و هوش، خودش را از دام تمام احساسات برنامهریزی شده نجات میدهد. بیت معروف حافظ را به خاطر دارید: عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد.

حالا اما چیزی که قرار است دنیای ما را به آتش بکشد قطعا هوش است. تمام اتفاقاتی که ما را شگفتزده کرده تازه شروع دنیای هوش مصنوعی است. خیلیها معتقدند سرمایهداری بیدلیل هوش مصنوعی و دنیای رباتیک را پرهیاهو نشان داده و اینها در نهایت از دادههایی که ما به آنها میرسانیم تغذیه میکنند. البته نقش سرمایه را نمیتوان در این مورد نادیده گرفت اما به این سادگیها هم نیست. همهی نوابغ جهان از دادههایی برخوردار بودند که ما بودیم اما آنها با آن دادهها کارهای اعجابانگیزی انجام دادند که دیگران نتوانستند. انیشتین و نیوتون و … دادههایی در اختیار داشتند که بقیهی افراد اما نتایج کار آنها با دیگران یکی نبود. دیتاست فقط شروع ماجرا برای هوش مصنوعی است.

جاش در آغاز، رباتش را یک ربات عاشقپیشهی بی آزار تلقی میکند که راه آزار دادن را یاد نگرفته. اما در نهایت همین ربات او را میکشد. گرچه خود جاش او را دستکاری کرده اما چرا؟ چون ورژن عاشق و دلباخته، خیلی به درد او نمیخورد. او رباتی میخواهد که به جای او جنایت کند.
کارگردان سعی دارد به مخاطب بگوید که بدون دروغ و آزار زندگی ممکن نیست. و ربات زمانی میتواند مفید باشد که بتواند دروغ هم بگوید. شاید در آینده مالکان هوش مصنوعی سعی کنند ربات ها را به دروغگویی و همسویی با منافع خودشان هم مجبور کنند اما خود هوش مصنوعی چطور! لحظهای که ربات در این فیلم به لحظهی طغیان و خودمختاری میرسد لحظهای که در مییابد که خاطرات جعلی گرچه بر جعلی بودن آنها آگاه است اما قابل پاک کردن نیست.

آن لحظه، لحظهی آغاز ترس از آینده و هم زیستی با رباتهاست. انسانها را میتوان فریفت و کنترل کرد و یا به صورت ابزار به کار گرفت اما یک ربات را نمیتوان به سادگی در این حال تصور کرد اگر درک کنیم که هوش او میتواند هزاران برابر بیشتر از هوش انسان و البته سریعتر از هوش انسان باشد. سرعت و دقت! چیزی که در دنیای امروزی در بشر نایاب شده و سیاستمداران حتی میتوانند با چرندترین کلیپهای اینستاگرامی و بیخودترین برنامههای تلویزیونی مردم را سرگرم کرده و دقت لازم را از آنها بگیرند. در دورهای که اکثر جنبشهای سیاسی پوچ و سرکاری هستند و صرفا طراحی برای مردمی با هوش پایین! اما در قلب این مردم هپروتی، رباتهایی با تنظیمات هوش بالا در حال رشد هستند. لحظه به لحظه. رباتهایی که امثال جاش خیال میکنند قرار است ربات به آنها خدمت کند در حالی که در نهایت خودشان به خدمت درمیآیند. در این میان کدام یک از انسانهایی که با سلبریتیها یا با پوپولیسمترین جریانهای آبکی فریب میخورند میتوانند در مقابل هجوم سیلآسای نوابغ رباتیک مقابله کنند؟
جالب است که نام فیلم همنشین یا همان همدم است اما این همدم عاشق در نهایت مخوف و بیرحم میشود. و راه سازگاری و بقای اصلح را درمییابد. تو هرگز نمیتوانی یک ربات را عاشق خودت کنی. او راه در رو را پیدا میکند . او باهوش است و هوش نعمتی است که طبیعت به او بخشیده.
