فیلم ارباب حلقهها: یاران حلقه (The Lord of the Rings: The Fellowship of the Ring – 2001) آغاز یکی از جاهطلبانهترین پروژههای تاریخ سینماست؛ اثری که تلاش میکند جهان خیالی و افسانهای تالکین را به زبان تصویر ترجمه کند. این فیلم نهتنها شروع یک سهگانه سینمایی عظیم است، بلکه معیاری تازه برای سینمای فانتزی و حماسی در قرن بیستویکم تعریف میکند. با این حال، این اقتباس باشکوه، در کنار تمام دستاوردهای فنی و بصریاش، فاصلهای محسوس با روح سادهتر و انسانیتر رمانهای تالکین دارد.

ما معمولاً هابیتها را با ویژگیهایی تصور میکنیم که بهراحتی قابل تصویرسازی نیستند. در ذهن بسیاری، آنها موجوداتی خوشقلب، پرجنبوجوش، کمی پرحرف و صمیمیاند که در خانههای دنج یا سوراخهایی شبیه لانه زندگی میکنند، لباسهایی شبیه مردان شاد داستان رابین هود میپوشند (البته در ابعادی کوچکتر)، روزی چند بار غذا میخورند، عاشق چرت زدناند و معمولاً از خانه و آرامش دور نمیشوند. آنها بیشتر شبیه کودکانی پیرشده یا بزرگسالانی کودکصفت هستند و اگر روزی مجبور به قهرمانی شوند، این کار برایشان نیازمند شجاعتی واقعی است؛ چرا که ذاتاً ترسو هستند و از درگیری گریزان.
چنین تصویری از هابیتها در فیلم «یاران حلقه» وجود دارد، اما خود هابیتها دیگر در مرکز روایت نیستند. اگر رمانهای تالکین درباره موجودات کوچکی است که با شجاعت وارد مأموریتی خطرناک میشوند و از انسانها و جادوگران قدرتمند کمک میگیرند، فیلم پیتر جکسون بیشتر درباره همین انسانها و جادوگران قدرتمند است که به سفری حماسی میروند و هابیتها را نیز همراه خود میبرند. این موضوع در همه صحنهها صادق نیست، اما در مجموع، «یاران حلقه» بیشتر به یک حماسه شمشیر و جادو شبیه است تا بازآفرینی نگاه معصومانه و سادهدلانه تالکین.

سهگانه ارباب حلقهها نماینده نوعی معصومیت متعلق به دورانی آرامتر و سادهتر است؛ شاید هالیوودی که «جادوگر شهر اُز» را ساخت، برای چنین جهانی مناسبتر بود. اما «یاران حلقه» محصول دورانی پس از «گلادیاتور» و «ماتریکس» است و بهطور غریزی به سمت سینمای پرهیاهو، پرتنش و مملو از جلوههای ویژه سوق پیدا میکند. اینکه فیلم از این قالب فراتر میرود و به اثری خوشساخت و گاه تأثیرگذار تبدیل میشود، نقطه قوت آن است؛ اما همچنان نمیتوان آن را بازنمایی کامل و وفادار دنیای سرزمین میانه دانست.
برای بررسی میزان وفاداری فیلم به کتاب، کافی است به صحنه معروف «پل خزد-دوم» فکر کنیم؛ جایی که گندالف روی پلی سنگی و لرزان با بالروگ، موجودی اهریمنی، روبهرو میشود. در فیلم، این صحنه یکی از مهیجترین و پرهزینهترین لحظات اکشن است، با جلوههای صوتی و تصویری خیرهکننده. اما در کتاب تالکین، کل این رویداد در کمتر از پانصد کلمه روایت شده است. این تفاوت، بهخوبی فاصله میان زبان ادبی تالکین و زبان سینمایی جکسون را نشان میدهد.

رمانهای ارباب حلقهها بیش از آنکه درباره اکشن باشند، درباره سفر هستند؛ ترک مکانها، رسیدن به مکانهای تازه، عبور از مناظر گوناگون، توجه وسواسگونه به طبیعت، جغرافیا و حتی وعدههای غذایی. داستان بیشتر یک «جریان مداوم» است تا روایتی با اوج و فرودهای کلاسیک. فیلم، اما ناچار است این روند آرام و تأملی را به ریتمی پرتنشتر و تصویریتر تبدیل کند.
پیتر جکسون اثری ساخته که کاملاً متعلق به زمانه ماست؛ فیلمی عظیم، پرخرج، جاهطلبانه و بسیار چشمگیر. بازی بازیگران، بهویژه الایجا وود در نقش فرودو و ایان هولم در نقش بیلبو، ترکیبی درست از معصومیت و نگرانی را منتقل میکند. با این حال، شخصیتهای قدبلندتر و قدرتمندتر مانند گندالف، آراگورن و سارومان آنچنان پررنگ و مسلط تصویر شدهاند که هابیتها ناخواسته به حاشیه رانده میشوند.

فیلم از نظر فنی خیرهکننده است؛ جلوههای ویژه، طراحی صحنه، مدیریت جمعیتهای عظیم اورکها و خلق تصاویری مانند اسبهای روحگونه ساختهشده از آب، نشان از مهارت بالای تیم سازنده دارد. اما در عین حال، فیلم بیش از حد طولانی به نظر میرسد؛ نماهای متعدد از جنگلها، کوهها، پیشگوییها و خطرهای پیدرپی، تا جایی که احساس میکنیم این سفر میتواند بیپایان ادامه پیدا کند. گویی هم تالکین و هم جکسون آنقدر عاشق مسیر بودند که از رسیدن به مقصد هراس داشتند.
در نهایت، اینکه «یاران حلقه» دقیقاً مطابق تصویر ذهنی هر مخاطب از سرزمین میانه نباشد، امری طبیعی است. برای برخی، این فیلم همان چیزی است که همیشه تصور میکردند؛ برای برخی دیگر، از جمله طرفداران پر و پا قرص کتاب، ممکن است ناامیدکننده باشد که هابیتها دیگر قلب تپنده روایت نیستند. حتی کریستوفر تالکین، پسر نویسنده، معتقد بود که «ارباب حلقهها» ذاتاً برای تبدیل شدن به یک اثر نمایشی تصویری مناسب نیست. شاید حق با او باشد؛ جکسون این اثر را دقیقاً «ترجمه» نکرده، بلکه آن را به یک حماسه مدرن شمشیر و جادو «دگرگون» کرده است.

در جمعبندی، The Fellowship of the Ring (2001) فیلمی باشکوه، پرجزئیات و تأثیرگذار است که استانداردهای تازهای برای سینمای فانتزی تعریف میکند، اما در مسیر این عظمت، بخشی از سادگی، آرامش و انسانمحوری دنیای تالکین را قربانی میکند. این فیلم بیش از آنکه قصه هابیتهای کوچک باشد، روایت قدرت، سرنوشت و نبردهای عظیم است؛ اثری که تحسینبرانگیز است، حتی اگر کاملاً همان چیزی نباشد که تالکین در ذهن داشت.

