
کارگردان: Justin G. Dyck
نویسنده: Keith Cooper
بازیگران: Sheila McCarthy, Julian Richings, Konstantina Mantelos
خلاصه داستان: یک زوج شیطان پرست داغدیده ، یک زن باردار را می ربایند تا بتوانند با استفاده از یک کتاب طلسم باستانی روح نوه مرده خود را در فرزند متولد نشده خود بگذارند اما در نهایت بیش از آنچه برای آن چانه زنی کرده اند احضار می کنند.
توصیه میشود این یادداشت را بعد از تماشای فیلم بخوانید.
سکانس پایانی فیلم Anything for Jackson: شیطان بازگشته و میزبان خود را یافته است. وقتی که همسر هنری میمیرد؛ هنری که همهی این ماجراها را بهخاطر عشق به همسرش تدارک دیده حالا بیانگیزه است و میدانیم که کیسه آب زن هنوز پاره نشده و جکسون فعلا به دنیا نیامده که میزبانی برای شیطان باشد. هنری میتواند بهترین گزینه برای میزبانی باشد. زن تا وقتی باردار است نه میمیرد و نه میزبان شیطان میشود. سایهی امنیت زن، باردار بودن او است. وقتی از خانه فرار میکند سوار بر ماشین کارآگاه است و در میانهی جاده شیطان را میبیند.
ابتدا مکث میکند سپس دستش را محکم روی شکمش میگذارد و به خاطر میآورد که هنوز باردار است و شیطان نمیتواند او را متوقف کند. فیلم اینجا به پایان میرسد که هر طور حساب کنیم یک پایان باز محسوب میشود. زیرا جکسون به دنیا نیامده و شیطانی خبیث هم به جهان اضافه شده! میدانیم که قرار نیست که زن تا پایان عمر باردار بماند و نمیتوانیم پیشبینی کنیم که پس از زایمان چه چیزی انتظار او را میکشد. در ابتدای فیلم همه چیز برای جکسون (Anything for Jackson) میبینیم که جکسون از دیدن زن، خوشحال است که نشان دهندهی این است که جکسون خواهان بازگشت است. پیرزن به شانن گفت:((میبینی! فهمیده برای کمک به اون اومدی)). اما جکسون را شیاطین به این دنیا فراخواندهاند. پس مشخص نیست پس از تولد مادر و جکسون چه رابطهای با هم خواهند داشت. دوست یا دشمن؟ در فیلم رزماری، مخاطب، شاهد دوستی رزماری با فرزند شیطانی خود بود. چرا که از دیدگاه پولانسکی مادر در هرصورت عاشق فرزند است. در این فیلم اما ما بعد از تولد جکسون را نمیبینیم.

نکتهی مهمِ فیلم Anything for Jackson، غایب بودنِ پدرِ بچه است. هیچ تصویری از پدر بچه نداریم. شانن در مطب به دکتر گفت:((حتی نمیدونم پدرش کجا زندگی میکنه)). نبود پدر بچه در این فیلم کنایهای بزرگ است. یعنی اینکه زن و شوهر با خواستهی قبلی خود جکسون را به این جهان فراخوانده اند.در حقیقت این فرزند همانی است که هنری و همسرش منتظر او هستند.
به محض اینکه شانن از بیکسی خود میگوید و تردیدش در نگه داشتن بچه را اظهار میکند، هنری به همسرش پیام میدهد((فکر کنم پیداش کردم)).
مراقب باشید اظهار ناتوانی از جانب شما در حضور دیگران، فقط شیطانِ درون دیگران را بیدار میکند و شما را به چشم یک طعمه در نظر آنها پدیدار میکند.

هستهی اصلی فیلم Anything for Jackson:
– چند نفر باید بمیرند تا جکسون شما برگردد؟
– همه،تو، پلیس، هرکسی دیگه، برام مهم نیست!
انتخاب نام فیلم، بینقص است. جکسون، خواستهی ماست و جهانِ مِنهای جکسون، جهانی است که باید برای جکسون (خواستهی ما) فدا شود.
شیطان در این فیلم نماد چیست؟ چرا دکتر و همسرش نه از خدا بلکه از اهریمن خواستهاند که جکسون برگردد؟ واژهی شیطان در این فیلم نماد همان نیرویی درونی است که از ما میخواهد بین خواستهی خود و مابقی جهان، مرزی ترسیم کنیم و هرچه آن طرف مرز بود را فدای این طرف مرز کنیم.
هرکس که مانع رسیدن به جکسون شود باید خودشدر نابودی خود اقدام کند. هرکس هم که کمکمان کند باید زنده بماند ولو اگر جنایتکاری باشد که مادر خود را به قتل رسانده باشد. معیار، خوب یا بد بودن نیست. معیار این است که در خدمت جکسون(خواستهی ما) هستی یا خیر.

همدلی همیشه احساسی بوده که به خاطر آن، حقهای زیادی زیرپا گذاشته شده است. همدلی ما را وامیدارد که برای کسی یا چیزی که با آن همدلی میکنیم، دیگرانِ زیادی را فدا کنیم و چشممان را روی خیلی از حقایق ببندیم. خونسردیِ بیش از حد پیرزن و شوهرش در هنگام وقوع تمام این جنایات، خود یکی از اصلیترین مهرههای ترسناک فیلم بود. پیرزن جوری در آرامش است که گویی بهترین کار دنیا را میکند.
در اواخر فیلم Anything for Jackson متوجه میشویم که پیرزن مقصر مرگ جکسون بوده و این عذاب وجدان او را از دورن متلاشی کرده تا جایی که جهان را فدای شیطان میکند تا جکسون برگردد. شاید فقط به خاطر اینکه از این عذاب وجدان رها شود.
این اولین فیلم در ژانر وحشت نیست که عذاب وجدان را مسئول بیدار شدن شیطان میداند. این فیلم ها از مخاطب چه میخواهند؟ رها کردن وجدان؟ شیطانی خواندن عذاب وجدان؟
اگرچه عذاب وجدان اگر تشدید شود نیرویی مهلک دارد اما چنین نیست که به یکباره آن را شیطانی بخوانیم. بشر بدون عذاب وجدان، یک قدم از انسان بودن به عقب برمیگردد. پشیمانی، عذاب وجدان و حتی حسرت، احساساتی بودهاند که به انسان شدنمان کمک کردهاند. نباید به یکباره آنها را از کف بدهیم.
