نمیخواهیم دربارهی کمونیسم یا ضد کمونیسم صحبت کنیم. یک راست میرویم سراغ پیام اصلی فیلم: فریب رسانه!

کارگردان: Wolfgang Becker
نویسنده: Bernd Lichtenberg, Wolfgang Becker, Achim von Borries
بازیگران: Daniel Brühl, Katrin Saß, Chulpan Khamatova
خلاصه داستان: فیلم خداحافظ لنین؛ فیلمی کمدی درام به کارگردانی ولفگانگ بکر است. آلمان شرقی سابق، سال 1990. «کریستیانه کرنر» از حالت اغما بیرون می آید، در حالی که از فرو ریختن دیوار برلین بی خبر است. حالا فرزندش باید با صحنه سازی و جوری وانمود کند که…
مادر تقریبا فلج است و الکس میخواهد دنیای بیرون را طوری که دلش میخواهد به مادر نشان دهد. مادر خودش دنیای بیرون را میبیند اما الکس آن را جور دیگری برای او تفسیر میکند.
در فیلم Good Bye Lenin ((خداحافظ لنین))، مادر نماد جامعهی فلج شده است که توانایی درک اتفاقات بیرونی را ندارد. و الکس و فیلمهای ساختگیاش نماد رسانههایی هستند که میخواهند اتفاقات جهان را با دروغهایشان آن طور که میخواهند جلوه دهند و برای مردم تفسیر کنند.
دوست الکس در اواخر کار به الکس گفت:((پسر این بهترین فیلمی بود که ساختم. حیف فقط مادرت قراره ببینه)). کنایهای بزرگ که تیم الکس و دوستانش هرچه جلوتر میرفتند در دروغگویی و وارونه جلوه دادن اوضاع تبحر بیشتری پیدا میکردند. مثل تمام رسانهها(اینستاگرام، توییتر، فیسبوک،شبکههای خبری …) که هر روز واقعیتر از روز قبل، دروغها و مزخرفات خود رابر سر ما آوار میکنند.
نکتهی مهم، سواد فعالین سیاسی و اجتماعی است. مادر، تمام زندگیاش با سیاست گره خورده بود اما توانایی تشخیص دروغهایی که با منطق جور در نمیآمدند را نداشت. اعتماد به نفسی کاذب در بسیاری از فعالین مربوط به هر حزبی دیده میشود. کسانی که خود به راحتی فریب خوردهاند و حالا میخواهند مردم را آگاه کنند.

مادر نمیداند در دنیا چه خبر است و به پسر میگوید روی همین تخت میتوانم به مردم کمک کنم؛ به دوست خود میگوید این نامهی اعتراضی را برایم پست کن. مادر از همهی جریانات جا مانده اما خود را پیشرو میداند.
مادر اما همان مردم است. مادر دروغ شنیده و در پایان فیلم میفهمیم که دروغ هم گفته. مادر یا همان مردم دغدغهی صداقت در زندگی نداشته وگرنه به این روز دچار نمیشد. جملهای از شوپنهاور در این باب هست که میگوید:((حقیقت فاحشه نیست که با همه باشد)).
حقیقت را باید بیابی. چنین نیست کلهات را در گوشی هوشمند فرو ببری و یا فلان شبکهی خبری را روشن کنی تا حقایق را راست و پوست کنده در اختیارت بگذارند. تو باید خود به دنبال حقیقت بگردی. و چون گنجی آن را گرانبها بدانی. الکس با حداقل امکانات خود مادر را فریب داد. حالا تجهیزات الکس را گسترده کن و مادر را هم به افراد جامعه تعمیم بده خواهی دید که چه فاجعهای رخ خواهد داد.

در فیلم Good Bye Lenin، دروغ کلیدواژهی اصلی است. هرچند که دروغها در این فیلم همه از روی دلسوزی بود اما همهشان در نهایت باید برملا میشد و شد. هرچند الکس از روی دلسوزی به مادر دروغ گفته بود اما زمانی که فهمید مادر هم از روی دلسوزی دربارهی پدر به او دروغ گفته ، خشم و بغض، در چهرهاش هویدا شد. مادر با مخفی کردن حقیقت، حق انتخاب را از پسرش گرفته بود. و او را از نعمت پدر محروم کرده بود. کاری کرده بود که آنها از پدر خود متنفر باشند.
جایی خواندم نویسندهای گفته بود:((اگر دروغ ناجی ماست، از دست رفتهایم)).
در این زمانهی آکنده از دروغ، چه چیزی جز حقیقت دوستدار ماست.
در سکانسی که نامزد الکس متوجه میشود الکس دربارهی شغل پدرش به مادر دروغ گفته عصبانی میشود و به الکس میگوید:((پیش خودت فکر کردی اگر یک دروغ بگم چه اشکالی داره چندتا دیگه هم بگم))
مگذار راحت وارد مهلکهی دروغ شوی وگرنه این تسلسل پایانی ندارد.
فیلم Good Bye Lenin (خداحافظ لنین)، گرچه همانطور که از نامش پیداست اثری ضد کمونیستی است اما در این راه افراط نکرده و از فعالین کمونیست چهرهای منفور نساخته. این ترفند خاکستری نگه داشتن تمام شخصیتهای اصلی فیلم، باعث عامهپسند شدن فیلم گردیده و در نهایت فیلم امتیاز بالایی از آی ام دی بی گرفته. اثری که شبیه ژانر خانوادگی درآمده. گرم و جذاب!
