آموزش زبان انگلیسی آنلاین فرالن
5/5 - (4 امتیاز)

نقد فیلم The Return (بازگشت) محصول 2003

بازگشت از کجا؟

پدر از من چه می‌خواهد؟

آیا به مزاحمت‌هایش احتیاج دارم؟

مگر فریاد نزدم قبل از اینکه بیایی با مادر و مادربزرگ زندگی خوبی داشتم؟

اگر پدر را نمی‌خواستم چرا از دوباره محو شدنش گریانم؟

مرا دیدی؟ از نبودش غمگینم؟

اصلا او واقعا پدرم بود؟

نقد فیلم The Return (بازگشت) محصول 2003 7

پدر بازگشت. آرامشم را برهم زد. روی صورت آندره سیلی زد. اما چطور بخودش اجازه داد؟ پدری که نوازشم نکرده حق ندارد سیلی بزند. پدر دوازده سال نبود. موجه یا ناموجه!

من اصلا علت غیبتش را نمی‌خواهم بدانم. هر چه هست او نبود. او غایب بود. نمی‌شود یک نفر در را باز کند و بگوید من پدرت هستم. برای من پدر اینگونه تعریف نمی‌شود. پدر چیزی نیست که یک شبه اتفاق بیفتد. پدر در خلال زندگی معنا پیدا می‌کند. آندره از آمدن پدر خوشحال‌تر است تا من. اما چرا؟

نقد فیلم The Return (بازگشت) محصول 2003 9

مادر هیچ نمی‌گوید. ساکت است. فقط گفت ((پدرتون برگشته)). از کجا بدانم واقعا پدر من است. مادر گفت خلبان بوده. پس لباس‌های خلبانیش کجاست؟ من خشمگین هستم. همین من که در ابتدای فیلم The Return ترسو می‌خوانیدم خشمگین هستم. و طغیان می‌کنم. همین جوجه! عصیان در برابر پدر.

آری پدر مزاحمم شده. می‌دانم بسیاری چیزها را مادر به من نیاموخته و حالا در سفر می‌فهمم به پدر احتیاج دارم اما خشمگینم. طاقت رفتار سختگیرانه‌ی پدر را ندارم. پدر را دیدم که زن دیگری را در خیابان دید می‌زد. آیا این دوازده سال همین کار را کرده؟

نقد فیلم The Return (بازگشت) محصول 2003 11

هنوز در آغوش مهربانیِ مادر بودم. وقتی فرار می‌کردم حس کردم پدر پشیمان است. مهربانی‌اش را فهمیدم اما دیر شده بود. پدر سقوط کرد. نتوانستم از او حتی جسدی داشته باشم. پدر محو شد. انگار که از اول نبوده. شاید هم واقعا هیچ وقت نبوده.  حالا در بیابان گیر کرده ام. در بیابانی که فقط من بودم و پدر! پدر از میان برداشته شد. وقتی جنازه از دست رفت فریاد زدم پدر!….پدر! … و شما صدای بغض‌آلود و پشیمان مرا شنیدید. پدر مزاحمی است که دوستش دارم. که به او احتیاج دارم. پدر کاش نرفته بودی.

این پست را هم بخوانید:
نقد فیلم Elena (النا) اثر آندری زویاگینتسف

حالا دوباره تصویر می‌شوی. قبل از این عکس بودی و بعد از این هم عکس.

در آن دوران که در رحم مادر بودیم، تنها عشق بود. به دنیا که آمدیم مادر و ما اولین عشق هم بودیم. و پدر برای هر نوزادی صرفا یک مزاحم است که می‌خواهد او را از آغوش مادرش جدا کند تا خود او را در آغوش بکشد. ما به این مزاحمت احتیاج داریم. پدر یک موجود جدی است که به خشمش نیاز داریم. منظور از خشم، سنگدلی نیست. منظور، آموختن شجاعت به من است بدون آنکه مهر و ترس مادری مانعش شود. ما انسان ها ، نسبت به سایر موجودات مدت طولانی‌تری از پستان مادر شیر می‌نوشیم. این به این معناست که ما کاملا ناآماده به این جهان می‌آییم. اولین چیزی که باید ببینیم مادر و پدر است. دنیای بیرون خشن است است و ما عصیانگر به دنیا می‌آییم. مادر و پدر، ما را با محدودیت‌ها آشنا می کنند و ما می‌خواهیم در مقابل آنها پرخاش کنیم. محدود کردنِ ما منجر به بروز خشم ما می‌شود. بنابراین عشق و دشمنی در کودکی درهم می‌آمیزد.

اما در فیلم پدر، ایوان فقط با پدر، دشمن است. چرا که از عشقی که در دوران کودکی باید در کنار خشم می‌بوده، محروم بوده. او می‌داند پدر در ته دل او را دوست دارد. اما خاطره‌ای تصویری چیزی که او را به یاد این دوست داشتن بیندازد ندارد. تصویر شک و تردید بر روان هر دو پسر مشهود است. مشخص نیست پدر در آن بیابان مشغول چه کاری بود و آن چیزی که می‌خواست دفن کند چه بود. پدر شباهتی به خلبان‌ها نداشت و مادر ادعا کرده بود او خلبان است. فرزندان فقط با تردید به پدر نگاه می‌کنند. نمی‌دانند با چه موجودی روبه‌رو هستند. غیبت گناه بزرگی است که گویا به این سادگی بخشیده نمی‌شود.

این پست را هم بخوانید:
نقد فیلم Elena (النا) اثر آندری زویاگینتسف

کارگردان: Andrey Zvyagintsev

نویسنده: Vladimir Moiseenko, Aleksandr Novototskiy-Vlasov

بازیگران: Vladimir Garin, Ivan Dobronravov, Konstantin Lavronenko

خلاصه داستان: «ایوان» (دوبرونراووف) و برادر بزرگ ترش، «آندری» (گارین)، به اتفاق مادرشان (ودووینا) در آبادی کوچکی در شمال روسیه زندگی می کنند. پدرشان (لاوروننکو) که آنان چندان خاطره ای از او ندارند، بی خبر به خانه باز می گردد و برادرها را به سفری می برد…

صفحه IMDB فیلم

نویسنده: فاطمه دلفانی

5/5 - (4 امتیاز)
نظر شما چیست؟ شما هم نظر خودتان را در مورد این فیلم در بخش نظرات بنویسید. اگر نظر و مطلب مفید و کاملی داشته باشید، امکان اضافه شدن نظر شما به محتوای این پست وجود دارد!
حتما عضو کانال تلگرام و صفحه اینستاگرام سینما مدرن باشید! ما در تلگرام و اینستاگرام مطالب متفاوت تری داریم که در سایت نیست!
5/5 - (4 امتیاز)
م.ن در 28 آگوست 2021 ساعت 12:47 پاسخ

اون ایده که مادر همزمان اولین دشمن و عشق فرزند هست و پدر حکم مزاحم داره ، ایده‌ی جوزف کمبل هست. اگرچه دقیقا با شما موافقم که فیلم بر همین نظریه ساخته شده اما در مجموع با این دیدگاه از کمبل موافق نیستم. این فیلم تصویر بسیار بدی از پدر بود.

    فاطمه دلفانی در 9 سپتامبر 2021 ساعت 13:45 پاسخ

    بله روانکاوان بزرگی مثل لاکان و فروید هم به این ایده اشاره می‌کنند که پدر سایه‌ای از ترس و مزاحمت بر روان فرزند است. اما همچنین تکیه گاه و پشتوانه‌ی اوست. توجه کنید که اینجا یک پدر مورد شماتت قرار نمیگیره بلکه یک پدر که غایب بوده مورد شماتت قرار میگیره. نام فیلم هم بازگشت هستش که در واقع داره غیبت پدر رو مواخذه می‌کنه نه خود واژه‌ی پدر رو

معرفی بهترین مینی سریال های تاریخ که از دیدنشون پشیمون نمیشی! | برای همه سلیقه ها معرفی بهترین مینی سریال های تاریخ که از دیدنشون پشیمون نمیشی! | برای همه سلیقه ها مشاهده