
مانند بیشتر موضوعات حساس، وضعیت مدارسمان برای همهی ما با تعصباتی همراه است. والدین هستند! معلمان هستند! دانشآموزان، انجمنها، نمایندگان دولت، سیاستمداران هستند؛ فقر و نابرابری هست؛ مسئلهی قابلیت اصلاح وضعیت هست، مسئلهی ناامیدکننده بودن آن و مواردی از این دست.
در فیلمها، همهی آنچه برای تحول این وضعیت آشفتهی لاعلاج ارائه میشود، یک معلم کاریزماتیک است که سلاح او بیتوجهی شدید به برنامهی درسی و یک کتاب ادبی در جیبش است که از آن نقل قول میکند. سیدنی پوآتیه، رابین ویلیامز، ریچارد دریفس، میشل فایفر و ادوارد جیمز اولموس تنها چند تن از افرادی هستند که تمام تلاش خود را صرف نجات تعلیم و تربیت کردهاند. نباید کامرون دیاز در فیلم Bad Teacher (معلم بد) را فراموش کرد.
کارگردان: Tony Kaye
نویسنده: Carl Lund
بازیگران: Adrien Brody, Marcia Gay Harden, James Caan
خلاصه داستان: تفکیک یا جدایی؛ فیلمی در سبک درام به کارگرانی تونی کی و بازی آدرین برودی است. داستان درباره سه هفته از زندگی چند معلم، مدیر و دانش آموز از دید یک معلم جانشین به نام هنری بارتز است.
فیلم Detachment یک درام شهری جسورانهی جدید، اثر کارگردان متولد بریتانیا، تونی کی است. به عقیده کسی این فیلم از Mr. Holland’s Opus (قطعهی موسیقی آقای هولاند) الهام گرفته نشده است اما در موقعیتی کمابیش مشابه جریان دارد: مردی با یک مأموریت و ترجیحاً نیاز شدید برای جبران اشتباهات خود که میتواند تغییری ایجاد کند. حتی اگر او هنری بارتز (با بازی آدرین برودی) باشد، کسیکه به انتخاب خود یک معلم جایگزین است و با مشکلات زیاد ناشی از آسیبهای روحی خود درگیر است.
دبیرستان دولتی که هنری برای یک ماه خدمت وارد آن میشود، یک تکهی آشنا از زمین سوخته است که توسط کمالگراهای فرتوت اداره میشود و دانشآموزان غرق در بیعلاقگی یا پرخاشگری به سختی در آن تحصیل میکنند. هر چند وقت یک بار، والدین ظاهر میشوند تا به کارمندان دفتر فحاشی کنند اما در جلسهی اولیاء و مربیان غایب هستند.

بیشک هنری با کت و شلوار مشکی و آرامش خدشهناپذیرش، نمایندهی بخش قهرمانانهی داستان به نظر میرسد و برودی به شکل متقاعدکنندهای، در اقتدار آرام خود در کلاس اغراق نمیکند. اما بازی او تحت تأثیر یک فیلمنامهی حجیم (از کارل لوند، که قبلآً معلم مدارس دولتی بوده است) که پر از واگویههای طولانی و ثقیل در رابطه با اینکه چگونه باعث شکست فرزندانمان شدهایم، تضعیف شده است.
در واقعیت، معلمین فوقالعادهای داریم که هر روزه این عدم موفقیت ساختاری را تعدیل میکنند. اما هنری نیز مانند آموزگاران اکثر فیلمها، یک مشاور و راهنمای عالی است نه یک معلم عالی. او یک کلاس پر از نوجوانان عصبی دارد و در عرض چند دقیقه، آنان را در مشت میگیرد. این دستاوردی است که باعث پوزخند معلمانی میشود که هر روزه در مدارسی با کمبود نیرو و تجهیزات زحمت میکشند (حتی با استعدادترین آنها).
در واقع، هنری نه یک معلم خوب است و نه یک معلم بد. او بیشتر به عیسی مسیح شباهت دارد و در بخش عمدهی فیلم، به صلیبی از رنجهای خود و دنیای اطرافش میخکوب شده است. این موضوع برای کسانیکه با عشق کی به آخرالزمان در American History X (تاریخ مجهول آمریکا) و فیلمهای دیگر او آشنا هستند، تعجببرانگیز نیست. هنری هم از نظر باری که باید بر دوش بکشد و هم از نظر توانایی جذب تحسین دیگران، شبیه به مسیح است. قدرت اقناع او به هیچ وجه قابل مقایسه با سایر انسانها نیست.

از طریق همهی وابستگیهای طولانیمدت هنری، به ما القاء میشود که او به عنوان مردی پرتکاپو، بیش از اندازه و به شکل خستهکنندهای، متعهد است: در حین مراقبت از پدربزرگ مریض و رو به مرگش (لویی زوریخ)، به یک فاحشهی کم سن و سال با صورت معصوم (سامی گیل) کمک میکند، به یک دانشآموز که مورد زورگویی قرار میگیرد (با بازی هوشمندانهی دختر کی، بتی)، مشاوره میدهد و بدون هیچ چشمداشتی، وقت خود را برای یک همکار تنها (کریستینا هندریکس) خالی میکند که پاداش او را با خیانتی میپردازد که عواقب ناخواستهی آن به سرعت به وخامت میگراید. و این فقط در مورد هنری نیست. برای تأکید بر وحشتناک بودن وضعیت، تقریباً همهی افراد بالغ در فیلم Detachment در پایان روز به سراغ زندگی خراب خود میروند.
کی سبکی نوآورانه دارد و در بازی کردن با رئالیسم تاریک و سبک غنایی کثیف شهری و ایجاد جذابیت با استفاده از پیچ و تابهای انیمیشن تخته سیاه، چیرهدست است. فیلم گسیختگی (Detachment) از جنبهی تاریک خود، بسیار زیبا است و به وسیلهی گروهی از بازیگران فوقالعاده، ماندگار شده است، بازیگرانی مانند مارسیا گی هاردن در نقش مدیر مدرسه و یا جیمز کان در نقش یک معلم باسابقه که احساس پوچی او و همکارانش مانع از غرق شدن آنها میشود، حداقل برای مدت کوتاهی.

فیلم Detachment احساساتی، صادقانه و گاه برّنده است، همان چیزی که از کارگران Lake of Fire (دریاچهی آتش) که یکی از بهترین مستندات در رابطه با سقط جنین است، انتظار میرفت. در این درام اغراقآمیز، لحظهی بدبینانه وجود ندارد اما آنقدر شخصی است که شاید نباید سیاسی هم شود. کی با کمال تأسف از اینکه خانوادهی خود را در زمانیکه فرزندانش بسیار کوچک بودهاند، ترک کرده است، ابراز پشیمانی میکند.
فیلم Detachment (گسیختگی) میتواند به عنوان مطالعهای در مورد اینکه چگونه یک مرد میآموزد که برای خود و دیگران پدری کند، روح شما رو جلب کند. اما ناامیدی آخر آن در مورد شهرها و مدارس ما اغراقآمیز، نمایشی و احتمالاً فراتر از موضوع است.

آدریان برودی، نقش هنری بارتز، یک معلم جایگزین از خودگذشته را بازی میکند. شخصیتی که در مقایسه با نمونههای سینمایی متداول معلمان الهامبخش، کمتر متقاعدکننده است.

لوسی لیو و بلیث دانر نقش معلمانی را بازی میکنند که برای حفظ نظم دانش آموزان و زندگی شخصی خود در تلاش هستند.

