
بیدار شو از جهان که خوابیست، مترس! (مولانا)
ماریونت فیلم عجیبی است. برای درک این فیلم البته که نیاز نیست فلسفه خوانده باشید اما به یک نگاه عمیق فلسفی نیاز دارید.
کارگردان: Elbert van Strien
نویسنده: Ben Hopkins, Elbert van Strien
بازیگران: Thekla Reuten, Elijah Wolf, Emun Elliott
خلاصه داستان: فیلم داستان یک زن روانشناس را روایت میکند که وقتی پسر بچه ای پیش او ادعا میکند که میتواند زندگیش را کنترل کند، دچار پریشانی می شود و …
گربهی شرودینگر را به خاطر دارید؟ هم زنده است و هم مُرده! حرف فیلم هم همان است. ما هم اختیار داریم هم نداریم!
پسرک در رویایش جهانی خلق کرده که در آن خداست. بعد ماریونت را وارد ماجرا میکند. ماریونت سرکش و کنجکاو است. هر اتفاقی که در ذهن پسر باشد برای ماریونت رخ میدهد؟
ماریونت در رویای پسر، ابتدا زنی است که شوهرش را در تصادف از دست داده. به تقدیر بدبین است و از خدا گلهمند! عاشقانه به یاد شوهرش است و مدام از به خاطر آوردن خاطرهی مرگش شکنجه میشود. بعد در محل کار با مردی آشنا میشود و وارد رابطه عاشقانه میشود. اما هنوز با خاطرات همسرش درگیر است. پسرک صاحب ماریونت است. او را به زندگی قبلی با همسرش برمی گرداند. اما حافظهی ماریونت را از رویای قبلی پاک نمیکند. ماریونت به یاد دارد که در اسکاتلند عاشق مردی بوده و شمارهاش را به خاطر دارد.او که از خدا فقط زنده بودن شوهرش را میخواست حالا بدون توجه به اینکه قبلا چهقدر ملتماسانه از خدا این لحظه را میخواسته تلفن را برمیدارد و به مردی که در اسکاتلند عاشقش بوده زنگ میزند و در اینجا تمام بازی را میبازد.

وقتی دوباره با پسرک در آسایشگاه روبهرو میشود پسر به او میگوید این تو بودی که تلفن را برداشتی و سراغ شماره رفتی. گناه از خود تو بود. یعنی پسر خالق ماریونت در رویاهای خودش است و تمام این اتفاقات زایندهی ذهن او هستند و ماریونت و تمام زندگیاش خیالپردازیهای او هستند؛ اما حتی در این حالت هم ماریونت را دارای اراده و اختیار میدیده که تلفن را برندارد و بیخیال تماس شود. حالا که ماریونت خطا کرده از نظر پسر باید تاوانش را بدهد. چرا که شانس دوباره نابود کرده.
ما نقش جبر و تقدیر و اسارت در میان تمام محدودیتهای هستی را با تمام وجود درک میکنیم. اما در اعماق وجودمان هنوز هم قوهی شگفتانگیز اختیار را حس میکنیم. به قول سارتر:ما انتخابهایمان هستیم!
آن جملهی معروف را شنیدهاید که میگوید:((اگر هیچ انتخابی نکنی باز هم انتخابی کردهای)).
ماجرای سخنرانی اباذری دربارهی پاشایی را به خاطر دارید؟ دختری در میان جمع داد زد:((من هرچی که دلم بخواد انتخاب میکنم و گوش میدم)). و اباذری پاسخ مهمی داد:((شما فکر میکنید که انتخاب میکنید. هزاران مدل برای شما میسازند تا بالاخره مجبور شوید یکی از آنها را انتخاب کنید.)).

انتخاب، مهمترین دارایی ماست. به زندگیتان نگاه کنید. ما در زندگیمان مدام تاوان انتخابهایمان را میدهیم. اما حقیقتا چند درصد از عقاید و رفتارمان حاصل انتخابهای خودمان است؟ از سلیقهی موسیقی گرفته تا انتخابات سیاسی تا سبک زندگی، همه و همه تحت تاثیر رگبار تبلیغات رسانههاست.
فکر میکنیم انتخاب کردهایم، اما انتخاب شدهایم.
اگر تجزیهوتحلیل نکنیم اگر فکر نکنیم و اگر آگاهانه انتخاب نکنیم مستوجب تاوان و ملامتیم!
حتی اگر تمام هستی به تعبیر مولانا یک خواب باشد خاطرمان باشد که خواب هم میتواند ترسناک باشد. پس بیدار شو از جهان که خوابیست، بترس!
