آموزش زبان انگلیسی آنلاین فرالن

نقد فیلم American Psycho (روانی آمریکایی) محصول 2000

فیلم American Psycho (روانی آمریکایی) یک تریلر روان شناختی طنزآلود است که خون را در رگ هایتان منجمد می کند؛ یک گزاره اجتماعی از مردانی که از توانایی جنسی خود نامطمئن اند، شخصیتی سطحی و کم عمق دارند و شیفته و دلباخته آیین مادی گرایی هستند، بلکه با ظاهری آراسته بر درون بی عاطفه و توخالی خود سرپوش بگذارند. فرهنگ خودنمایی که در میان اعضای ارشد شرکت های بزرگ تجاری رواج پیدا کرده، خشمی را در درون شخصیت اصلی فیلم، پاتریک بِیتمن (با بازی بی نقص کریستین بِیل) پرورش داده که مدت ها سرکوب شده و حالا او برای تخلیه آن به ارتکاب قتل روی می آورد، آن هم قتل هایی که بیشتر یک تفریح سرگرم کننده به نظر می رسند تا کاری که او ناچار به انجام آن باشد.

امروزه بیتمن به یکی از برجسته ترین شخصیت های تاریخ سینما تبدیل شده است. شاید غافلگیر شوید اگر بدانید خیلی ها به کریستین بیل (لئوناردو دی کاپریو انتخاب اصلی برای ایفای نقش پاتریک بیتمن بود) هشدار داده بودند که ایفای نقش اصلی چنین فیلمی می تواند مساوی با یک خودکشی شغلی باشد.

American Psycho 7 scaled - نقد فیلم American Psycho (روانی آمریکایی) محصول 2000

کارگردان: Mary Harron

نویسنده: Bret Easton Ellis, Mary Harron, Guinevere Turner

بازیگران: Christian Bale, Justin Theroux, Josh Lucas

خلاصه داستان: “پاترک بتمن” جوان اهل نیویورک و معقول و خوش سر و لباس است. اما در پشت ان چهره او، که هیولا نهفته است. “بتمن” شب ها کار واقعی اش را شروع میکند و به شکار و کشتن ولگردها و زنان خیابان میپردازد…

صفحه IMDB

در ادامه تلاش می کنیم با کنار هم گذاشتن سرنخ ها برای پایان بحث برانگیز فیلم American Psycho توضیحی پیدا کنیم و طبیعتاً ادامه این مطلب حاوی اطلاعاتی خواهد بود که ممکن است داستان فیلم را برای شما لو دهد.

با وجود این که سال ها از اکران اولیه آن می گذرد، هنوز هم پایان پرابهام فیلم روانی آمریکایی بازار بحث و استدلال را میان طرفداران این فیلم داغ نگه داشته است. هر چه روایت فیلم جلو می رود، صحنه ها بیشتر و بیشتر رنگ تند خون و خشونت به خود می گیرند و این روال افزایشی آنقدر ادامه پیدا می کند تا بالأخره آن پایان تکان دهنده را رقم بزند. پایان فیلم، مخاطب را با این سوال به حال خود رها می کند که دقیقاً چه حد از اتفاقات فیلم واقعی و چه حد خیال پردازی بوده.

آیا واقعاً پاتریک کسی را کشته بود؟ یا همه ی این اتفاقات زاییده ی تخیلات او بود؟ یک خیال بافی آرزومندانه از این که دلش می خواست چطور از شر استیصالی که در آن محیط احساس می کرد خلاص شود؟ آیا پل آلن واقعاً مرده بود؟ ما سعی کردیم همه ی این احتمالات را بررسی و داستان را برای شما رمزگشایی کنیم تا با هم ببینیم کدام فرضیه، توضیح منطقی تری برای حل معمای این تریلر روانشناختی جذاب ارائه می دهد.

American Psycho 2 - نقد فیلم American Psycho (روانی آمریکایی) محصول 2000

قبل از این که این فرضیه ها را بررسی کنیم و ببینیم کدام یک احتمالاً توضیح معقول تری ارائه می دهند، لازم است به سلسله وقایعی بپردازیم که در نهایت به آن صحنه ی مهیج پایانی ختم می شود.

  1. دستگاه خودپرداز: پاتریک بیتمن سراغ دستگاه خودپرداز می رود تا مقداری پول نقد بگیرد اما خودپرداز پیام می دهد که: «گربه ی ولگرد رو بده بخورم.» بیتمن بدون لحظه ای تردید با اسلحه اش گربه را هدف می گیرد اما قبل از آن که فرصت کند گلوله را شلیک کرده و گربه را به خورد خودپرداز بدهد، خانم مسنی که از رفتار او منزجر شده مزاحم کارش می شود. آن خانم مسن اولین قربانی آن شب بیتمن است.
  2. تعقیب و گریز پلیسی: نیروهای پلیس با چند ماشین بیتمن را تعقیب می کنند که کمی بعد به تیراندازی هر دو طرف منجر می شود. او دو مأمور پلیس را می کشد و با یک شلیک یکی از ماشین پلیس ها را منفجر می کند، کاری که با یک هفت تیر ساده غیرممکن به نظر می رسد. خود او هم برای یک لحظه غافلگیر شده و چند لحظه ای با ناباوری به هفت تیری که در دست دارد خیره نگاه می کند. بعد ساعتش را نگاه می کند و به سمت دفتر کارش می دود.
  3. «آقای اسمیت!»: بیتمن به یک ساختمان تصادفی (و نه ساختمان پیرس و پیرس که محل کارش است) وارد می شود و آنجا نگهبان کشیک، او را آقای اسمیت صدا می زند. بیتمن هم نگهبان و هم نظافتچی ساختمان را می کشد تا شاهدی از خود به جا نگذارد و بعد به سمت دفتر کار خودش راه می افتد.
  4. اعتراف: بیتمن وارد دفتر کارش می شود و از ترس نورافکن هلیکوپترهای جست و جو زیر میز کارش قایم می شود. با وکیلش، هارولد (استفن بوگارت) تماس می گیرد و به تمام جنایات نفرت انگیزش از جمله قتل وحشیانه ی چند دختر بدکاره و پل آلن (جَرِد لِتو)، یکی از همکارانش اعتراف می کند.

American Psycho 4 - نقد فیلم American Psycho (روانی آمریکایی) محصول 2000

گره ی اصلی داستان درست صبح روز بعد این اتفاقات آشکار می شود و با گذشت سال ها، هنوز مایه ی حدس و گمان های مختلف است.

  1. هیچ اثری از اجسادی که در انباری آپارتمان پنهان شده بودند وجود ندارد.
  2. مشاور املاکی که در حال نشان دادن آپارتمان است ابتدا از دیدن بیتمن جا می خورد و بعد برای او توضیح می دهد که فردی به نام پل آلن هرگز در آن آپارتمان زندگی نکرده است. او مؤدبانه بیتمن را از آپارتمان بیرون می کند.
  3. وکیل بیتمن، هارولد، او را با فردی به نام دیویس اشتباه می گیرد و از شوخی تلفنی بامزه ی دیشب او تعریف می کند و حتی تصور این که آن مردک دست و پا چلفتی، بیتمن جرأت انجام چنین کارهایی را داشته باشد مضحک می داند. بعد هم راهش را می کشد و می رود و به ادعای بیتمن که اصرار دارد او بوده که پل آلن را کشته اهمیتی نمی دهد و آن را چرند محض می داند، چون خودش همین ده روز پیش پل را دیده و با هم در لندن شام خورده اند.
  4. جین (کلوئه سِوینی) دفترچه ای را در کشوی بیتمن پیدا می کند که به نظر می رسد بیانگر افکار روان پریشانه ی رئیس او باشند و بعد بدون هیچ مقدمه ای فیلم ما را با این پرسش تنها می گذارد که نکند همه ی این اتفاقات خیال پردازی های بیمارگونه ی بیتمن بوده.

American Psycho 3 - نقد فیلم American Psycho (روانی آمریکایی) محصول 2000

خب، حالا ما با سه احتمال مواجه هستیم:

  • همه ی این اتفاقات خیالی و ساخته و پرداخته ی ذهن بیتمن بوده و بیانگر ذهن بیمار و روان پریش اوست.
  • بیتمن واقعاً همه ی قربانی هایش را به جز پل آلن به قتل رسانده.
  • بیتمن واقعاً همه ی قربانی هایش را به قتل رسانده و هارولد شخص دیگری را با پل آلن اشتباه گرفته است.

من معتقدم که پاتریک بیتمن واقعاً یک قاتل سریالی است و همه ی آن آدم ها از جمله پل آلن را به قتل رسانده. تردیدی نیست که پاتریک بیتمن یک روان پریش تمام عیار است. صحنه ای در نیمه ی اول فیلم به وضوح این نکته را به نمایش می گذارد، وقتی که بیتمن به دختری که پشت بار ایستاده مشروب سفارش می دهد و زیرلب غرولند می کند: «هرزه ی بی ریخت مادرجنده. دلم می خواد انقدر چاقو بزنمت که تلف شی و بعد هم با خونِت دیوارای خونمو نقاشی کنم.»

American Psycho 6 - نقد فیلم American Psycho (روانی آمریکایی) محصول 2000

پاتریک بیتمن مردی خودشیفته، عجیب و غریب و ثروتمند است که در یک شرکت سرمایه گذاری کار می کند. او و همکارانش چنان زندگی پوچ و تصنعی دارند که برای ارضای حس خودپسندی شان کیفیت کارت ویزیت شان را به رخ هم می کشند. اما این میل به خودنمایی فقط به مسابقه ی میان کارت های ویزیت خلاصه نمی شود و مسائلی از قبیل رزرو میزی در یک رستوران مجلل، لباس های مارک یا حتی جزئیات ساده ای مثل یک کراوات را به صحنه ی رقابت برای فخرفروشی به هم تبدیل می کنند.

اغلب به نظر می رسد هیچ یک از این مردان کوچک ترین اهمیتی به دیگری نمی دهند و شاید به همین خاطر است که حتی وکیل بیتمن اسم او را نمی داند، او را به کلی با فرد دیگری اشتباه می گیرد و به همین ترتیب احتمالاً درست به خاطر نداشته باشد که پل آلن دقیقاً چه کسی است. چرا که نه، این هم یک احتمال است و به این ترتیب این احتمال هم وجود خواهد داشت که بیتمن واقعاً با آن روشِ در عینِ شاعرانگی وحشیانه ی خود سر پل آلن را از بدنش جدا کرده باشد.

کارآگاه دونالد کیمبال (ویلم دفو) وقتی پرونده را می بندد که مدرکی دال بر عدم حضور شخصیت اصلی داستان ما در زمان وقوع جرم پیدا می شود. این مدرک ممکن است همان تماس تلفنی باشد که بیتمن از خانه ی پل برقرار می کند و در آن از قول او پیغم می گذارد که امشب عازم پروازی به مقصد لندن است. اما انگیزه او برای قتل پل آلن چه بود؟ نفرت عمیقی که پاتریک نسبت به پل آلن در دل دارد، اوائل نیمه ی اول فیلم، در همان صحنه ای که درباره ی کیفیت کت و شلوارهایشان بحث می کنند به خوبی نشان داده می شود.

American Psycho 5 - نقد فیلم American Psycho (روانی آمریکایی) محصول 2000

اما مجموعه اتفاقاتی که مفصل شرح دادیم و به آن پایان مهیج ختم می شود صرفاً حاصل تخیلات او هستند. هیچ خودپردازی از او نمی خواهد که گربه ی ولگرد را به او بدهد. اگر بیتمن شانه بالا می اندازد به این خاطر است که حتی خود او هم باورش نمی شود که یک هفت تیر ساده بتواند چنان انفجاری راه بیندازد. در واقع او صرفاً فردی است که علاوه بر سادیسم شدیداً به توهم دچار است و تخیل پررنگی دارد. این که هیچ کس در نهایت اعترافات او را جدی نمی گیرد غم انگیز و در عین حال ترسناک است. هر کسی سر در آخور خود دارد و هیچ کس حاضر نیست قبول کند که برای فرد دست و پا چلفتی مثل او هم ممکن است که به راحتی آب خوردن آدم بکشد.

فیلم روانی آمریکایی (American Psycho) به بی مایگی جامعه و بی مایگی مفرط فرد می پردازد که ایمان به فردیت انسان را مخدوش می کند. این نکته به بهترین نحو ممکن در صحنه ی آخر فیلم به تصویر کشیده می شود که پاتریک با خاطری آزرده واقعیت جامعه ای را شرح می دهد که در سایه ی پوچ مادی گرایی به قهقرا رفته است.

فیلم American Psycho نقطه ی اوج دیوانگی است. تا پیش از آن هرگز اثری خلق نشده بود که شهوت به ارتکاب قتل را، تنها با هدف چشیدن لذت آن، چنین دیوانه وار و چنین پرشور به تصویر بکشد. تا پیش از آن هرگز فیلمی ساخته نشده بود که تا این حد به نمایش سکسیسم خرد و مادی گرایی افراطی تعهد نشان بدهد، که شخصیت مرکزی آن صدف درخشان اما خالی خود را ترک کند تا همانی باشد که واقعاً هست: انگلی ترسناک و کریه که از رنج و عذاب بشریت تغذیه می کند. و هرگز سابقه نداشت که نمایش خشونت انقدر بی خود و بی جهت سرگرم کننده به نظر برسد.

American Psycho 1 - نقد فیلم American Psycho (روانی آمریکایی) محصول 2000

مری هارون با همان دقت موشکافانه ای داستان سقوط هولناک یک سرمایه گذار بانکی به ورطه ی جنون را به تصویر می کشد که یک جراح با چاقوی تیز خود شریان های بسته ی بیمار را باز می کند. اما تنها چیزی که از رگ باز شده بیرون می زند، خونی غلیظ با رنگی سیاه تر از قیر است که هر چه را لمس کند مسموم خواهد کرد. در این تجزیه و واپاشی شخصیت بیتمن، اول ذره های کوچک به نوبت خارج می شوند و بعد نوبت به تکه های بزرگتر می رسد تا این که در نهایت هیچ اثری از مردی که زمانی وجود داشته باقی نمی ماند. آنچه از او باقی مانده تجسمی از خشونت محض است که به شکل موجودی از گوشت و خون درآمده. بازی ماهرانه ی کریستین بیل نیز در نقش یک قاتل روان پریش حقیقتاً خیره کننده است. در نحوه ی راه رفتن، حرف زدن، نیشخند زدن، اخم کردن یا لبخند زدن او جزئیاتی گنجانده شده که فساد درونی بیتمن را ذره ذره بروز می دهد. هم چنین فیلم از الگوی کتاب برِت ایستون الیس پیروی کرده و با ایجاد یک گره ی مضاعف در داستان، ما را زیر بار سنگین یک پایان باز به حال خود رها می کند.

فیلم روانی آمریکایی (American Psycho) ضمن نیش زدن به فرهنگ یوپی ها (یا همان جوانان مایه دار و بالاشهری دنیای تجارت) و مصرف گرایی بی حد طبقه ی مرفه، از ما دعوت می کند نگاهی نزدیک تر به پاتریک بیتمن بیندازیم، به شخصیتی که در اوج مصرف گرایی رسوخ کرده در جامعه قرار دارد. تماشای محو شدن آخرین آثار عقلانیت در شخصیت او برای هر بیننده ای دلهره آور است، زمانی که لوسیون ها و مرطوب کننده ها پاک می شوند تا چهره ی واقعی او را آشکار کنند. چهره ای که با طمع، مادی گرایی و فردگرایی خودخواهانه از هم متلاشی شده است. اما هیولای کریه تر در درون او لانه کرده، در روح او که آن چنان یکپارچه سیاه شده که در دل تاریکی قیرمانند شب چشم انسانی قدرت تشخیص آن را ندارد.

American Psycho 1 - نقد فیلم American Psycho (روانی آمریکایی) محصول 2000

فیلم American Psycho در ذات خود یک پارادوکس درونی دارد. از طرفی طنز تلخ و دردآور سقوط انسان از عرش به فرش است، و از طرف دیگر کمدی سیاه ساختارشکنی به شمار می رود که مخاطب خود را به قهقه می اندازد. اما در نهایت هیچ یک از این ها اهمیتی ندارند. نه مرگ انسان ها اهمیتی دارد و نه سرخوشی بیمارگونه ی قاتل، نه حتی گناهانی که بیتمن مرتکب می شود و نه صادقانه ترین اعترافاتی که به زبان می آورد. در پایان همه چیز بی نهایت پوچ و بی معنی به نظر می رسد. درست مثل خود ما و زندگی های حقیر و رقت انگیز انسانی مان. شاید هیچ یک از ما هم آنقدرها که فکر می کنیم اهمیت نداریم.

American Psycho فیلمی است که باید دیده و ستایش شود، درست مثل افعی که در قفس شیشه ای به نمایش گذاشته می شود.

ریچارد کورلیس

ترجمه توسط سایت سینما مدرن
منبع: سایت High on Films
نظر شما چیست؟ شما هم نظر خودتان را در مورد این فیلم در بخش نظرات بنویسید. اگر نظر و مطلب مفید و کاملی داشته باشید، امکان اضافه شدن نظر شما به محتوای این پست وجود دارد!
حتما عضو کانال تلگرام و صفحه اینستاگرام سینما مدرن باشید! ما در تلگرام و اینستاگرام مطالب متفاوت تری داریم که در سایت نیست!
اینستاگرام ما تلگرام ما
//