نقد فیلم Distant اثر نوری بیلگه جیلان

نقد فیلم Distant اثر نوری بیلگه جیلان 7

جیلان یکی از کارگردانان مولفی است که در این سالها فرمت سینما را دچار دگرگونی کرده است.او همه عناصر سینمایی را برای ما محو می کند. در اوزاک ما نه سمپات شخصیت هاییم و نه پارا سمپات شان.چرا؟

بدلیل خلق راوی توسط جیلان.جیلان راوی را برای ما جوری تعریف می کند که فقط نظاره گر است. پلان ایستا است و روند کند!!!!! انگار یک نفر نشسته است و دارد این آدم ها را نگاه می کند.برای مثال در صحنه ای محمود روی صندلی نشسته است و دارد فیلم استاکر تارکوفسکی را می بیند و یوسف هم بالای سر او ایستاده است. یوسف می رود و محمود فیلم را عوض می کند. در تمام طول این صحنه دوربین ایستا است و هیچ تکانی نمی خورد . این نظاره گری است که جیلان برای ما تعریف می کند و ما نمی دانیم که این راوی کیست.راویی که بعضی اوقات حتی حضورش را احساس می کنیم مانند پلان اول فیلم. چون ما احساس می کنیم که این راوی یک موجود زنده و دارد برای ما زندگی این آدم ها را روایت می کند، وجودش ملموس است و اینجا است که بعد از گذشت کمی از فیلم ما این راوی را فراموش کرده و انگار دیگر خودمان داریم تمام این اتفاقات را می بینیم و حضور راوی عجین می شه با حضور مخاطب. برای ما هم مهم نیست یوسف کجا می رود ما میخواهیم بنشینیم و محمود را تماشا کنیم. یکی از عناصر سیمای مدرن حضور مخاطب در فیلم است.

این اکت نگاه کردن فیلم پورن بدلیل شهوت محمود نیست بلکه بدلیل بی کاری و حوصله ی سر رفته اش است و هنگام گذاشتن فیلم نیز اصلا به آن نگاه نمی کند و فقط یک فیلم را به شانس انتخاب می کند.

دلیل آن جمله اول من باب تغییر فرمت سینما آن است که در سینمای جیلان خود درام بر اساس روایت، ریتم و تمپو ایجاد می کند و نه به طور معمول با کات . برای مثال صحنه بوسیدن دست آیدین در شاهکار جیلان خواب زمستانی یا در اوزاک صحنه مواجهه یوسف با دختر در راه پله.از یک طرف کشش جذابیت دختره و بازدارندگی یوسف از ترس ایجاد تضاد می کند.یوسف هیچ حرکتی نمی کند و برق راه پله خاموش می شود. باز از آن طرف دختره هم به یوسف کشش دارد و بازدارندگیش از حماقت او و در تمام طول این صحنه دوربین ایستا است ولی التهاب در بالاترین سطح ممکن است و حس و حال کاراکترها تمپو را افزایش می دهد و ریتم آنقدر تند است که ما در حال له شدن هستیم.

محمود یک درگیری درونی دارد،میخواسته است که تارکوفسکی شود ولی الان یک عکاس تبلیغاتی شده است . یک درگیری فردی دارد که با یوسف است و آمده و خانه زندگیش را بهم ریخته است و یک درگیری فرا فردی دارد با موش و فضای دور و برش .و یوسف هم همین درگیری ها را دارد . محمود از جامعه مدرن شهری خسته شده است و یوسف از روستا و هر دو در اوج استیصال اند.

نقد فیلم Distant اثر نوری بیلگه جیلان 9

محمود اساسا مستاصل است.مستاصل از ایده آلیسم فروپاشی شده.محمود فروپاشی ناپایدار ایده آلیسم شکست پذیره. میخواسته تارکوفسکی شود ولی الان یک عکاس ماهر است . اما این عکاسی درمان درد تارکوفسکی شدن نیست میخواسته است با دختره باشد اما نیست.  وقتی پورن نگاه می کنه،پورن نگاه نمیکنه بلکه داره وقتش را پر می کند.جذاب ترین چیزهای زود بازده را دوست دارد تا وقتش را با آن پر کند. زندگیش روبراه است و به زندگی روتین رسیده است.خودش میخواسته که به این زندگی روتین برسد و تمام تلاشش این است زندگی اش از این بدتر نشود و یوسف دارد این فضا را بدتر می کند.

محمود خود خواسته مستاصل شده برای اینکه ایده آلیسم شکست پذیر است. و درگیری بین محمود و یوسف نیز درمان ناپذیر است و این استیصال به پاسخ ندادن محمود می رسد. البته محمود یک ایده آل اخلاق گراست. وقتی خواهرش زنگ می زند و می گوید که مادر حالش خراب است ، می داند که خواهرش دارد چرت وپرت می گوید با خود می گوید الان مادرم به من احتیاج دارد خب پس من میروم پیشش.

به یوسف احترام می گذارد با اینکه یوسف حریم محمود رو می شکند ولی باز هم به او احترام می گذرد.یوسف را پرت می کند بیرون برای خودش. می گوید یوسف برو توی همان کارخانه روستا کار کن تو آدم شهر نیستی.یوسف ورودی محمود در 20 سال پیش به شهر است. محمود شکست پذیره 20 سال بعد یوسف است که حس های روستایی اش مانده است.یعنی محمود حس پاکی یوسف از سیگار کشیدن ملوان را دوست دارد، حماقت خود خواسته ی یوسف را دوست دارد ،ولی این تطابق ناپذیری با زندگی مدرن شهری یوسف را نمی پذیرد و دوست دارد به آن حس های نابش برگردد. محمود هم این حس های ناب روستایی را می خواهد و هم می خواهد مدرن زندگی کند ، اون سیگار یوسف را بر می دارد یک پک می زند و اینجا تنها این حس است که مهم است.

از یک جایی درام دو سویه می شود بین موش و محمود و این یک پیرنگ فرعی است و در همین حد باقی می ماند و هر گونه تفسیر و تاویلی از این پیرنگ اشتباه است. و توی این فضای استیصال محمود دارد تجربه گرایی می کند که آیا می توان زندگی اش را بهتر کرد.به یوسف می گوید برویم آناتولی عکس بگیریم ولی وقتی از آناتولی بر می گردد یک پلان ایستا است که محمود دارد دردمندانه نگاه می کند و کاملا معلوم است که این کار هم او را خوشحال نکرده است. میره کافه ، میره پیش زن تا با او صحبت کند می رود فرودگاه دنبالش و مدام در تلاش برای خرسند شدن است و سکانس آخر فیلم اخته شدن و ناکامی محمود و یوسف از درک لذت است.

نقد فیلم Distant اثر نوری بیلگه جیلان 11

اما چرا اینقدر پلان ها ایستا است؟ آخر وقتی زندگی کرخته است همه چی باید کرخته باشد فیلم پر است از این کرختگی غیر قابل تحمل و ما حس اش می کنیم و ما هم کرخته ایم فضا کرخته است و برای ما هم کرختگی ایجاد می کند. اما چرا اینقدر پلان ها ایستا است؟ آخر وقتی زندگی کرخته است همه چی باید کرخته باشد فیلم پر است از این کرختگی غیر قابل تحمل و ما حس اش می کنیم و ما هم کرخته ایم فضا کرخته است و برای ما هم کرختگی ایجاد می کند. میاد و گوش وای می ایستد تا ببیند یوسف چه می گوید،لحظه فرار پاش گیر می کند به چسب موش .این کمدی بودن و گروتسک بودن و تلخ بودن صحنه ما را به استیصال می کشاند.

ما مدام در استیصال،تضارب،تضاد،حس شکننده و واخورده همه ی این حس ها را داریم تجربه می کنیم و داریم توی یک آدم تجربه می کنیم و این آدم در پلان آخر می آید روی صندلی می نشیند و سیگار می کشد و می داند که هیچ راه چاره ای ندارد.فیلم کمال سینمای مدرن است. محمود فهمیده است که اگر الان تارکوفسکی هم باشد،حتی اگر با آن زن هم باشد دیگر هیچ فرقی ندارد و فقط زجر می کشد.

میگه بریم عکس بگیریم ولی توی همون لحظه می داند که این حالش را خوب نمی کند و بازیگر در اینجا درکمال مطلق بازی است.با دختر سکس می کند و توی یک بی حسی مطلق کاملا معلوم است فقط یک اکتی را انجام می دهد که زندگی اش بگذرد.

کار دیگری که جیلان می کند دراماتیک کردن قسمت های مختلف خانه است.وقتی یک طرف خانه ایم یک حس داریم و وقتی بر می گردیم طرف دیگر یک حس دیگر داریم. یوسف وقتی میرود یک قاب خالی نشان می دهد از جایی که یوسف می آمد و کفشش را در می آورد و بعد طرف دیگر را نشان می دهد و انگار که محمود بر می گردد به زندگی سابقش.

بهترین سکانس فیلم صحنه ای است که دختر را دستشویی نشان می دهد که دارد خودش را می بیند و در اوج استیصال و درماندگی و خستگی و نا امیدی و کرختگی است و بعد محمود که او نیز این گونه است و اتفاق هایی که بعد آمدن یوسف می افتد.

اوزاک زیباست و دلنشین و تماشایش جزو بهترین تجربه ها.

نویسنده: محمد جواد صابری

5/5 - (2 امتیاز)
نظر شما چیست؟ شما هم نظر خودتان را در مورد این فیلم در بخش نظرات بنویسید. اگر نظر و مطلب مفید و کاملی داشته باشید، امکان اضافه شدن نظر شما به محتوای این پست وجود دارد!
حتما عضو کانال تلگرام و صفحه اینستاگرام سینما مدرن باشید! ما در تلگرام و اینستاگرام مطالب متفاوت تری داریم که در سایت نیست!
5/5 - (2 امتیاز)
سینا در 17 آوریل 2021 ساعت 03:28 پاسخ

دیدمش فیلم خوبی بود بیلگه جیلان جز بهترین های سینما دنیاس از خواب زمستانی تا سه میمون و درخت گلابی وحشی همه اینها جز بهترین هاشه

علیرضا سرآمد در 21 آوریل 2023 ساعت 14:07 پاسخ

خیلی ممنون بابت نقدتون، مفید بود

این فیلم ها رو اگه ندیدی، ادعای فیلمباز بودن نکن! این فیلم ها رو اگه ندیدی، ادعای فیلمباز بودن نکن! مشاهده