کانال تلگرامی ما رو از دست ندید!

یاسوجیرو ازو و طبیعت گرایی معکوس

در این مقاله ، تصمیم گرفتم به معرفی و تحلیلی آزاد از سینمای یکی از ساده نگر ترین و محبوب ترین فیلمساز های کلاسیک ژاپنی بپردازم. مردی که همواره صحبت هایش را در فیلم هایش زمزمه کرد و با اشک ها و لبخند هایی که روی صورتمان به ارمغان آورد ، رفته رفته در گوشه ی محکمی در قلبمان جای گرفت.

اینکه از عبارت “در قلبمان جای گرفت” استفاده کردم ، تنها جنبه ی اغراق آمیزی و احساسی گری نداشت ، بلکه بیشترِ صحبت هایم احتمالا در همین باب خواهد گذشت. آثار ازو ، از آن دست فیلم هایی است که هرگز قابلیت تحلیل و بررسی بوسیله ی مغز و چشم بعنوان ابزار را ندارند. ازو ، از معجونی در فیلم هایش استفاده میکرد که همیشه مخاطب را نه به عقل ، که به دل و قلب خود رجوع میداد. دو دو تا چهار تا کردن ها و تحلیل و بررسی مهندسی در این چندین و چند فیلم ازو ، جز تلاشی بیهوده و مضحک ، جنبه ی دیگری ندارند.

اما هدف ازو از فیلمسازی چه بود؟ و سوالی که همیشه دوست دارم از هر فیلمسازی بپرسم : او از جان سینما چه میخواست؟ تماشای آثار یاسوجیرو ازو همیشه مرا یاد فیلمساز پر آوازه ی خودمان می اندازد : زنده یاد علی حاتمی. ملی گرایی و تکیه بر سنت های قدیمیِ عنصری به نام وطن ، یاد آوری آنچه که واقعا بودیم و هستیم ، تصاویر بعضا ناتورالیستی آمیخته به نوستالژیا ، روایت شاعرانه و استفاده بهینه و حتی موتیفی از موسیقی ، از ویژگی هایی است که در سینمای هر دو فیلمساز ایرانی و ژاپنی یافتم. ازو، همانقدر ژاپنی بود که حاتمی ایرانی… از آن دست آدم هایی که سفت و سخت به ریشه ای می چسبند که فاصله زیادی تا مرگ ندارد. که البته دل عمیق و عشق شدیدی میخواهد این سفت و سخت چسبیدن ها.

این مطلب را هم بخوانید:   دانلود مجله رادیکال شماره دوم

یاسوجیرو ازو ، آنطور که از کارنامه اش پیداست ، عطش فیلمسازی داشت و سیرآبی هرگز سراغش نمی آمد. از اولین فیلم او ، شمشیر ندامت ، که گویی هیچ نسخه ای از آن به جا نمانده است و هیچکس موفق به تماشای آن در عصر جدید نشده است ، گرفته تا آخرین اثر ازو ، بعد از ظهر پاییزی ، همه و همه یک چیز را بیان میکنند : ازو خوشحال نیست ! او همواره معترض است ، همواره ناله می کند و همواره کمرنگ شدن معرفت هایی را در آثارش به نمایش میگذارد. منتها مسئله دقیقا همینجاست که آنقدر این کار را مظلومانه و ظریف انجام می دهد که مخاطب حتی احساس میکند که ازو ، در حال ستایش طبیعت و سرنوشت است. میدانیم که اینطور نیست … این کارگردان ، حقیقتا دل خوشی از طبیعت ندارد و اتفاقا این یک قلم را در شاهکاری به نام اواخر بهار استثنائا فریاد میزند. اما گوشی هست که صدای فریاد ازو را بشناسد ؟

در این فیلم ، شاهد زندگی آرام و روتین پدر و دختری هستیم که به کمک هم ، همه چیز را در بهترین حالت خود پیش میبرند. دختر میخندد ، پدر میخندد ، دوستان میخندند. اما رفته رفته شرایط دستخوش تغییرات میشود ، بحث ازدواج دختر پیش کشیده میشود. زمان آن رسیده که دختر خواه نا خواه طبق قوانین طبیعت رفتار کرده و به خواستگار هایش آری بگوید. تصویر ، دائما در حال کات خوردن از قلب داستان و روایت ، به قلب نما هایی از طبیعت است. کوه ، دشت ، آسمان ، جنگل. دختر گریه میکند ، پدر تنها نگاه ، دوستان کجایند …؟

این مطلب را هم بخوانید:   کله سرخ ، تلاقی گروتسک و الهام گرایی

شخصیت های آثار ازو ، دائما مغلوب طبیعت میشوند. اما ازو چرا رویکردی ضد طبیعت را برگزیده ، در حالی که دیدگاهی شاعرانه دارد و قاعدتا ، این دیدگاه ، احساسی طبیعت گرایانه می طلبد؟

مهمترین بخش سینمای یاسوجیرو ازو دقیقا همینجاست که او به شدت ایده آلگرا و به شدت آزادی خواه است. طبیعت با تمام عظمت خویش ، گویی برای ازو قفسی بیش نیست ، چرا که روح ازو در قالب تک تک کاراکتر هایش ، از دست این قوانین مضحک طبیعت به گریه و زاری می افتد. در واقع طبیعت گرایی معکوس اینجا نمود پیدا میکند که ازو ، با تصویری شاعرانه از فضا های خالی و طبیعت ، به نقد تند و تیزی از آنها می پردازد.

نگاهی به معترضانه ترین و ضد مدرنیته ترین فیلم ازو می اندازیم : داستان توکیو.

داستانی که از عشق و سفر سرچشمه میگیرد و به مرگ و تنهایی منجر میشود. اما چقدر استادانه این تراژدی خشمگین را در قالب شاعرانه ی سینمای ازو می بینیم. هرکس فیلم را ندیده باشد و جمله ی اول این پاراگراف را بخواند ، قطعا انتظار فیلمی یاکوزایی و عذاب آور خواهد داشت اما مسافت مسیر عشق تا مرگ و تنهایی را فقط ازو است که میتواند شاعرانه قدم بزند. و در این کار ، مطمئنا خلاء و هیچ ، به کمکش می آیند. همیشه در دل چیز ها ، چیز هایی است که هیچ محسوب میشوند اما بسیار پر اهمیت و با ارزش اند. ازو این “هیچ” های با ارزش را میشناخت و با آنها ، پنبه دست میگرفت و سر می برید. او خشمگین ترین شاعرانه های تمام دوران را ساخت و به با ارزش ترین “هیچ” ممکن سفر کرد …

این مطلب را هم بخوانید:   نقد و بررسی فیلم Drive

ایمان رضایی

نظرتان را با ما در میان بگذارید