CineModern Telegram
نگاه خیره اولیس (مِن باب آداب و رسوم سینه­ فیلیایی)
امتیاز 5 از 1 رای

نگاه خیره اولیس (مِن باب آداب و رسوم سینه­ فیلیایی)

“صد البته بدن ها (به ویژه بدن ستاره ­های سینما) از دیرباز جلوه ­گاه شیفتگی و فتیش ­سازی تماشاگرانه بوده­ اند. اما ورای اجرا یا حتی زیبایی بدن ، آنچه اینجا هست لذت محض تماشای یک آدم است (یک بدن بخصوص) که روی پرده حرکت می­کند.”

– کریستین کیثلی

پیش از پا نهادن در قلمروی فرهنگ ، آداب و مَنِش سینه ­فیل ها ، ابتدا باید دانست که این واژه دقیقا به چه معناست؟ آیا سینه­ فیل ها صرفا “فیلم­باز” اند؟ یا اشخاصی هستند که علم و دانش بسیاری در زمینه فیلم و سینما دارند؟ تقریبا هیچ­کدام و شاید هر دو. در مورد تعریف و تحلیل دنیای سینه­ فیل ها و رسیدن به آن­چه که این واژه را برایمان تفهیم کند یا روشن کند که دقیقا به چه نوع افرادی اطلاق می­شود ، باید کمی احساساتی­ تر شد و کمی هم اغراق کرد. (چرا که اصلا جنس و بافت دنیای سینه­ فیل ها گاها وابسته به اغراق است).

سینه­ فیل ها ، ممکن است سواد آکادمیک سینمایی نداشته­­ باشند ، یا ممکن است حتی تعداد زیادی از فیلم های مشهور و معروف را ندیده ­باشند. پس اساسا اهمیت چندانی ندارد که فرد سینه ­فیل ، حتما منتقد ، فیلمساز یا دایره­ المعارف تمام فیلم ها باشد. سینه ­فیل بودن ، در واقع ، برخورداری از نوعی خاصیت ، ویژگی و نگاهی است که شما را مجاب می­کند فیلم ها را گاها زندگی کنید. نه به این منظور که لزوما با کاراکتر ها همذات­ پنداری کنید یا مثلا غرق فضای فیلم شوید. مسئله­ ی سینه­ فیل بودن ، وابسته به یک لحظه ، و یک خاصیت حافظه­ محور است. سینه ­فیل ها ، هنگام اظهار نظر در مورد فیلم ها ، ممکن است حتی عنوان فیلم را فراموش کرده­ باشند اما با توضیح دقیق یک سکانس می­توانند تمام ریزجزئیات آن­را روی دایره بریزند. در واقع دنیای سینه­ فیل ها و فضای ذهنی آن­ها متشکل از هزاران لحظه­ و تصویر­ سینمایی است. جملاتشان معمولا با عباراتی مانند “اونجایی که اون مَرده…” ، “وقتی که در باز می­شه…” ، “اونجایی که بارون میاد…” و … آغاز می­شود. در اصل آدرس­ه ایی خاص از جنس لحظه­ های تصویری در ذهنشان باقی می­ماند که تا ابد فراموششان نخواهند کرد. حفظ کردن این لحظه­ ها و این آدرس­ های سینمایی ، که نه از جنس مطالعات آکادمیک سینمایی و نه از جنس تعداد زیادی فیلم دیدن است ، همان جامعه ­ای را شکل می­دهد که می­توانید آن­هارا “سینه­ فیل” خطاب کنید. آدم­هایی که فیلم­ هارا واقعا نمی­بینند ، نگاه می­کنند و چون توان خلق یک تجربه ­ی زیستی بین دنیای بیرون و دنیای درون فیلم را دارند ، دچار یک حس عاشقانه ، حتی با دقایق ترسناک یا خون ­آلود یک فیلم می­شوند. این لحظه­ های حاصل از تشکیل حافظه ­ی سینه ­فیلیایی را ، کریستین کیثلی ، “لحظه های سینه ­فیلیک” یا “ادراک پانورامیک” نامیده.

این مطلب را هم بخوانید:   صدا به واقعیت نزدیکتر است یا تصویر؟

حال که به دیدگاهی کلی به مفهوم سینه­ فیل بودن و چیستی آن پی بردیم ، بهتر است سراغ برخی اخلاقیات ، آداب و رسوم خاصشان برویم. رفتار هایی که گاها ممکن است برای عامه مردم غیرقابل درک و حتی مسخره به نظر برسد. سینه ­فیل ها اکثرا روشی خاص برای انتخاب یک فیلم جهت تماشا دارند. ممکن است پوستر فیلم تعیین کننده باشد ، یا از آن جزئی تر ، عنوان فیلم. تا این اندازه که بعید نیست فیلمی که فیلمساز مورد علاقه آن شخص ساخته­ باشد ، اما پوستری متناسب با نگاه شخص نداشته باشد ، هرگز توسط آن سینه­ فیل دیده نخواهد شد. از طرفی دیگر ممکن است روزی ، اتفاقی ، نمایی خاص از همان فیلم را جایی ببیند. مثلا نمایی که شامل یک تک ­درخت در عمق صفحه است و برف در حال باریدن… همین چند ثانیه ممکن است او را مجاب کند تا حتما به تماشای فیلم بنشیند. از دیگر روش های منحصر­به­ فرد سینه­ فیل ها ، شکل فیلم دیدن آن­هاست. این­که آن­ها چه زاویه ­ای را برای تماشای یک فیلم انتخاب می­کنند. مثلا ژان دوشِت (منتقد مجله کایه ­دو) اذعان می­کند که وقتی به سینما می­رود ، حتما باید از پلکان سمت راست وارد شود و روی صندلی ­ای که سمت راست پرده قرار دارد بنشیند و پاهایش را به سمت راهرو دراز کند. او تاکید می­کند که مسئله ، صرفا راحتی فیزیکی نیست ، بلکه نوعی از اَشکال تماشای فیلم است که او برای خودش ساخته. یا در جایی دیگر فرانسوا تروفو می­گوید که برخلاف اکثر مردم که وسط سالن را برای تسلط به روی پرده انتخاب می­کنند ، من همیشه ردیف اول و صندلی وسط را برمی­گزینم تا کاملا در دنیای فیلم غرق شوم. چرخاندن سر به چپ و راست مرا به آنچه که در حال رخ دادن است نزدیک­تر می­کند. تمام این­ها حتما از نگاه یک مخاطب عادی سینما ، نوعی افراطی گری و حتی توهم محسوب شود. اما در حقیقت دنیای سینه ­فیل ها همینقدر کودکانه و در عین حال به شدت فلسفی است.

تفاوت بین نگاه منتقد و نگاه یک سینه ­فیل ، تفاوت بین منطق و احساس است. اما آن احساس نابی که تنها یک سینه­ فیل توان دسترسی به آن­را دارد چیست؟ این­طور به نظر می­رسد که سینه ­فیل ها ، از نوعی عینک نامرئی برخوردارند که ویژگی های نامرئی یک اثر سینمایی را عیان می­سازد. تصور کنید آقای ایکس به­ عنوان یک منتقد ، قصد نقد سکانسی از فیلم “در حال­ و هوای عشق” اثر وونگ کار-وای را دارد. احتمالا چنین می­نویسد که : “نمای مدیوم زن در حال رفتن به خرید ، به همراه نمایی بسته از ظرف غذایی که در دست دارد ، کات می­خورد به فضای شلوغ بازار اما موسیقی زمینه و نگاه گوشه­ گیرانه ­ی زن ، بیانگر آن است که مسائل و مشغله های ذهنی زن ، بین او و جهان پیرامون مسبب ایجاد یک مرز جداکننده شده و به نظر می­رسد کاراکتر زن آنقدر متحمل عذاب است که فضای اطراف او تاثیری بر حواس پنج­گانه زن ندارد.” اما نگاه یک سینه ­فیل نیز ممکن است همینطور باشد؟ اینقدر آکادمیک و اینقدر علل و معلولی؟ بعید به نظر می­رسد. بیایید عینک نامرئی­شان را به چشم بزنیم و همین سکانس را دوباره نگاه کنیم : ریتم موسیقی با سرعت قدم برداشتن زن هماهنگ است. ضمن اینکه ظرف غذای آبی که رنگی روشن دارد ، کنتراستی جذاب با لباس تیره و گل­ گلی زن ایجاد کرده. او کیف پولش را نیز همراه خود آورده و در دست دیگرش نگه­داشته. جالب است که کیف پول و لباس زن ، تقریبا با یکدیگر هم­رنگ اند. آرام از پله ها پایین می­رود و شمایلی که مقابل نور قرار می­گیرد ، یک نمای ضدنور می­سازد که بدن و حرکات بازیگر را کاملا آشکار به نمایش می­گذارد. انگار که کار-وای با کاراکتر و فضایی که خلق کرده ، مشغول مشاعره است…”

این مطلب را هم بخوانید:   مثلث دنیرو و دی کاپریو و بردپیت در فیلم اسکورسیزی

البته تماما این­طور نیست که سینه ­فیل ها صرفا به ستایش از یک اثر بپردازند و تنها منتقد ها تحلیلش کنند. اتفاقا سینه ­فیل ها ، به لطف تجارب عمیق­شان در درک مفاهیم پانورامیک فیلم ها ، صاحب سلیقه های صیقل ­خورده و تربیت شده­ای هم هستند. اما چون از دریچه­ ای حس­ محور به فیلم ها خیره بوده اند ، شاخک های آغشته به سنجش مسائل فنی فیلم را از کار انداخته و مشغول کمین برای شکار صحنه­ ی مورد نظرند. علاوه بر این ، معمولا فرد سینه­ فیل ، دنیایی درونی تر و شخصیتی درونگرا تر از یک منتقد سینمایی دارد. به این منظور که او ، دغدغه­ ی تدریس به عوام یا تربیت مخاطب را ندارد. چرا که اغلب سینه ­فیل ها کاخ تنهایی خود را برای لذت از تمام آثار سینمایی بنا کرده ­اند و شاید در عرصه کشف لذت های حاصل از ویژگی های سینه ­فیلیایی­شان خساست به خرج دهند. اما اگر فرض کنیم که بخواهند این لذت ها را به اشتراک بگذارند ، به نظر شما راه و روشی برای آموزش آن وجود دارد؟ بعید به نظر می­رسد. چرا که لحظه های سینه ­فیلیک ، به هیچ وجه ریشه های آکادمیک ندارند و تماما متشکل از لحظه های آنی و اتفاق­ های بداهه اند. اتفاقی است عاشقانه که شاید دقیقا به مثابه عشق ، صرفا باید در لحظه ­ای بداهه خودنمایی کند. گدار دروغ می­گوید! سینما را هم می­توان بوسید و می­توان عاشقش شد…

نکته­ ی عمیق قابل بررسی و تحلیل در این زمینه ، به طوری جدی مقوله “دیدن” و کارکرد چشم هاست. چرا که مهم­ترین فعل و انفعال هنگام خلق لحظه­ های سینه­ فیلیایی (نگاهی خیره و عطش بلع تصاویر) ، تنها از طریق چشم­ ها به وقوع می­پیوندد. هرچند مقوله شنوایی نیز نقش به ­سزایی در این زمینه دارد ، اما اکثر حکایات و خاطرات سینه ­فیلیایی اساسا در مورد تصاویری شگرف و حرکاتی خاص روی پرده یا نمایشگر است که اتفاقا در اکثر مواقع صحنه های کلیدی و مهم فیلم هم نیستند. به طور مثال ، از فیلم “هفت سامورایی” کوروساوا ، شخصا صحنه ­ای در ذهنم مانده که توشیرو میفونه زیر آبشاری مشغول صید ماهی است و ماهی را پیروزمندانه می­گیرد و با چوب باریکی ، به کباب کردنش مشغول می­شود ، یا از فیلم “خواهر کوچکمان” اثر هیروکازو کورئیدا ، صحنه ای در ذهنم نقش بسته که خواهر کوچکتر ، از حمام آمده و مقابل پنکه می ­ایستد و رو به آن حوله ­اش را باز می­کند. انگار خنکیِ باد پنکه بر بدن او ، تاثیری بر بدن من نیز گذاشته و تا امروز در ذهنم مانده. یا از دیگر صحنه ­های سینه­ فیلیک که هرگز فراموش نخواهم کرد ، مربوط به فیلم “مامان” از زویه دولان است. جایی که استیو روی اسکیت ­برد می­راند و با باز کردن دست­هایش ، کادر فیلم نیز گشوده می­شود. با تجربه­ ی چنین لحظات دیداری ­ای ، گاهی به این نتیجه می­رسیم که مقوله “دیدن” هنگام ایجاد ادراک پانورامیک ، پا از حس دیداری و کارکرد چشم­ها فراتر می­گذارد و حسی جدید ، احتمالا تحت عنوان احساس سینه ­فیلیایی خلق می­کند.

این مطلب را هم بخوانید:   مثلث دنیرو و دی کاپریو و بردپیت در فیلم اسکورسیزی

برایتان لحظاتی به ظرافت احساس سینه فیلیایی آرزومندم…

نویسنده: 

نگاه خیره اولیس (مِن باب آداب و رسوم سینه­ فیلیایی)
امتیاز 5 از 1 رای

نظرتان را با ما در میان بگذارید