CineModern Telegram
نگاهی تحلیلی به سینمای حمید نعمت الله
امتیاز 5 از 1 رای

نگاهی تحلیلی به سینمای حمید نعمت الله

همیشه فیلمسازان خلاق وبدعت گذار، چندین سال از ذائقه منتقدان وتماشاگران خود جلوتر هستند .و حتی پس از چندی که از اکران فیلم هایشان می گذرد، همچنان یک جریان دوقطبی متضاد با هم، وزن ذائقه و نقدشان را بر جهان اینگونه فیلمسازان تحمیل می کنند.وآنها  همیشه چنین واکنش های ضد نقیضی را نسبت به آثارشان، جزئی از عوارض جهان فیلمسازیشان به حساب می اورند .و حتی به جرات میتوان گفت که از این جریانات متخاصم و متضاد ،برای تیز کردن لبه های نبوغشان، استفاده های شایانی کرده اند .اما رفته رفته بر اساس جریان سالم ژورنالیستی نقد، قطب منفی و منتقد این فیلمسازان به تدریج به قطب مثبت و موافق آنها تبدیل میشوند.که مثلا میتوان زنده یاد علی حاتمی را به عنوان شاهدی بر این مدعا نام برد.یا بر عکس نوعی دیگر از فیلمسازان هستند که مشمول همین جریان و نگاه دوقطبی میشوند،ولی به مرور زمان عکس قضیه در مورد آنها صدق می کند. یعنی پروسه ای معکوس را طی میکنند.به این ترتیب که  از قطب مثبت طرفداران آنها به قطب منفی طرفدارانشان افزوده  میشود. این سینماگران دسته دوم بخاطر عدم استعداد و صرفا به دلیل زیست خاصشان در بستر سیاسی اجتماعی جامعه ای که هنوز در حال طی کردن پیچ وخم مدرنیسم است.( که جدیدا پست مدرنیسم را نیز باید به آن اضافه کرد) چند صباحی بر موج و باد موافق سوار میشوند. به عبارت دیگردر متن یک جریان سنتی وتاریخی ،با ویژگی های مذهبی آمیخته به مسائل سیاسی ،که همیشه تحت تاثیر سایر فرهنگ های مجاور خود بوده است.این دسته از هنرمندان تا چندی با دسته اول خلط میشوند،چرا که در چنین بستری، زیست فرد در دل یک جریان سینمایی منحط، منجر به پدید آمدن سوتفاهمی  رایج بین این دسته از  هنرمندان و مخاطبان نا آشنا با سینمای ناب،می گردد.که این امر لاجرم باعث رشد و نموی  چنین غده های سرطانی بد خیمی در درون پوسته فرهنگی یک کشور می شود. حمید نعمت الله به دسته اول تعلق دارد.نعمت الله که با بوتیک قدم اول را محکم برداشته بود ودر پی آن بی پولی ،منحنی دوره فیلمسازیش را با آرایش غلیظ به صعودی ناگهانی سوق داد .آخرین فیلم نعمت الله یعنی شعله ور نیز به صعودی دیگر در این منحنی منجر شد که البته جریان دوقطبی فوق فراز و فرود دوگانه ای را از دیدگاه منتقدان برای او رقم زد.من شخصا چون در ابتدا آرایش غلیظ را نمی پسندیدم خود را در جایگاه مناسبی برای تحلیل این دو قطب موافق و مخالف سینمای او می دانم.چرا که بعد از تماشای آرایش غلیظ ،از یک تماشاگر هاج و واج وسرگردان ، به یک هوادار دو آتیشه این فیلم تبدیل شدم.به همین دلیل به خوبی قادر به فهم این شکاف مابین گروه موافق و مخالف سینمای نعمت الله هستم.در واقع نوع نقد ارزشگذاری پوسیده سینمای ایران که تحت تاثیر مسائل سیاسی وتاریخی و اقتصادی بسیار مغرضانه عمل می کند ونیز پدیده ای مثل سانسور فیلمسازانی که دارای هاله ای سیاسی وخواستگاه طبقاتی مشخصی هستند برآیند این نوع ارزشگذاری را نمایان می کند.به تعبیری دیگر هر فیلمساز خلاقی برای ظهور در عرصه هنر یک کشور نیاز به منتقدین و جریان نقد خلاقه دارد که ارزش های هنری اینگونه فیلمسازان را هویدا کند.وبا معیارهایی تازه و نو ونیز با توجه به سیر سیاسی وتاریخی و جامعه شناسانه جامعه مذکور سنگ محک تازه ای برای موج های جدید سینمایی بتراشند.که مقوله فوق الذکر دقیقا پادزهر لازم برای پر کردن شکاف بین دو قطب متخاصم سینمای امثال نعمت الله را فراهم می کند.چراکه به عقیده من نقد به ذائقه هنرمند و مخاطب شکل موجه می بخشد.در واقع این تضاد دو قطبی نشان از جریان معیوب نقد ایران در سال های اخیر دارد.نقدی که بسیار الکن عمل میکند و کاملا از مکث و تفکر عاری است.

آرایش غلیظ دقیقا به موقع از راه رسید،یعنی زمانی که سینمای فرهادی کلیشه ها و شگرد های اجرایی خود را کاملا بر سینمای دهه ۸۰ و۹۰ مسلط کرده بود.که این کلیشه شدگی در واقع بیشترین ضربه را نیز به فرق سینمای خود فرهادی وارد کرد،دقیقا چیزی که حساسیت منتقدین و مخاطبین را به شگردهای فرهادی بیشتر کرده تاثیر خرد شده سینمایش بر کلیت سینمای ایران بود،وایجاد موجی جدید که سریعا تبدیل به کلیشه شد.روندی که در سینمای ایران به دلیل فقدان ژانر های سینمایی کاملا طبیعی است.نعمت الله با آرایش غلیظ پیشنهادات بدیعی برای برون شد از وضعیت بحرانی سینمای ما ارائه می دهد،سینمایی که بخاطر ساختار بیمار حتی تاثیر مثبت سینماگرانی همچون فرهادی را به مرور تبدیل به یک مشت کلیشه تهوع آور می کند.مانی حقیقی با اژدها وارد میشود این پیشنهادات تازه را به کار بست که فیلم هم در گیشه و هم به لحاظ حضور در جشنواره های خارجی فیلم موفقی بود که متاثر از فیلم نعمت الله دوربین را از فضای آپارتمانی و روابط واتمسفری کاملا رئال و روانشناختی خارج کرده وبه سبک آرایش غلیظ از اتمسفر و لوکیشن جنوب، لانگ شات های چشم نواز و دوری از هرگونه فضای رئال و پرهیز از وجوه روانشناختی شخصیتی، کاراکتر هایی کاریزماتیک را در بستری نو وجذاب و کاملا غیر واقعی،  وهمچنین بی تفاوت به مستندات تاریخی ،خلق میکند که به مراتب فراتر از استاندارد های سینمای ایران است ،و جرقه هایی از  سینمای پست مدرن  در کارش رقم میخورد که کمتر در این سینما میتوان سراغ گرفت. دقیقا این ویژگی های پست مدرن در سینمای نعمت الله قابل ردیابی است.والبته به دور از هرگونه ادا واطفار هنری که جز ویژگی های فیلمسازان دسته اول فوق الذکر نیست .دقیقا مانی حقیقی مثال خوبی است به دلیل اینکه در ابتدا تحت تاثیر جریان غالب سینمای فرهادی بود وبعد با ساخته شدن آرایش غلیظ مسیر کارنامه فیلمسازیش را متاثر از نعمت الله و آرایش غلیظ تغییر می دهد.وجالب است که بدانید در یک مناظره تلویزیونی که در شب های جشنواره فجر از شبکه دوم پخش میشد مجری برنامه که از قطب منفی سینمای نعمت الله بود عقیده داشت که فیلم شعله ور تحت تاثیر فیلم اژدها وارد میشود قرار داشت(بی توجهی تا کجا )و حسنی نسب هم که قطب مثبت سینمای نعمت الله بود و هست نه در آن مناظره و نه در نقد های بعدی هیچ اشاره ای به تاثیر آرایش غلیظ بر سینمای مانی حقیقی نکرد .این عدم توجه و آگاهی و اشراف بر روند و سیر فیلمسازی درکنار تاثرات متقابل فیلمسازان بر یکدیگر که جز لاینفک از ذات سینمای هر کشوری است ،غیر از الکن و بی مقدار بودن نقد در این کشور نشان از چه چیز میتواند داشته باشد.شعله ور در ادامه سیر صعودی سینمای نعمت الله قرار می گیرد وشاهدی بر این مدعا ،که سینمای حمید نعمت الله موازی با سینمای اصغر فرهادی تاثیر به سزایی بر رشد مثبت سینمای ما داشته است و نقد وتوجه به کشف ظرفیت های این دو فیلمساز وظیفه اصلی و فعلی جامعه منتقدان ایرانی است.

این مطلب را هم بخوانید:   بَدمَن های دوست داشتنی (نگاهی به فیلم "متری شیش و نیم")

بر خلاف فیلم آرایش غلیظ در شعله ور با یک شخصیت مرکزی طرف هستیم که میتوان او را دنباله ای بر شخصیت مسعود در فیلم آرایش غلیظ دانست کسی که به پنت هاوس مورد نظر خودش نرسیده و حالا در رویا و فانتزی پرواز سائق مرگ را کنترل میکند.پرواز یکی از اصطلاحات رایج برای استعمال مواد مخدر، در ایران است،که معمولا در فرهنگ های مختلف اصطلاحات متفاوتی برای آن استفاده میشود،ولی در فرهنگ ما چنین اشخاص سرخورده ای  حقارتشان را با مواد جبران ولا جرم چند پرواز خوب در برنامه تعبیه میکنند.  فیلم برخلاف آدرس غلطی که نویسنده و کارگردانش می دهند درباره اعتیاد یا حسادت نیست بلکه در باره عقده حقارت ونسبتش با ساختار برسازنده زیست طبقاتی است.اقتصاد ورابطه اش با سکسوالیته از وجوه غالب تماتیک در سینمای حمید نعمت الله است.شخصیت های نعمت الله یا در مسیر کامیابی هستند و یا دچار فراغ .در شعله ور غیاب کامیابی با استعمال مواد و اوج ارگاسم با پرواز میل سرکوب شده  محقق میشود.دقت کنید به استفاده ای که از هواپیما میشود در تنها ملاقات فرید با زن سابقش .ولمس که از طریق تن ابژه (هواپیما)انجام میشود.در حالی که صحنه ای از ملاقات پدر و پسر در خانه نمی بینیم. سکانس پیش از رسیدن به خانه دلالت برنگاه خیره و گرسنه طبقاتی به ویلا های وسوسه انگیز،دارد،که در دنیای فرید دست نیافتنی است.خانه در بعد مکان محلی است که کامیابی را محقق می کند،و در نهایت ، ارگاسم و پرواز را.در فیلم مواد مخدر ابژه ای است که تحقق امر اقتصادی وجنسی را وعده می دهد.دقیقا اتمسفر ذهنی  و فانتزی نیمه دوم فیلم از غیاب امر اروتیک در فقدان ثبات اجتماعی نتیجه میشود.(حالا کی اجتماعی تر است فرهادی یا نعمت الله )دقیقا فانتزی همیشه نسبتش را در غیاب امر اقتصادی وجنسی در واقعیت کسب می کند مثلا جادوگر شهر از که در دوره رکود بزرگ اقتصادی در آمریکا ساخته شد .یا کاری که در همان دوره بربادرفته با تاریخ جنگ های انفصال انجام می دهد.در این دوره وزیست خاص اقتصادی و بحران سکسوالیته در این کشور،شعله ور دقیقا نسبت درستی را با امر اجتماعی برقرار می‌کند. کاراکتر فرید دقیقا غیاب موارد فوق را با استعمال و رابطه مخدر (تریاک)جبران می کند.که این مسئله با پروسه درمان وترک دچار نقصان می شود.پس بسیار طبیعی است که فانتزی حول پرواز  بچرخد و سفر به مدینه فاضله ای رخ دهد که شهر مدخل ورود مواد مخدر به ایران است.دقیقا کسی که نمی تواند کامیابی را در تهران به عنوان اقتصادی ترین قطب ایران میسر کند،پس لاجرم به  بومی ترین وغیر اقتصادی ترین نقطه این کشور یعنی زابل پروازمی کند.در واقع این پرواز نوعی سقوط است، که در ساحت فانتزی رخ می دهد.نوع فیلمبرداری ابتدایی روزبه رایگا که عامدانه کاملا کارت پستال است به بهترین نقطه گذاری دراماتیک در روند قصویت اثر تبدیل شده است.شخصیت زن در نیامده است که درست هم میباشد وما را با غیاب امر اروتیک مواجه می کند،پسر خط و ربطی کاتالیزوری برای استحاله شدن است.نمود فانتزی در واقعیت، فیلمبرداری شکیل فیلم را به خوبی در زیست اثر توجیه می کند.پسر با دو پدر مواجه است یک پدر ژنتیکی ویک پدر نمادین ومعنوی که زیستش از تاریخ عرفان ایرانی می آید به عنوان مثال داستان غواص، یکی از داستان های  مثنوی معنوی است یا حتی در کار عطار نیز از چنین استعاره ای استفاده شده که البته در جهان نعمت الله با طنزی کنایی حاصل کارش به جای یافتن مروارید به روی آب آوردن مردگان است.این کاری که نعمت الله با عناصر عرفان می کند در واقع رویکردی پست مدرن در بازیافت عرفان ایرانی در سینمای شخصیش میباشد. یا ارجاعاتی که بخاطر راوی خاص فیلم به نوول یادداشت های زیرزمینی داستایوفسکی میشود.راوی فیلم، گونه ای سیال ذهن است. که به سبک صدای ذهنی نسبت شخصیت را با جهان فانتزی پیش روی مخاطب مشخص  می کند  .والبته نعمت الله گوشه چشمی هم دارد به  راوی لولیتای ناباکوف چرا که در آنجا یک منحرف جنسی داستان را روایت می کند.

این مطلب را هم بخوانید:   کله سرخ ، تلاقی گروتسک و الهام گرایی

در شعله ور ما با یک شخصیت حقیر، که کم کم تبدیل به هیولا میشود ،طرف هستیم.در واقع فیلم به شدت سعی دارد به فضاهای ادبیات و رمان متکی باشد البته با رویکردی پست مدرن.مثلا در صحنه فرودگاه فریدبعد از درگیری لفظی با رئیسش صدای ذهنی و راوی نریشن در یک نقطه تلاقی میکنند،ودر این صحنه کلیدی که صدای ذهن به فرید میگوید که از رئیسش معذرت خواهی کند ولی عملا چیز دیگری رخ می دهد،که نتیجه آن این است که چندان نمیتوان به راوی اثر و راستگویی او دل بست.این تناقض از دل روایت اول شخص و صدای ذهنی شخصیت ناشی میشود.که به نوعی نیم نگاه نعمت الله را به جریان سیال ذهن که اصولا مختص رمان است و کمتر در سینما کارکرد می یابد نشان می دهد.پس با این تفاصیل فیلمنامه از یک سری به زعم دوستان حفره ها تبرئه میشود .اگر ماجرای تصادف فرید و پسرش را در کنار ماجرای رفتن به زاهدان پرسنل شرکت قرار دهیم دیگر به واقعیت داستان نمیتوان اعتماد کرد ودر نیمه دوم فیلم مخاطب در مرز باریک ذهنیت فرید و تقابلش با واقعیت غوطه ور می شود.نعمت الله با مهارت وخزنده فضا را برای وارد شدن مخاطب به ذهن فرید آماده می کند.آیا نیمه دوم فیلم کاملا جهان فانتزی وخیال کاراکتر فرید است،عناصری مثل دیدار تصادفی فرید و غواص(او دوست دوران دبیرستان فرید بوده است) و نوع فیلمبرداری و قاب بندی لوکیشن های زابل مثلا آن کیوسک کذائی که انگار کاملا جای دنجی است که در ذهن فرید شکل گرفته و بقیه اتفاقات مثل وحیده که قرار است با فرید شراکت داشته باشد،که کاملا عجیب است،که کیوسک پدرش را به یک فرد معتاد که نمیشناسد بسپارد.وحیده دقیقا فانتزی فرید است که بر اساس فقدان امر اروتیک و برای التذاذ میل ساخته میشود.که البته نقش تعیین کننده ای در درام ماجرا دارد.در سکانس اولین برخورد وحیده وفرید او در قابی ضد نور سوار ماشین می شود که این مسئله کیفیتی رویاگون به صحنه می دهد با توجه به نیمه اول فیلم، که کاملا رئال است نیمه دوم فیلم میتواند کاملا در ذهن شخصیت فرید جریان داشته باشد.ونیز راوی اول شخص فیلم، و جریان سیال ذهن، که نعمت الله برای سایه انداختن کاراکتر فرید بر جهان  فیلم اتخاذ کرده،بدین ترتیب تمام نیمه دوم فیلم میتواند فانتزی فرید باشد که وارد ساحت دراماتیک اثر شده است.برخلاف سایر فیلم های نعمت الله که شخصیت های مکمل بسیار پر رنگ ودر روند دراماتیک تاثیر گذار هستند،در شعله ور خبری از این کاراکترها نیست،و کارگردان سعی میکند که بر برجستگی کاراکتر فریدو ذهنیتش که قرار است فضای فانتزی فیلم را بسازد تاکید بیشتری داشته باشد .و این مسئله را باید مورد توجه قرار داد که تفاوت بین نیمه اول و دوم فیلم احتمال ذهنی بودن نیمه دوم فیلم را افزایش می دهد.نسخه جشنواره فیلم بیست دقیقه از نسخه اکران شده طولانی تر بوده که این حذفیات به ذهنی کردن فیلم و فضای مورد نظر نعمت الله منجر شده است.سکانس تصادف پسر فرید کوتاه تر و ریتم ضربآهنگ اثر تندتر و آشفته تر شده که این البته به هذیانی تر کردن فضا و دوری به تدریج از فضای رئال منتهی میشود.سکانس آنش گرفتن کانتینر ها دقیقا وقتی است که فرید دچار لغزش میشود یعنی با اولین کام گرفتن تصویر کات میشود به صحنه شعله ور شدن کانتینرها کارکرد کلیدی این برش دلالت بر نمادین بودن نیمه دوم فیلم ورابطه اش با اعتیاد فرید دارد .میتوان چنین خوانش کرد که فرید به دلیل سرکوب میلش و مقابله با ژوئیسانس تحمیلی ترک مواد مخدر سفر زاهدان را  خلق میکند .پس میتوان تمام نیمه دوم فیلم را فانتزی فرید به حساب آورد.روند تبدیل فرید از یک کاراکتر آس و پاس به یک هیولا با کد گذاری دقیقی مشخص شده که بیش از اینکه از فیلمنامه بیاید از کارگردانی استادانه نعمت الله ناشی میشود.استفاده از نابازیگران برای نقش های مکمل به دلیل تمرکز فیلم بر جهان ذهنی کاراکتر مرکزی، لطمه چندانی به اثر نزده است،واین نوع انتخاب بازیگر در سینمای ما خود بدعتی تازه محسوب میشود.میزانسن ها بسیار دقیق و حساب شده هستند و قاب بندی دوربین روزبه رایگا در سینمای ایران بی همتاست.حمید نعمت الله برخلاف سایر کارگردان ها ،چندان توجهی به ذائقه جشنواره های خارجی ندارد،تنها دغدغه او فروش خوب و ساختن اثری است که در ذهن مخاطب ایرانی ماندگار شود . و روند فیلمسازیش خود بهترین گواه دست یافتن به چنین استانداردی است،که کمتر در بین سینماگران مطرح ما وجود دارد،بوتیک همچنان دیده می شود ،آرایش غلیظ رفته رفته جای خود را در میان مخاطب سینما پیدا کرده،وبی پولی بعد از هر بار تماشا بیشتر به دل می نشیند.

این مطلب را هم بخوانید:   نقد و بررسی فیلم John Wick (جان ویک)

نعمت الله تحت تاثیر هیچ جریان مد روز و هیچگونه ذائقه جشنواره پسند نیست،و روند بسیار رو به رشدی را در کارگردانی پشت سر می گذارد،و همین مطلب از او یک هنرمند استثنایی ساخته که روز به روز به استادیش افزوده می شود برخلاف کسانی که روز به روز در این سینما تحلیل می روند.سینمای نعمت الله سینمای ناب و شخصی و منحصر به فردی است،که نتیجه زیست یک رهروی آهسته و پیوسته سینمای بدنه ماست،که شهامت این را دارد تا به راه خود برود،وگوش به ندای درون خود بسپارد ویژگی ای که در کمتر هنرمندی در این عصر واین کشور دیده می شود.شعله ور بهترین اتفاق دراکران۹۷ سینمای ایران است من به شخصه حمید نعمت الله را زبر دست ترین و صاحب سبک ترین کارگردان زنده ایرانی میدانم.سینمای نابی که همچنان تنور سرد سینمای بدنه را برای چند هفته ای شعله ور گردانیده ولذت خاصی نصیب قطب مثبت مخاطبین سینمای حمید نعمت الله می کند.مخاطب سینمای نعمت الله بودن و دیدن چندباره فیلم هایش بهترین انتخاب برای سینه فیل ها و حتی منتقدینی است که سینما را به مثابه سینما دوست می دارند سینمایی که حمال مفهوم نیست وبار محتوا را سوار بر هنر نمی کند.سینمایی که فرم را خوب می شناسد و حس و حال را همواره در آن جاری می سازد.ومرعوب سانسور وممیزی نمی‌شود. و اصولا حمید نعمت الله فیلمسازی است که اگر اراده کند فیلم مورد نظرش را با بالاترین استاندارد و تحت هر شرایطی همانطور که خود می خواهد تولید می کند، در بلبشوی امروز سینمای ایران، نعمت الله بهترین الگو برای تمام کارگردان ها ست،و آثارش بهترین و سینمایی ترین فیلم هایی را در بر می گیرد که میتوان در این کشتی به گل نشسته وطنی سراغ گرفت.تماشای چندباره مجموعه فیلم های حمید نعمت الله را به همه سینماگران و مخاطبین سینمای ناب پیشنهاد می کنم

نویسنده: فرید کیانی

نگاهی تحلیلی به سینمای حمید نعمت الله
امتیاز 5 از 1 رای

نظرتان را با ما در میان بگذارید