نگاهی به فیلم Begotten 1990

“تولد” ، اثر شگفت انگیر ادموند الیاس مرهیج ، از آن دسته فیلم هایی است که اساسا به سینما نوعی “اصالت” میبخشند. از آن جهت که تنها از طریق تصویرِ صرف و صرفا با هدف قرار دادن ادراک بصری مخاطب به دیالکتیک های فلسفی میپردازند. فیلم با خطابه ای این چنینی آغاز میشود : “نویسندگان ، عکاس ها و خاطره نویسان ، شما با تمام خاطره هایتان مُرده و بی حرکت هستید ، گمشده در زمان حالی که رد شدن از آن غیر ممکن است و پایان ندارد. اینجا فقط طلسم و جادو به عنوان یک زبان جاودانه باقی میماند.” سپس دو سطر که شبیه به شعر هستند روی تصویر ظاهر میشود : “مثل شعله های آتش که تاریکی را ز بین میبرد ، زندگی ، گوشت و خونی است که بر روی زمین میخزد.” آنچه که با چنین آغازی به ذهن مخاطب خطور میکند ، نوعی احساس انزجار و نوعی نهیلیسم مطلق است. فیلمساز با خطابه ای خشمگین و جمله ای شاعرانه اما نا امید کننده ، ناگهان تصویری کاملا مبهم را ارائه میکند. رفته رفته تصویر شکل میگیرد. مردی (که در پایان فیلم خدا معرفی میشود) دست به خودکشی (خودآزاری) میزند. خدا خودش را روی صندلی بسته ، ماسکی به چهره دارد و دل و روده اش را به طرز منزجر کننده ای بیرون میریزد. حاصل این انتحار وحشتناک ، زنی است که او نیز “مادر زمین” معرفی میشود که از اسپرم خدا ، خود را حامله میسازد. تمام این کنش ها در تصویری که شامل نویز ، پرش و ابهام گرایی است به نمایش گذاشته میشود و مخاطب علاوه بر حیرتِ ناشی از صحنه های دلخراش ، به شکلی ماجراجویانه به رمزگشایی بصری نیز مشغول میشود تا سر از آنچه که در حال رخ دادن است در آورد. در واقع آنچه که خارج از محوطه فیلم ، بین مخاطب و اثر اتفاق میفتد نیز کنایه آمیز است. تلاش بشر برای تماشای نابودی و انحطاط خود. چرا که در ادامه ، حاصل خودارضایی مادر زمین که “گوشت روی استخوان” نامیده شده ، میان برهوت روی زمین افتاده و با رعشه به دردی عمیق گرفتار است. میزان انحطاط بشر زمانی تشدید میابد که علاوه بر رعشه های درد آمیز او ، عده ای ناشناس (سرنوشت ؟ شاید!) به طرز جنون آمیزی او را شکنجه میدهند. انسان به استفراغ جوارح خود مشغول میشود و ناشناسان ، گویی از تماشای چنین رخدادی لذت میبرند. مادر باز میگردد و پسرش را با طنابی که به گردنش میبندد با خود میبرد اما “بَلا” دست بردار نیست.

این مطلب را هم بخوانید:   نگاهی به "جوان روسی" ، بهترین فیلم از نگاه داوران جشنواره جهانی فجر

انزجار ادامه میابد. مادر نیز قربانی ناشناس های دیوانه میشود. این بار دردناک تر و وحشیانه تر. جهانی که از فیلتر نگاه مرهیج گذر کرده و به تصویر کشیده شده ، به شکل اغراق آمیزی افراطی است اما ارزش و جذابیت اثر در آن است که سیاهی ناشی از رنج زندگی ، با تمام عظمتی که موضوع مسببش شده ، در قالب تصاویری فاقد دیالوگ ، موسیقی و متدهای کلیشه ای فیلمسازی رایج به تصویر کشیده شده. اصولا میتوان “تولد” را نمونه ای در قامت سینمای متکی به فلسفه و ضد روایت های مرسوم دانست. یا جوابیه ای برای آنان که سینما را صرفا “داستان و تکنیک” تلقی میکنند. ادموند الیاس مرهیج ، احتمالا مهم ترین فیلم اکسپریمنتال در سال های پایانی قرن 20 را ساخته. سال هایی که اتفاقا آمریکایی ها روی به ساختار های محافظه کارانه سه پرده ای آورده بودند که حاصلش نظیر “فارست گامپ” ها و “پارک ژوراسیک” ها بود. گاهی چنین فیلم هایی علی رغم کیفیت عمیق هنریشان ، از این حیث برایم رنگ ارزش میگیرند که یادآور بی نهایتی و بی پایانی ایده های بصری/سینمایی اند.

نویسنده: ایمان رضایی

نظرتان را با ما در میان بگذارید




کانال تلگرامی ما رو از دست ندید!