CineModern Telegram
نگاهی به “جوان روسی” ، بهترین فیلم از نگاه داوران جشنواره جهانی فجر
امتیاز 5 از 1 رای

نگاهی به “جوان روسی” ، بهترین فیلم از نگاه داوران جشنواره جهانی فجر

در این سال ها ، علی رغم اینکه سینمای اروپا را نوعی سینمای روشنفکری و هنری تلقی میکنند و دائما از محصولات سینمایی این جغرافیا ، توقعاتی مبنی بر خلق فیلم هایی آوانگارد ، متفاوت و خاص دارند ، شاهد آن هستیم که اتفاقا آنچه که امروز در سینمای اروپا (مخصوصا اروپای غربی) در جریان است ، نوعی رکود و تکرار مکررات است. دیگر خبری از فیلم های اکسپریمنتال از فرانسه و آلمان و ایتالیا نیست و با نیم نگاهی به محصولات اخیر کشورهای نامبرده ، میتوان به این موضوع آگاه شد که فیلمسازان اروپای غربی به شکلی ذوق هنری خود را از دست داده و روی به ساخت فیلم های نسبتا خوب و معمولی آورده اند. از طرفی فیلم های نسبتا خوبشان نیز دیگر اکتشاف های نوین و خاصی در سینمای جهان محسوب نمیشود و صرفا رفع تکلیفی است از سر “فیلمساز” بودنشان. اما لذت شگرف تجربه های نو در مدیوم سینما و قالب تصویری را مدتی است در سینمای بلوک شرق میتوان یافت. از یونان و مجارستان گرفته تا حتی شرق آسیا ، تایلند و فیلیپین ، صاحب سینمای نه چندان صاحب سبک اما پیشرو و اهل تجربه ای شده اند. اثر اخیر الکساندر زولوتوخین ، “جوان روسی” ، نیز بخشی از محصولات سینمای روسیه را تشکیل میدهد که پیرو مسیر خاصی است که سینمای بلوک شرق فعلا پرچمدار آن است. فیلمی که هرچند از جهت تهیه کنندگی “الکساندر سوخوروف” و رابطه استاد-شاگردی تهیه کننده و کارگردانش ، کمی نزدیک و شبیه به سینمای سوخوروف نیز هست اما همچنان ساختار منحصر به فرد خودش را دارد و قدم به عرصه تجربه گرایی و آزمون و خطا میگذارد.
فیلم ، بدون تیتراژ آغاز میشود و به شکلی ناگهانی مخاطب را وارد فضای ملتهب جنگ جهانی دوم میکند. اما آنچه که توجه مخاطب را بیش از التهاب جنگ به خود جلب میکند ، جنس تصویری است که روی پرده نمایان شده است. تصویری مملو از نویز که به اصطلاح “دی هِیز” شده است و صدای کاراکتر ها نیز به شکلی تعمدی ، صدای صحنه نیست و به حالت صداگذاری در سینمای کلاسیک طراحی شده است. تمام اینها شاید در راستای خلق فضای باورپذیر و ملموس جنگ به کمک کد های تصویری/صدایی ای است که مخاطب قرن 21 با آنها به فضای جنگ ورود میکند ، یا ممکن است دلایل خاص کارگردان را داشته باشد ، اما پیش از همه اینها ، جوان روسی عمدا یا سهوا شبیه به آثار خود سوخوروف شده است. تصویری که سالها پیش در فیلم هایی مثل “روزهای کسوف” یا “حلقه دوم” میدیدیم.

این مطلب را هم بخوانید:   نامزدهای سی و ششمین جشنواره فیلم فجر اعلام شدند

از طرفی علاوه بر بافت تصاویر ، رفتار دوربین و دکوپاژ های صورت گرفته نیز تحت تاثیر سوخوروف و سینمای اوست. به هرحال علاوه بر تمامی این تاثیرپذیزی ها و شباهت های عمدی یا سهوی ، “جوان روسی” فیلم خوش ساخت و دوست داشتنی ای است. سرگذشت پسر جوانی که با انگیزه فراوان به میدان جنگ میرود و در همان روزهای اول بینایی خود را از دست میدهد. با سماجت های فراوان جایگاه خود را در جنگ حفظ میکند و از طریق توانایی شنوایی به نظامیان کشورش کمک میرساند. شاید بازگویی طرح فیلم کمی قهرمان پرورانه به نظر برسد اما نوع روایت اثر و روش قصه گویی ، در کنار پردازش شخصیت ها و ایجاد موقعیت ها ، اساسا قصد قهرمان سازی ندارند. هرچند که کاراکتر این پسر جوان ممکن است مورد همذات پنداری مخاطب قرار گیرد اما آنچه که آشکار است ، این است که زولوتوخین هرگز قصد رونویسی از کلیشه های سینمای جنگ را ندارد. قهرمانش آدم ساده ای است که نه کودن مینماید و نه نابغه. همان است که در پیرامونش میبینیم. علاوه بر این ها ، هیچ عقبه و گذشته ی سانتی مانتالی از شخصیتش رو نمیکند و تمام آنچه از این جوان روسی میدانیم ، همان هفتاد دقیقه ای است که دوربین ملتهب آیرات یامیلوف برایمان تصویر میکند.

نکته خاصی که فیلمساز روی آن تاکید ویژه ای دارد و چه بسا بخش مهم تر فیلم را تشکیل میدهد ، تصاویری است از یک گروه ارکستر سمفونی که قطعه ای از “سرگئی راخمانینف” را مینوازند و بعضا وضعیت موسیقی با وضعیت میدان جنگ همخوانی پیدا میکند. هر نوازنده در قامت یک رزمنده ظهور میکند و شمایل “ساز” با “اسلحه” در یک نقطه ، یکی میشوند. حتی گاها دیالوگ های رهبر ارکستر با دیالوگ های فرماندهان جنگ تطابق پیدا میکنند. این ایده تصویری صرفا در حد یک خودنمایی تدوینی باقی نمیماند و در آخر به یک کنش داستانی نیز می انجامد. زمانی که از پسر جوان روسی در جنگ ، کات میخورد به پسری که پشت پیانو نشسته و با حرص و ولع خاصی پیانو مینوازد. اینجا تدوین نوعی “یادآوری” را به اطلاع میرساند و احتمالا در صدد آن است که نوازنده پیانو را به پسرک جوان ناشنوا در جنگ ارتباطی دهد. اینکه این نوازنده همان رزمنده جوان است یا صرفا یک “این-همانی” شخصیتی شکل گرفته ، در هاله ای از ابهام باقی میماند اما تشابه تلاش یک ارکستر در فضایی با شکوه ، به تلاش یک لشکر در فضایی منزجر کننده ، با فرم خاص و منحصر به فرد سینمایی ، همان چیزی است که فیلم را در حد بالایی مقبول میدارد.

این مطلب را هم بخوانید:   انتقاد تند مسعود فراستی از فیلم برنده جشنواره فجر

نویسنده : ایمان رضایی

نگاهی به “جوان روسی” ، بهترین فیلم از نگاه داوران جشنواره جهانی فجر
امتیاز 5 از 1 رای

نظرتان را با ما در میان بگذارید