نقد و بررسی فیلم The Last Witch Hunter (آخرين شکارچی جادوگران)

media/kunena/attachments/1598/TheLastWitchHunter.jpg

کارگردان : Breck Eisner

نویسندگان : Cory Goodman, Matt Sazama, Burk Sharpless

بازیگران : Vin Diesel, Rose Leslie,

هزینه تولید: ۷۰ میلیون دلار

محصول کشور: ایالات متحده آمریکا

کمپانی توزیع کننده: Summit Entertainment

تاریخ: ۲۳ اکتبر ۲۰۱۵

ژانر: اکشن،ماجرایی،فانتزی

مدت: ۱۰۶ دقیقه

لینک IMDb

خلاصه داستان : آخرين شکارچی جادوگر تنها فردی است که بين انسانيت و نيروهای متحد ترسناک‌ترين جادوگران تاريخ ايستاده است.

media/kunena/attachments/1598/TheLastWitchHunter1.jpg

اگر وين ديزل به دنبال بازی در سومين فيلم دنبالهدار کارنامه خود می‌گردد، «آخرين شکارچی جادوگران»(The Last Witch Hunter) می‌تواند گزينه «امنی» باشد. کاراکتر او در اين فيلم، کودلر، جنگجوی بيش از ۸۰۰ ساله لشکر خير، مستلزم اين نيست که ديزل از کنج راحتی خود خارج شود. او دام تورتوی بدون ماشين و ريديک بدون آن نگاه خيره است. متأسفانه يک فيلم برای موفق شدن به چيزهایی فراتر از جذابيت استالونهای ديزل نياز دارد و اين جایی است که «آخرين شکارچی جادوگران» کم می‌آورد. المان‌های داستانی بسيار گيج کننده‌اند و سبک «دست و پا چلفتی وار» برک آيزنر، کارگردان، در درآوردن صحنههای اکشن بيننده را مجبور می‌کند تا منتظر بماند و ببيند بعد از پايان مبارزه چه کسی پيروز شده است. در طول فيلم اشاراتی وجود دارند که نشان می‌دهند «آخرين شکارچی جادوگران» داستان جاه‌طلبانهتری از آنچه در طول اين فيلم ۱۰۶ دقيقهای ديده می‌شود دارد اما اگر نسخه بهتری وجود می‌داشت هرگز چنين چيزهایی را نشان نمی‌داد.

media/kunena/attachments/1598/TheLastWitchHunter4.jpg

فيلم آغازی بسيار جذاب و چشمگير دارد اما اين سکانسی نامنسجم است که در آن عدهای از مردان شبيه به پناهندههای «ارباب حلقه ها» با هدف پايان دادن به سلطنت ملکه جادوگرها (جولی انگلبرشت) و بدبختی‌های ناشی از آن وارد کُنام او می‌شوند. بخش اعظمی از آنچه آنجا رخ می‌دهد تيره و تار است به جز يک شواليه، کودلر فوق‌الذکر، که به اين صحنه جان می‌دهد. با اين حال، وقتی که ملکه جادوگرها را می‌کشد او شواليه را نفرين می‌کند که جاويدان شود و هرگز نميرد. ضد حال.

media/kunena/attachments/1598/TheLastWitchHunter2.jpg

دفعه بعدی که او را می‌بينيم مشغول پرسه زدن در دنيای مدرن و انجام کاری است که در تمام طول مدت هشت قرن گذشته کرده است- راندن جادوگرهای بدطينت. دستيارش، دولان سی و ششم (مايکل کين)، ديگر حسابی پا به سن گذاشته است. او که می‌خواهد بازنشسته شود جانشين خود، دولان سی و هفتم (اليجا وود)، را به کودلر معرفی می‌کند و بعد ناگهان ريق رحمت را سر می‌کشد. کودلر که به بازنشستگی و مرگ دستيارش در يک روز مشکوک شده در اين باره تحقيق می‌کند و متوجه توطئه مخوفی که توسط گروهی از جادوگران با هدف زنده کردن دوباره ملکه جادوگرها مهندسی شده است می‌شود. با کمک يک جادوگر خوب جذاب، کلوئی (رز لزلی بازی تاج و تخت)، کودلر سعی می‌کند تا يکی از خاطرات کليدی که فراموش کرده است را به ياد بياورد و بعد درگير سکانس اکشن ديگری می‌شود که در آن به سختی می‌توانيم بفهميم که چه اتفاقی دارد می‌افتد.

media/kunena/attachments/1598/TheLastWitchHunter3.jpg

برخلاف اغلب فيلم‌های فانتزی بی خاصيت، اين يکی حداقل خسته کننده نيست. اين فيلم خشن و پر سر و صدایی است و ديزل و لزلی به نظر انرژی زيادی برای کاراکترهايشان گذاشته‌اند. اما چنين چيزی را نمی‌توان در مورد مايکل کين گفت، گرچه اظهار نظر درباره بازی او با توجه به اين که اغلب در کما است سخت است. اليجا وود به قدری قابل فراموشی است که تنها دليلی که نقش او در اين فيلم را به ياد می‌آوريم يک «پيچش» ديرهنگام است. هر چه کمتر درباره فيلمنامه بگوييم بهتر است- به نظر آن هدفی غير از طول دادن زمان فيلم به اندازه ۱۰ دقيقه ديگر و تبديل يک پايان خوب و تمييز به پايانی شلخته نداشته است.

media/kunena/attachments/1598/TheLastWitchHunter6.jpg

قبلاً گفته‌ام که بارقه‌هایی از يک فيلم بهتر در اين فيلم ديده می‌شوند. جاودانگی کودلر بيشتر يک نفرين است تا يک موهبت و می‌توانيم سنگينی بار گذشت زمان را بر او احساس کنيم. او از خود راضی، متکبر است و از نزديک شدن به ديگران می‌ترسد. بازی آخر ملکه جادوگر می‌تواند هوشمندانه تلقی شود، گرچه مطمئن نيستم که چندان مرتبط با موضوع فيلم باشد. سکانس‌های فلش بک/رويا در ارائه جلوهای انسانی از کودلر موثر هستند، گرچه درد او آن طور که فيلم‌سازها اميدوار بوده‌اند احساس نمی‌شود.

media/kunena/attachments/1598/TheLastWitchHunter5.jpg

«آخرين شکارچی جادوگران» شبيه قسمت اول يک سريال به نظر می‌رسد گرچه بر خلاف برخی آثار مشابه آن داستان مستقلی را تعريف می‌کند. فيلم شباهت گذرایی هم به يکی ديگر از فيلم‌های سال ۲۰۱۵، «پسر هفتم»(Seventh Son) دارد (گرچه آن فيلم کاملاً در عصر سياه چاله ها و اژدهاها می‌گذرد، ولی اين يکی فقط از آن دوران شروع می‌شود). اين فيلم فاقد کيفيتی است که از فيلم‌هایی که در اواخر اکتبر/فصل اسکار اکران می‌شوند انتظار می‌رود و در عوض بيشتر شبيه رقيب فيلم‌های ماه ژانويه/فوريه است. با اين حال، بدون توجه به تاريخ اکران آن هيچ مقدار از جادوگری نمی‌تواند بيننده کافی برای تماشای اين فيلم جذب کند تا بتواند به فروش بهتری از آنچه مستحقش است در گيشه دست يابد.

منتقد: جیمز براردینلی – امتیاز ۵ از ۱۰ (۲ از ۴)

مترجم: محمدرضا سیلاوی

منبع: سایت نقد فارسی

نظرتان را با ما در میان بگذارید



کانال تلگرامی ما رو از دست ندید!