نقد فیلم Social Network (شبکه اجتماعی)

شبکه اجتماعی (The Social Network) فیلمی درام به کارگردانی دیوید فینچر محصول سال ۲۰۱۰ ایالات متحده آمریکا ست. این فیلم دربارهٔ ایجاد شبکه اجتماعی فیس بوک و زندگی مارک زاکربرگ خالق این سایت، در اینترنت و بر اساس کتابی با نام ”میلیاردر های تصادفی“ نوشته بن مزریک (Ben Mezrich)، ساخته شده است. این فیلم در سال ۲۰۱۱ در هشتاد و سومین دوره مراسم اسکار برنده جایزه اسکار بهترین فیلم‌نامه اقتباسی، جایزه اسکار برای بهترین تدوین فیلم و بهترین موسیقی اوریژینال شد.

54ac4fc1e4b0c01470714d00 780 - نقد فیلم Social Network (شبکه اجتماعی)

نقد فیلم – The Social Network

فیلم The Social Network فیلمی ست درام محصول 2010 ساخته ی کارگردان نام آشنای هالیوودی، دیوید فینچر و بر اساس فیلمنامه ای از آرن سورکین. سورکین این فیلمنامه را  بر اساس رمانی به قلم بن مزریچ با عنوان میلیونرهای تصادفی (2009) نوشته است. داستان فیلم به نحوه ی ظهور سایت شبکه اجتماعی Facebook در دنیای اینترنت و جذب 500 میلیون کاربر در مدتی بسیار کوتاه، و نیز ماجراهای قانونی بعد از آن می پردازد.در نوشتن فیلمنامه ی این فیلم هیچ یک از کارمندان اصلی فیس بوک همکاری نداشته اند. این درحالی ست که ادواردو ساورین، از دوستان سابق مارک زاکربرگ (مبدع اصلی فیس بوک) و از شاکیان وی بعد از موفقیت سایت برای نوشتن کتاب به مزریچ کمک کرده. اما ناتالی پورتمن که از سال 1999 تا 2003 در دانشگاه هاروارد (مجل تحصیل زاکربرگ و تولد فیس بوک) دانشجو بوده، سورکین را در نوشتن فیلمنامه یاری کرده است.

فیلم Social Network شاید در نگاه اول بسیار شبیه به یک فیلم مستند به نطر بیاید اما توجه به این نکته ضروری ست، که کمتر کارگردانی توانایی چنین استفاده  هوشمندانه ای از موزیک، فیلمبرداری و سایر عناصر فیلمسازی برای تبدیل یک شبه مستند به یک فیلم درام مهیج دارد.

دیوید فینچر در طول این سالها که به عنوان یکی از کارگردانان بانبوغ و مسلط هالیوود خود را مطرح کرده نشان داده که از توانایی خارق العاده ای در توجه به جزئیات و نکات ظریف در فیلمسازی و استفاده از آنها برای همسان نمودن عناصر مختلف فیلم  و در نتیجه تاثیرگذاری بر روی بیننده و خلق اثری بدیع و چشمگیر برخواردار است. فینچر گرچه از تحصیلات آکادمیک در زمینه ی فیلمسازی برخوردار نیست اما در عوض اندوخته ی تجربی پرباری دارد. او مدت زیادی از عمر خود را در زمینه های مختلف مربوط به فیلمسازی صرف کرده، به همین خاطر است که  به خوبی فیلم را می شناسد و بر تمام زوایا و نکات عملی فیلمسازی واقف است و بر آنها تسلط کامل دارد. و این تسلط و تجربه است که فیلم وی را در برقراری ارتباط با مخاطب و تاثیرگذاری بر او موفق می کند. خود وی می گوید “در فیلمسازی به دنبال آن نیستم که اثرم را باورپذیر کنم، بلکه هدف من ایجاد ارتباط با تماشاگر است و برای برقراری این ارتباط از ابزار سینمایی بهره می برم…” و به بهترین نحو از این ابزار بهره می برد.  Social Network هم از این قاعده مستثنی نیست و فینچر در این فیلم، توانایی تمام و کمال خود را در این زمینه به رخ می کشد. فینچر با Social Network نشان می دهد که یک شعبده باز واقعی ست. کاری که وی در این فیلم عرضه می دارد، یعنی تبدیل داستان یک ماجرای دادگاه نقض کپی رایت و مسائل پیرامون آن با مضامین دوستی و خیانت و جاه طلبی به چنین درام هیجان انگیز و خیره کننده ای، عین شعبده است.

داستان و محتوای Social Network عموما همین سه کلمه ی “دوستی”،”خیانت”و “جاه طلبی” را در بر می گیرد. مارک زاکربرگ، دانشجوی دانشگاه هاروارد و فردی به غایت بانبوغ اما به شدت ناتوان در دوستیابی ست. داستان فیلم از ملاقات ناموفق مارک با دختری به نام اریکا و ضربه ی روحی ای که مارک از این شکست می خورد آغاز می شود.در ادامه، وی در پی انتقام از دختر مذکور و تمامی دخترهای دانشگاهش بر می آید و این اقدام در نهایت وی را به سوی موفقیتی عظیم و البته فاجعه ای غم انگیز که به جدایی وی و تنها دوست صمیمی اش ادواردو منهتی می شود، رهنمون می گردد. شخصیتی که از مارک زاکربرگ در فیلم می بینیم جوانی ست که علیرغم هوش و نبوغ بالا و موفقیتی که در رشته ی تحصیلی مورد علاقه اش کسب کرده، در زمینه ی برقراری ارتباط دوستی با دیگران علی الخصوص جنس مخالف بسیار ناتوان است. گفتگوی ابتدای فیلم، بین مارک و اریکا، در واقع بطور مختصر و مفید خصوصیات مختلف اخلاقی مارک را در قاب دیالوگهایی بیان می کند و در همین گفتگوست که اریکا (با شناخت کافی که از شخصیت مارک پیدا کرده) آینده ای مشابه با همان چیزی که رخ می دهد برای وی پیش بینی می نماید.

 مارک سخصیت ضعیفی ست که جز در زمینه ی رایانه در هیچ زمینه ی دیگری از شانس موفقیت برخوردار نیست. وی توانایی مبارزه برای حفظ یا بدست آوردن چیزهایی که واقعا خوستارشان است را ندارد: با وجود اینکه واقعا اریکا را دوست دارد، با عکس العملهای ناشیانه و پافشاری بر خصوصیات زشت شخصیتی خود، وی را از دست می دهد و نه تنها تلاشی برای بهبود اوضاع نمی کند بلکه با اقدامی عجولانه تمام پلهای پشت سرش را نیز نابود می کند. وی با اینکه به شدت علاقه مند به عضویت در گروههای مخفیانه ی هاروارد است هیچ تلاشی برای آنها نمی کند و هنگامی که می بیند تنها دوستش راهی برای رسیدن به این کلوپها پیدا کرده هیچ عکس العملی جز حسادت ندارد. با اینکه علاقه مند برقراری رابطه با جنس مخالف است اما کوچکترین تلاشی در این زمینه نمی کند و حتی در قرار ملاقاتی که به لطف موفیت فیس بوک بدست آمده کوچکترین تغییری در سر و وضع و ظاهر خود بوجود نیاورده و با همان سوشرت و تی شرت عادی خود به قرار می رود. کمتر فیلمسازی ریسک پرداختن به چنین قهرمانی با خصوصیات شخصیتی مضموم و نفرت انگیز را می پذیرد، اما جذابیتی که در شیوه ی فیلم برای نمایاندن چهره ی زاکربرگ، نهفته است، لذتی را به تماشاگر می بخشد که این حقیقت را از یادش می برد که قهرمان فیلم، که در حالت عادی باید با او ابراز همدردی کند یا او را بستاید، این بار شخصیتی ست منفور و غیرقابل درک.

img20813 3 - نقد فیلم Social Network (شبکه اجتماعی)

 جدا از اینکه آیا فیلم به واقع در بیان کردن حیقیقت ماجرا و نیز نمایاندن چهره ی حقیقی زاکربرگ، جوانترین بیلیونر دنیا، موفق بوده یا خیر، نحوه ی به تصویر کشیدن جاه طلبی،انزوا و مضمومیت شخصیت وی حقیقتا ستودنی ست که این مهم، بی تردید دستاورد فیلمنامه ی ظریف آرون سورکین و البته، بازی تحسین برانگیز و چشمگیر جسی آیزنبرگ است. آیزنبرگ پیش از این بیشتر برای خلق کاراکترهای ساده لوح و دست و پا چلفتی در فیلمهایی چون Zombieland و Adventureland شناخته شده بود اما در Social Network وی نشان داد که انعطاف پذیری لازم برای خلق کاراکترهای متفاوت را دارد و موفق شد به نحوی به شدت باورپذیر زوایای مختلف شخصیتی زاکربرگ، چون نبوغ، جاه طلبی، حسادت و در عین حال ذات ساده لوح وی را به تصویر بکشد.

دیگر بازی قابل توجه این فیلم بازی بی نظیر و به حق، خیره کننده ی اندرو گارفیلد در نقش ادواردو ساورین، تنها دوست صمیمی مارک زاکربرگ است که در کمال ناباوری مورد خیانت وی قرار می گیرد. گارفیلد در چند صحنه از فیلم، قدرت و استعداد منحصربفرد خود را در به تسخیر در آوردن صحنه و مسحور کردن نگاه تماشاگر، عرضه می دارد که ناخودآگاه انسان را وادار به تحسین و ستایش می کند. اندرو گارفیلد پیش از این کارنامه ی چندان پرباری نداشته، اما حضوردرخشان وی در این فیلم و نیز در فیلم رمانتیک/تخیلی Never Let Me Go (با بازی کایرا نایتلی و کری مولیگان محصول 2010) و نیز ایفای نقش مرد عنکبوتی در قسمت چهارم این مجموعه نویدبخش آینده ی پرباری برای اوست.

فیلم Social Network فیلمی ست در مرز فیلمهای هنری و عامه پسند و تجربه ای نو برای دیوید فینچر که بیشتر برای ساخت فلیمهای جنایی و تعلیقی با محیطی تیره و تار شهرت دارد(البته به جز بنجامین باتن، که در واقع خود، آغاز دوره ای نو در فیلمسازی فینچر را نوید می داد). به باور بسیاری از منتقدان، فیلم شانس بسیاری برای درخشیدن در اسکار دارد اما برای این منظور باید از سد رقبای قدری چون Inception ، Black Swan و The King’s Speech عبور کند. امتیاز این فیلم در سایت IMDB و MetCritics به ترتیب برایر با 8.2 و 95 (از 42 نقد موجود)  است و تا 2 ژانویه 2011، 93.2 میلیون دلار در امریکا و   100.4 میلیون دلار در خارج از امریکا  فروخته است.

منبع: مووی وب


نقد و رمزگشایی فیلم The Social Network 2010 (شبکه اجتماعی)

در رابطه با Social Network دیوید فینچر اینکه در سال 2003 یک دانشجوی جوان دانشگاه هاروارد به دلیل سرخوردگی از دوست دخترش، ناگهان افشای خصوصیات زندگی وی را در اینترنت قرار داده تا آبرویش را ببرد و ادامه این ماجرا در طی دو سال به تاسیس یک شبکه اینترنتی منجر گردد که بیش از یک میلیون کاربر پیدا نماید تا جایی که اینک تعداد آنها گویی به 500 میلیون نفر رسیده است! از آن دست ماجراهای شگفت انگیزی است که فقط می تواند از قوطی جادویی هالیوود بیرون بیاید و بس!!

اینکه همین ماجرای حیرت انگیز به عنوان واقع نمایی از پدیدآورنده تقریبا معروفترین شبکه اجتماعی امروز دنیا، دستمایه فیلمی(Social Network) قرار گرفته و شهرت وی را دوبرابر نموده است هم از همان دست شامورتی بازی های هالیوود به نظر می آید!!!

اینکه این فیلم در شرایطی جلوی دوربین رفته و پخش جهانی پیدا نموده است که آن شبکه اجتماعی به عنوان یکی از اهرم های تبلیغاتی و عملیاتی نظام سلطه جهانی برای دخالت در سرنوشت دیگر کشورها قرار گرفته نیز از همان ماموریت های همیشگی است که بازهم هالیوود به خوبی آن را انجام داده است. همان گونه که در ماجراهایی مانند 11 سپتامبر و لشکر کشی آمریکا به عراق و افغانستان و نابودی حرث و نسل میلیون ها انسان عمل کرد، به همان شکل که قتل عام سرخپوستان و ویت کنگ ها و به برده کشیدن سیاهپوستان را توجیه کرد و همانطور که نزدیک به یک قرن است برای رژیم صهیونیستی مشروعیت می تراشد.

این بار هم یکی از تهیه کنندگان شناخته شده هالیوود به نام اسکات رودین(که در ساخت آثار ایدئولوژیک سینمای غرب همچون “جایی برای پیرمردها نیست” ، ” خون به پا خواهد شد” ، “ملکه” ، “شک” و پروپاگانداهای سیاسی مانند “قوانین تعهد” و “کاندیدای منچوری” و …ید طولانی دارد) به میدان آمد تا با کمک یک فیلمساز معروف ایدئولوژیک یعنی دیوید فینچر (که از همان نخستین اثر سینمایی اش یعنی قسمت سوم بیگانه ها به خدمت سینمای آخرالزمانی هالیوود درآمد که افسارش دست امثال جیمز کامرون و ریدلی اسکات بود تا آثار مستقل بعدی اش مانند “هفت” که ترجمه سینمایی دوزخ دانته به شمار آمد و تا فیلم سال گذشته اش که برای اولین بار او را تا آستانه کسب جایزه اسکار هم کشانید یعنی “مورد عجیب بنجامین باتن” که علاوه بر مایه های اوانجلیستی، به نوعی رگه های تفکرات فرقه صهیونی کابالا را هم بروز می داد) و با فیلمنامه آرون سارکین ( که او هم فیلم های تبلیغی سیاسی مثل “جنگ چارلی ویلسن” و “رییس جمهور آمریکایی” را در کارنامه خود دارد)، براساس کتاب “میلیاردرهای تصادفی” نوشته بن مزریچ ،ساخت یک فیلم کاملا تبلیغاتی را برعهده بگیرد! گویی از همان زمان که شبکه فیس بوک ، کارآیی خود را در جریان اغتشاشات بعد از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری ایران نشان داد، در کنار سایر پروژه هایی که کانون های صهیونی جهت هجمه به انقلاب و نظام ایران طراحی نموده بودند ( مانند پروژه ندا آقا سلطان یا سکینه محمدی و یا تجمعات غیرقانونی و شعارهای ساختار شکنانه)، تبلیغ برای این شبکه به اصطلاح اجتماعی نیز در دستور کار هالیوود قرار گرفت و لانسه کردنش در مجامع مختلف سینمایی اعم از انجمن های فیلم و جشنواره ها و مراسم اهدای جوائز ، برنامه ریزی شد. از همین رو فیلم “Social Network” تقریبا در میان انتخاب اکثر مجامع منتقدان آمریکا و مراسم اهدای جوایز همچون گلدن گلوب و بافتا و سزار و اسکار جایگاه خوبی بدست آورد.

شاید این سرمایه گذاری به خود شبکه “فیس بوک” نیز ارتباط داشته باشد که سرمایه های میلیونی کارتل ها و تراست های صهیونی ، آن را ناگهان در عرض چند سال به موقعیتی باورنکردنی در سطح بین المللی رساند(برخلاف افسانه پردازی دیوید فینچر و آرون سارکین که توفیق فیس بوک را تنها ناشی از استعداد و نبوغ یک جوان بیست و چند ساله می نمایانند!) در حالی که پیش از فیس بوک از این دست شبکه های به اصطلاح اجتماعی مانند :”Orkut” یا “Cloob” و یا “Yahoo360” در طول سالیان علیرغم تلاش ها و ابتکارات فراوان نتوانسته بودند به کسری از آنچه فیس بوک تنها در طول چند سال کسب کرد ، برسند.

اما علیرغم همه این سرمایه گذاری ها و طراحی ها و تبلیغات ، فیلم “Social Network” نتوانست چه به لحاظ فیلمنامه و چه از جهت ساختار سینمایی و کارگردانی ، فیلم درخشانی از کار درآید و به هیچوجه نمی تواند آن حداقل جذابیتی که قصه و فرم فیلم های پیشین فینچر اعم از “مورد عجیب بنجامین باتن” یا “هفت” یا “بازی” یا “اتاق وحشت ” و یا حتی “زودیاک” را برای مخاطب سینمای او به همراه آورد.

داستان بسیار ساده و معمولی فیلم “Social Network” با برخورد مارک زوکر برگ و دوست دخترش اریکا آلبرایت در رستوران و ابراز جدایی اریکا از مارک به دلیل خودخواهی هایش آغاز می شود که باعث می شود تا زوکر برگ جوان به الکل پناه ببرد. ولی خیلی زود ، راه حل دیگری برای انتقام پیدا می کند و با کمک نزدیکترین دوستش به نام ادواردو ساورین ( مخصوصا بوسیله الگوریتمی که برای رده بندی شطرنج بازان به کار می گرفت) وب سایتی به نام “فیس مش” را طراحی می کنند تا دختران دانشکده را درجه بندی کرده و اطلاعات شخصی برخی آنها از جمله اریکا را در معرض دید همگان قرار دهند. این ماجرا مارک را به دادگاه کشانده و محرومیت شش ماهه وی را باعث می گردد. اما زوکر برگ و ساورین با همکاری برخی دیگر از دوستانشان مانند داستین ماسکویتز و همچنین ایده یک دوقلوی دانشگاهی به نام “وینکل ووس “( که با برخی مسئولین دانشگاه هاروارد هم خویشاوند هستند)، شبکه فیس بوک را طراحی می کنند، با این هدف که این شبکه نه تنها محلی برای قرارهای دوستانه و به اصطلاح دوست یابی باشد بلکه هر آنچه مربوط به زندگی و فعالیت کابرانشان می شود را نیز روی فضای وب در اختیار همگان قرار دهد.

socialnetwork 01 - نقد فیلم Social Network (شبکه اجتماعی)

Social Network از این پس دچار فراز و نشیب های بسیار پیش پا افتاده می گردد که بارها و بارها در آثار مختلف از این دست و به خصوص فیلم های به اصطلاح تین ایجری یا حتی کمدی رمانتیک شاهدش بوده ایم. از جمله اینکه علیرغم اینکه نخستین سرمایه های فیس بوک را همان دوست نزدیک مارک زوکر برگ یعنی ساورین تامین می نماید اما در میانه راه ، یکی از سرمایه داران ماجراجو به نام شان پارکر به حمایت از فیس بوک به میدان می آید. کسی که خودش نیز وب سایتی به نام “نپستر” دارد. از این پس نقش ادواردو ساورین کم رنگ تر شده تا جایی که رسما از کار اخراج گردیده و او هم علیه دوست قدیمی اش شکایت می کند. اما روز به روز و لحظه به لحظه ( آنچنان که فیلم نشان می دهد) تعداد کاربران فیس بوک افزایش می یابد و این قضیه عین فیلم های انتخاباتی پیش پا افتاده ، همواره در نمایی که گویی همه مشغول کار خودشان هستند و ناگهان کسی فریاد می زند : بچه ها آمار ما به فلان عدد رسید ، نمایش داده می شود که در پاسخ هم همه شنوندگان آمارهای شگفت آور ، خوشحالی کرده و هورا می کشند و به هوا می پرند!

اساس ساختار سینمایی Social Network در فلاش بک های بی حاصل و خنثی می گذرد که از دادگاه شکایت دو قلوهای وینکل ووس علیه زوکر برگ ، آمد و شد می کنند.در این فلاش بک ها ، کل روایت و اطلاعات مربوطه به مخاطب عرضه می شود به طوری که به تدریج نوعی کسالت و تکرار را بر فرم فیلم حاکم می سازد. بنابراین از همان شروع فیلم ( که دادگاه مذکور را شاهد هستیم) و با توجه به داشته های فرامتنی ، تماشاگر تقریبا با آگاهی به نتیجه کار ، قصه را تعقیب می نماید که البته به جز برخی شعر و شعارها و روابط کلیشه ای و تعلیقات و نقطه عطف های تحمیلی تنها یک ملودرام آبکی مابین مارک و اریکا به نظر آمده و رقابتی ناجوانمردانه در میان مارک و رفیق دیرینش و دو قلوهای کذایی. کاراکتر زوکر برگ هم برای اینکه در حد تیپ باقی نماند و به ورطه شخصیت برسد ، به گونه ای زورکی خاکستری نشان داده می شود و در لحظاتی در فرمی به قول معروف گل درشت ، خبیث و ناجوانمرد جلوه می نماید.( ابعاد شخصیتی اجباری که به هیچوجه با فیزیک و روحیه و حتی رفتار ترسیم شده وی در فیلمنامه و فیلم همخوان نیست!) مانند صحنه ای که زوکر برگ علیرغم چهره مثبت و رفتار دوستانه اش اما انگار از سر کینه و عداوت و با خباثت محض شاهد رنج و شکایت دوست قدیمی اش یعنی ادواردو است و خیلی با خونسردی القائات شان پارکر را پذیرفته و ادواردو را از محل کارش بیرون می کند!!

از سوی دیگر با توجه به اطلاعاتی که در همان سکانس های دادگاه ، Social Network در اختیار تماشاگر قرار می دهد ، گذر بقیه داستان و محتوای فلاش بک های متعدد از سطح آگاهی مخاطب بسیار عقب تر می نماید و در این میان او تنها نظاره گر چیزی است که قرار است به آنچه می داند منتهی شود. یعنی یک طرح و پلات از پیش مشخص که تنها در آثار و فیلم های تبلیغاتی سطحی از نوع رئالیسم سوسیالیستی شوروی سابق و یا از نوع گوبلزی ( در آلمان هیتلری) سابقه دارد.

اما ورای همه این تبلیغات و پروپاگاندای سطحی و نخ نما شده ، اسناد و مدارک افشاء شده از منابع غربی حاکی از آن است که واقعیت فیس بوک و مارک زوکر برگ، به کلی با آنچه در فیلم “Social Network” نمایش داده می شود ، متفاوت است. اما پیش از آنکه به این اسناد تکان دهنده اشاره کنم ، بد نیست به اساس پدید آمدن اینترنت و ماهیت و مقاصد بانیانش نگاهی داشته باشیم:

شبکه اینترنت در سال 1969 با سرمایه گذاری و عاملیت پنتاگون ( وزارت جنگ ایالات متحده آمریکا) ایجاد و سپس به دنیا عرضه شد. هدف ، نظارت مجازی بر جهانی بود که امپریالیسم آمریکا با طراحی سرویس های اطلاعاتی و امنیتی و همچنین پنتاگون ، قصد تصرفش را داشته و دارد. اما پنهان نگاه داشتن این موضوع و گسترش شبکه های اینترنتی در سراسر جهان ، منجر شد به اینکه میلیون ها نفر از افرادی که کاربر یا USER لقب گرفتند ، در دام تارهای عنکبوتی سیستم اطلاعاتی غرب صلیبی / صهیونی قرار گیرند.

بر اساس قوانینی که دولت آمریکا وضع نموده ، مدیریت شبکه های اینترنتی بایستی تمامی اطلاعاتی را که در شبکه جهانی رد و بدل می شود کنترل کرده و از آن ها استفاده لازم را به عمل آورد. بنابراین دیگر جای تعجب نیست، دولت آمریکا که خود را حافظ امنیت جهانی می داند، برای حفظ امنیت دو دنیای مجازی و حقیقی، اطلاعات مورد نیازش را با این توجیه از شبکه های اینترنتی بدست آورد ، آنچه رسما، پس از حادثه 11 سپتامبر به تصویب دولت بوش رسید.

9354 - نقد فیلم Social Network (شبکه اجتماعی)

هم اکنون 13 کارگزار اصلی میزبان های اینترنتی(HOST) در جهان وجود دارد که از این تعداد 10کارگزار در خاک آمریکا قرار گرفته و سه تای دیگر در کشورهای انگلستان، سوئد و ژاپن در مرکزهای تجمع اتصال های اینترنتی بزرگ ناحیه واقع شده اند. همچنین مرکز ثبت چهار دامنه اصلی یعنی com، net، org و biz شرکت های آمریکایی هستند و شرکتی که امتیاز ثبت دامنه info را دارد، سرمایه اش آمریکایی است. دامنه های mill و gov نیز مختص به دستگاه نظامی آمریکا و دامنه edu دامنه اختصاصی دانشگاههای آمریکا می باشد.

به این ترتیب دولت ایالات متحده آمریکا عملا حاکم مطلق دنیای مجازی ماست. حاکمی که با در اختیار داشتن مدیریت منابع اینترنتی، مدیریت ثبت دامنه های اصلی و اکثریت مطلق کارگزاری های میزبان (HOST) به خوبی این فرصت را دارد ، از تمام وقایعی که در شبکه جهانی رخ می دهد، مطلع گردد.

آنچه گفته شد ، فقط بخشی از ماجرا بود و به ماشین های جاسوسی اشاره نشدکه توسط سرویس های اطلاعاتی آمریکا برای کنترل تمامی ای میل هایی که در سرتاسر جهان از طریق اینترنت رد و بدل می گردد، به کار گرفته می شود و اشاره نشد به اینکه پر مخاطب ترین سایت های جهان و پر طرفدارترین شرکت های نرم افزاری جهان تحت کنترل دولت آمریکا است؛ به عنوان مثال مایکروسافت که پردرآمدترین شرکت فعال در عرصه IT و ICT می باشد تبعه دولت آمریکاست و براساس تفاهم نامه و ضوابط مدیریتی که گفته شد ، مجاز است براساس مصالح دولت آمریکا ، هر نوع برداشت اطلاعاتی از کاربرانش به عمل آورد.مرکز تحقیقاتی این شرکت در اسرائیل و در کنار یک دهکده اشغالی بنا شده است و نمونه دیگر، شرکت گوگل است که بالاترین اقبال را در میان جستجوگر ها در جهان به خود اختصاص داده است. یا آژانس امنیت ملی (National Security Agency) مشهور به NSAکه یک آژانس دولتی در آمریکا محسوب گردیده و زیر نظر وزارت دفاع ایالات متحده آمریکا اداره می‌شود و وظیفه اصلی اش ، نظارت بر مخابرات و فعالیت‌های ماهواره‌ای و کشف رمز است. طبق قانون، فعالیت‌های جاسوسی این آژانس محدود به روابط خارجی و جاسوسی ارتباطات است.

بوش پدر، اواخر دوره ریاست جمهوری‌اش، اظهارات تعجب‌آوری را خطاب به افکار عمومی بیان کرد:

“به عنوان رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا، می‌توانم به شما اطمینان خاطر بدهم که عملیات شنود، فاکتور اصلی فرآیند تصمیم‌گیری ما در عرصه بین‌المللی است.”

شنود دائم ارتباطات از راه دور در سراسر جهان (موبایل، فکس، ایمیل و ارتباطات انفورماتیک) و همچنین دریافت و تحلیل تصاویر ماهواره‌ای، در حوزه وظایف سازمان امنیت ملی آمریکا (NSA) است. این آژانس، صدها هزار نفر نیرو در استخدام خود دارد که این افراد در مراکز مختلف در آمریکا و ایستگاه‌های شنود مستقر در خارج، به کار مشغول‌اند. قوانین میهن‌پرستانه (Patriot Rules) آمریکایی به‌ گونه‌ای است که همه شرکت‌های ارائه‌دهنده خدمات اینترنتی ، به آژانس امنیت ملی کشورشان اجازه می‌دهند، داده‌های مشتریان‌شان و همین‌طور ارتباطات اینترنتی‌شان را کنترل کند.

NSA با مشارکت آژانس‌های مشابه در انگلستان، کانادا، استرالیا و زلاند‌نو تحت عنوان گروهی با نام “یوکوزا” (UKUSA ) به‌صورت گسترده‌ای بر روی سیتم‌هایی به نام “اشلون” (ECHELON) کار می‌کنند که توانایی مانیتور کردن بخش عظیمی از ارتباطات تلفنی، فکسی و داده‌ای جهان را دارد.

آنچه “هارت لند”(Heart Land) یا همان قلب تپنده دنیا نامیده شده و در حال حاضر به دلیل وجود بیش از 60 درصد منابع انرژی دنیا و استراتژیکی مانند دریای خزر، خلیج فارس و تنگه هرمز در منطقه ما قرار گرفته؛ طبیعتاً این قلب تپنده به مغز نیاز دارد! حاکمان آمریکا که از سال 1953 که NSA را تاسیس کردند با هدف تبدیل شدن به مغز جهان وارد میدان شده و برای شبکه عصبی که از این مغز به تمام انتهای بدن کشیده می‌شود ، اینترنت را پدید آوردند.

splash 780 1344 - نقد فیلم Social Network (شبکه اجتماعی)

کارشناسان سایبرنتیک، مفهوم دقیق تر اینترنت و شباهت آن با شبکه عصبی بدن را اینگونه توضیح می دهند :

“…وقتی شما یک ایمیل ارسال می‌کنید تا در اتاق کناری به دست همکارتان برسد، همانند سلولی که پیام عصبی را صادر می‌کند، پیام به مغز می‌رود و بازمی‌گردد تا به سلول کناری برسد ، پیام های اینترنتی نیز پیش از رسیدن به نقطه موردنظر شما ، ابتدا به مرکز NSA رفته و پردازش می شود…”

یا وقتی از “فینگر پرینت”‌ لپ‌تاپ برای اولین بار استفاده می‌کنید، اثر انگشت شما در همان مرکز ثبت می‌شود و برای شما پرونده‌ای تشکیل می‌دهند و یا برای اولین‌بار که به وب‌کم خیره می‌شوید مردمک چشم شما را اسکن می‌کنند و این اطلاعات به پرونده شما ضمیمه می‌شود!

NSA در واقع “برین‌لند”(Braine Land) یا همان مغز متفکر استو ما همان سلول‌های متصل به مغزی هستیم که هر حرکت ما را تحت کنترل قرار می دهد. براساس مدارک افشاء شده NSA به طور روزانه سه میلیارد پیام را در مرکز کامپیوتری خود پردازش می‌کند. مدیر این آژانس، به هنگام یکی از معدود مصاحبه‌هایش با مطبوعات، اعلام کرد که باید هر سه ساعت، اطلاعاتی معادل کل کتابخانه کنگره آمریکا را اداره نماید .

در واقع هر کاربر شبکه اینترنت ، به محض اتصال به این شبکه و با هر کلیک نا خواسته انبوهی از اطلاعات شخصی و غیر شخصی را به گردانندگان آن می دهد یا در واقع از وی این اطلاعات را می ربایند. کارشناسان کامپیوتر اظهار می دارند حتی نصب محیط هایی مانند ویندوز ، با اتصال به اینترنت کلیه اطلاعات کاربر و عملیات اینترنتی وی را به شرکت عامل یعنی مایکروسافت منتقل می سازد و تنها در بعضی از مواقع است که هشداری مبنی بر دزدی اطلاعات دریافت می شود.

اما جنبه دیگر استفاده صاحبان شبکه اینترنت یعنی همان کانون های صهیونی از این رسانه عصر پسا مدرن(که به همین فیلم “شبکه اجتماعی” ارتباط مستقیم دارد) ایجاد شبکه های به اصطلاح اجتماعی و خبررسانی بوده و هست تا تحت عنوان جریان باز اطلاعات، در فضایی بسته و کنترل شده، شایعات و اخبار مورد نظر خویش را به کاربران منتقل سازند. نمونه این گونه شبکه های اجتماعی “فیس بوک” بود که در جریان فتنه پس از دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران ، نقش مهمی را ایفا نمود . شبکه ای که توسط یک صهیونیست به نام “مارک زوکر برگ” مدیریت شده و شخصیت اصلی فیلم “شبکه اجتماعی” دیوید فینچر به شمار می رفت . نکته جالب در معرفی کاراکتر اصلی مارک زوکر برگ که در زیر سایه تبلیغات سرسام آور رسانه های صهیونیستی درباره نبوغ و هوش و استعداد وی پنهان شده ، در یکی از اقدامات به اصطلاح حقوق بشری اش به منصه ظهور رسید. شواهد مستند نشان می دهد ، زوکر برگ همان فردی است که در سال 2009 و در جریان محاصره نوار غزه و جنگ نابرابر صهیونیست ها علیه فلسطینی ها در این منطقه ، برای کشتن هر فلسطینی توسط اسراییلی ها ، جایزه تعیین کرد.

میکاییل ران ، از اعضای کنست ( پارلمان اسراییل) به همین مناسبت در یکی از سخنرانی های خود در پارلمان از این اقدام مارک زوکر برگ حمایت کرده و گفت :

“…باید از مارک زوکر برگ تقدیر کرد که با افتخار اعلام می کند در مقابل کشتن هر فلسطینی در غزه ، صد سکه طلا به سربازان اسراییل هدیه می دهد…”( فیلم مستند این سخنرانی در قسمت سیزدهم مجموعه “راز ارماگدون 4: پروژه اشباح” از شبکه خبر سیمای خودمان نیز پخش گردید).

در اکتبر 2009 یک روزنامه فرانسوی واقعیات های جدیدی از پشت پرده سایت فیس بوک را افشا کردکه ثابت می کند این سایت توسط دستگاه جاسوسی موساد و CIA با هدف جاسوسی در کشورهای هدف راه اندازی شده است.

روزنامه یهودی ” لومگزین دی یسرائیل” با انتشار اسنادی فاش کرد که فیس بوک یک سایت استخباراتی اسراییلی است که برای جذب مزدور و جاسوس به نفع اسراییل ماموریت دارد.
در یکی از فیلم های مستند ، یکی از کاربران فیس بوک چنین اعتراف می کند:

“…من مدت یکسال و نیم است که برای فیس بوک کار می کنم و برای آژانس های جاسوسی ، اطلاعاتی را که از من می خواهند دریافت کرده و به آنها می فروشم …” ( این فیلم نیز در قسمت سیزدهم مجموعه مستند “راز آرماگدون 4: پروژه اشباح” به نمایش درآمد).

پرونده ای که ” لومگزین دی یسراییل ” برای فیس بوک منتشر کرد شامل اطلاعاتی در خصوص راههای جاسوسی براساس متدهای مخابرات اسراییل و آمریکا از طریق افرادی عادی بود که خطرات این ماموریت را نمی دانستند.

socialnetwork2010.0102 - نقد فیلم Social Network (شبکه اجتماعی)

این روزنامه نوشت: “این گونه افراد فکر می کنند فقط وقت خود را در برابر صفحات چت تلف می کنند و چیز مهمی نیست بلکه حتی این موضوع را به فکاهی نیز می گیرند.”
گزارش مزبور ، میزان دست داشتن حکومت اسراییل در اداره فیس بوک را فاش کرد تا جایی که سفیر اسراییل در پاریس این مجله یهودی فرانسوی را متهم به ” افشای اسراری کرد که نباید آنها را برای دشمن فاش می کرد”.

“لومگزین دی یسراییل” این اقدام حکومت اسراییل را ” جاسوسی اینترنتی” توصیف کرد. برپایه این گزارش، حکومت اسراییل از طریق فیس بوک به میزان زیادی از اطلاعات درباره استفاده کنندگان این سایت در جهان عرب و اسلام دسترسی پیدا می کند، آنگاه برای تخمین و ارزیابی وضعیت جوانان کشورهای عربی و اسلامی ، آن را در اختیار اساتید روانشناسی وابسته به دستگاههای استخباراتی قرار می دهد.

جرالد نیرو استاد علم روانشناسی در دانشگاه پرووانس فرانسه و صاحب کتاب ” خطرات اینترنت” در باره این شبکه می نویسد:”… این شبکه هایی که افشا شده اند عبارتند از مجموعه ای از شبکه هایی که توسط روانشناسان اسراییلی مدیریت می شوند و هدف آنان نیز درجه بندی و بکارگیری جوانان مقیم کشورهای جهان سوم خصوصا آنهایی است که در محدوده نزاع عربی- اسراییلی حضور دارند و یا مقیم کشورهای آمریکای جنوبی هستند…”

اطلاعاتی را که نشریه فرانسویه “لومگازین دی یسراییل” انتشار داد ، تماما با اطلاعاتی که نشریه اردنی” الحقیقه الدولیه” در 9 آوریل سال 2008 منتشر کرد همخوانی دارد.
این نشریه در گزارشی مبسوط تحت عنوان ” دشمن پنهان” نوشت: “…مدیران سایت های شبکه ای کاملا می دانند کاربرانشان از چه نقاط ضعفی برخوردارند و براساس آن برنامه ریزی می کنند. به عنوان مثال با طرح مسایلی چون آزادیهای اجتماعی ، مشکلات جوانان و… افقی روشن و در دسترس برای او ساخته و آنگاه در فرصتی مناسب از آن بهره می گیرند…”

“رابرت گیتس” وزیر دفاع آمریکا در ژوئن 2009 اعلام کرد، تکنولوژی‌های رسانه‌های اجتماعی همچون فیس بوک یا توییتر که نقشی حیاتی در مستندسازی و هماهنگی اعتراضات در ایران به ویژه تهران داشتند، یک دارایی استراتژیک عظیم برای آمریکا محسوب می‌شوند!

منبع: آی نقد

حتما عضو کانال تلگرام و صفحه اینستاگرام سینما مدرن باشید! ما در تلگرام و اینستاگرام مطالب متفاوت تری داریم که در سایت نیست!
عشق فیلم هستی بیا کانال تلگرام ما 😍
//