آموزش زبان انگلیسی آنلاین فرالن

نقد فیلم Force Majeure (فورس ماژور)

ForceMajeure1 - نقد فیلم Force Majeure (فورس ماژور)

کارگردان : Ruben Östlund

نویسنده : Ruben Östlund

بازیگران : Johannes Kuhnke, Lisa Loven Kongsli, Clara Wettergren

خلاصه داستان : فیلم داستان یک خانواده سوئدی است. توماس، ابا و دو فرزندشان تصمیم می گیرند تعطیلاتشان را برای اسکی در کوههای آلپ فرانسه بگذرانند. اما در دوران تعطیلات، بی اعتمادی و ناخشنودی پنهان در این خانوادۀ به ظاهر بسیار عالی، خود را نمایان می سازد و…

به نظر من بهمن استعاره مناسبی برای مشکلی است که ابتدا کوچک است، کم کم شتاب میگيرد و در نهايت تعادل آرامش بخش تعطيلات زمستانی- و احتمالاً حتی ازدواج- يک زوج مرفه اسکانديناويایی را در قالب چهارمين فيلم بسيار دقيق روبن اوستلوند به نام «فورس ماژور/ Force Majeure» تهديد به نابودی می کند. برخلاف فيلمهای سنتی درباره بلايای طبيعی، که در آنها لذت بيننده با غوغا و آشوبی که روی پرده میبيند ارتباط مستقيمی دارد، تريلر دلهره آور روانشناسانه اوستلوند با رويدادهای تماشایی پيش میرود و عواقب فاجعه بار آنها بر يکايک اعضای خانوادهای که در گيرش شدهاند مطالعه میکند. اين فيلم، که از نظر بصری حتی در مبتذل ترين دقايقش هم حيرت آور است و از نظر عاطفی تقريباً يک اشتباه حساس است، تا آنجا که میتواند يک قرار عاشقانه را پيچيده میکند.

ForceMajeure4 - نقد فیلم Force Majeure (فورس ماژور)

از بين تمامی هجونويسان فعال در سينمای امروز دنيا، شايد اوستلوند را بتوان نمايانده زيرکانه ترين نمونه طنز تلخ ناميد- نثر او به قدری ماهرانه نوشته میشود که گاهی اوقات تمييز دادن بين اين که آيا او واقعاً در حال تشريح همان اتفاق بدی است که قرار است روی پرده ديده شود يا خير کار بسيار دشواری است. از نظر مخاطبان، چالش تفسيری در فاصله محضی که کارگردان بين خود و شخصيت ها ايجاد میکند خلق می شود. او طلايه دار-و شايد استاد- سبکی است که در آن کارگردان صحنهها را از فاصله دور با دوربين ديجيتال با رزولوشن بالا فيلمبرداری میکند و بعد درباره قاب بندی تصاوير، حرکات دوربين و غيره در طول فرايند طولانی پس از توليد تصميم گيری میکند.

ForceMajeure3 - نقد فیلم Force Majeure (فورس ماژور)

در فيلم قبلی اوستلوند، «بازی/Play»، روايت کش داری از يک ماجرای گردن کلفتی، آن ترديدی که در فيلم درک میشود می تواند مشقت آور باشد. اما در «فورس ماژور»، که در آن جدایی سرد [يک زوج] قواره تن شرايط است و در عين حال انتخابهای خلاقانه کارگردان مشهودتر هستند، اين سبک بالاخره توجيه می شود. وقتی که اوستلوند سير رسيدن به لحظهای که زوج مورد نظر ديگر نمیخواهند همديگر را ببينند را روايت میکند به ياد «صحنههایی از يک ازدواج» ميشاييل هانکه میافتيم. اين سير با فاجعهای رخ میدهد که در آن قسمتی از غريزه پدر خانواده به جای قربانی کردن خود برای نجات خانواده به فکر در بردن جان خود است.

فيلم به طرزی بسيار حساب شده هر آنچه که ممکن است اتفاق افتاده باشد و ناگزير از چشم اعضای خانواده در اين ۵ روز تعطيلی زمستانی دور مانده باشد را ثبت میکند. اين را میتوان از همان شات اول فهميد: زمانی که اين خانواده فوق العاده- پدر توماس (با بازی یوهانس باهه کونکه)، مادر ابا (با بازی ليزا لووِن کونگسلی)، پسر و دختر (خواهر و برادری واقعي به نام‌های وينسنت و کلارا وترگرن)- برای گرفتن عکس گروهی روی کوه ژست میگيرند. در حالی که آنها خود خاطراتشان را ويرايش میکنند تا با آنچه روايت میکنند بخواند، اما اوستلوند شاهد تمام جزئيات تا زمان جدایی در حمام است.

ForceMajeure2 - نقد فیلم Force Majeure (فورس ماژور)

در دومين روز تعطيلاتشان بهمن مهيبی رخ میدهد که ابتدا به آنها فرصت میدهد تا نگاهی به بخش بی عيب و نقص خانواده خود داشته باشند. و بعد در قسمتی که ناگهان به شناخته شده ترين نمای جشنواره فيلم کن ۲۰۱۴ تبديل می شود، بهمنی در کوهستان ايجاد میشود و به خانواده – و بينندهها- نزديک می شود و آنقدر سريع اين اتفاق می افتد که باعث میشود بيننده برای جا خالی دادن سر خود را بدزدد.

اوستلوند با ترکيب فيلم مستند يک بهمن واقعی در استان بريتيش کلمبيا کانادا و بازيگران مقابل يک صفحه سبز (greenscreen) وسط ابری از پودر CG توانست اين صحنه ميخکوب کننده را بگيرد. با شروع اين فيلم به روشی باورنکردنی، اوستلوند با اتکا به زبان بدن و اشارههای خردمندانه ديگر درام را به رجيستری دقيق تر تبديل میکند تا ترکهایی که در اين رابطه ايجاد شدهاند را عيان کند.

ForceMajeure5 - نقد فیلم Force Majeure (فورس ماژور)

بچهها اولين کسانی هستند که واکنش نشان میدهند، آنها قبلاً شاهد احساسی که بايد با ترک پدر در طول اين صحنه مهم به آنها دست دهد بودهاند. بعد، ابا سر ميز شام مردانگی توماس را به چالش میکشد. او اتفاقی که افتاده را فراموش نمی کند و بار ديگر صحنه را مقابل چشمان بهترين دوست توماس (با بازی کريستوفر هيویو) ترسيم میکند و او با شنيدن ماجرا نمیتواند آن شب بخوابد و مدام به اين فکر میکند که اگر او جای توماس میبود چه میکرد. از قضا، توماس ماجرا را با گوشی آيفون خود فيلمبرداری کرده، گرچه ما به جای ديدن تصاوير واکنش او را در طول تماشای فيلم میبينيم. در صحنه غيرمتداول ديگری، توماس از صدای بلند شکسته شدن چيزی در راهروی هتل- در حالی که دربان از بالا به صحنه نگاه می کند- به شدت آشفته می شود (حجم، احتمالاً تاکتيک ديگری برای ترساندن بيننده توسط اوستلوند است).

زير اين همه موشکافی، احساس میشود که فيلم کمی راکد است-درست مثل هر تعطيلات ديگری که فقط در يک لوکيشن سپری شود- ولی با اين حال صحنهها جذابيت خود را حفظ میکنند. اولين صحنه که پشت ارتفاعات رخ میدهد، نشان دهنده راهی برای توماس است تا به صورت نمادين خود را در چشم فرزندانش بزرگ کند، در حالی که صحنه آخر باز گذاشته شده تا هر کس تفسير خود را از آن داشته باشد. شکی نيست که هيبت پدری شکسته شده، غرايز توماس ديگر قابل اعتماد نيستند و بايد از فاجعه بعدی اجتناب کرد، و اين اِبا است که بايد تصميم بگيرد.

منتقد: پیتر دبرو (Variety) – امتیاز ۹ از ۱۰

مترجم: محمدرضا سیلاوی

منبع: سایت نقد فارسی

حتما عضو کانال تلگرام و صفحه اینستاگرام سینما مدرن باشید! ما در تلگرام و اینستاگرام مطالب متفاوت تری داریم که در سایت نیست!
اینستاگرام ما تلگرام ما
//