نقد و بررسی فیلم Fifty Shades of Grey (پنجاه سايه خاکستری)

images/stories/rooz/fiftyshadesofgrey.jpg

کارگردان : Sam Taylor-Johnson

نویسنده : Kelly Marcel

بازیگران : Dakota Johnson, Jamie Dornan, Jennifer Ehle

برگرفته از رمان “پنجاه سايه خاکستری” به قلم: ای ال جيمز

هزینه تولید: ۴۰ میلیون دلار

محصول کشور: ایالات متحده آمریکا

کمپانی توزیع کننده: Universal Pictures

تاریخ: ۱۳ فوریه ۲۰۱۵

ژانر: درام،عاشقانه

مدت: ۱۲۵ دقیقه

لینک IMDb

خلاصه داستان : زندگی آناستازيا استيل، دانشجوی ادبيات، بعد از آشنایی با کريستين گِری خوش تيپ، در عين حال شکنجه گر، و ميلياردر برای هميشه تغيير می­کند.

images/stories/rooz/fiftyshadesofgrey1.jpg

کی فکرش را میکرد که فيلمی با موضوع س*ک*س تا اين حد خسته کننده باشد. اين اولين چيزی است که وقتی درباره «پنجاه سايه خاکستری/ Fifty Shades of Gray» صحبت میشود به ذهن خطور می‌کند، گرچه شخصاً مايلم تأييد کنم که اين فيلم میتوانست يکي از آن کارهایی باشد که در آن میشد تأثير «مردان مريخی، زنان ونوسی» را حس کرد. از اين ها گذشته، اين فيلم از نظر بصری به طرز مؤثری نماينده يکی از رايج ترين فانتزیهای زنانه (معروف به «فانتزی تجاوز») است. اگر از اين منظر به قضيه نگاه کنيم، شايد بتوان از «پنجاه سايه خاکستری» به عنوان چيزی فراتر از يک درام بيش از حد طولانی، تکراریِ نااميد کننده درباره يک رابطه عشقی فيزيکی و روحی تجاوزکارانه ياد کرد.

images/stories/rooz/fiftyshadesofgrey2.jpg

در اکثر فيلمها نمیتوان با يکی دو جمله خلاصه داستان را بيان کرد، اما در مورد «پنجاه سايه خاکستری»، که آن قدر از نظر فيلمنامه ضعيف است که عصارهاش را می توان به راحتی حداکثر در ۱۴۰ کلمه تعريف کرد، اين ادعا صدق نمیکند: يک دختر دانشجوی خجالتی با جوان پولدار خوش تيپی، که سعی می کند او را برده سروری خود کند، آشنا میشود. اين لُپ مطلب داستانی است که «پنجاه سايه خاکستری» سعی میکند تعريفش کند. دريچه اين فيلم به سوی دنيای BDSM (مهاربندی، نظم، سروری و بردگی جنسی) بسيار ايده آل شده است، اما در اين فانتزی شاهد نوعی جنبه آزاردهنده هستيم. وقتی که هر دو شرکت کننده رابطه BDSM (سرور و برده) کاملاً باهم سازگارند اين فرايند برای هر دو لذتبخش خواهد بود.

images/stories/rooz/fiftyshadesofgrey3.jpg

با اين حال، وقتی که يکی از اين دو انسان دمدمی مزاج عاشق کنترل ديگران باشد و ديگری تنها به دنبال يک رابطه «نرمال» باشد، در اين صورت همه چيز از نظر فيزيکی و عاطفی آزاردهنده میشوند- و اين دقيقاً چيزی است که در «پنجاه سايه خاکستری» رخ میدهد.

تعامل بين آناستازيا استيلِ دوست داشتنی (با بازی داکوتا جانسون) و کريستين گریِ سرد مزاج (با بازی جيمی دورنان) فاقد هيجانات جنسی است بلکه فقط پيچ خورده است. اين رابطه از همان ابتدا پيچ دار شده ولی سازندگان فيلم ظاهراً با خوش قلبی از قلمرو تاريکی که واردش میشوند و مدام هم اصرار دارند که اين يک اروتيکای سالم است خبر ندارند. قرار بوده که فيلم درباره تکامل آناستازيا به عنوان يک شخص باشد اما فيلم کاری به بررسی آسيب روانی که او در طول اين اتفاقات متحمل میشود ندارد. اين فيلم مرا به ياد [اپيزودهای سريال] «بيمارستان عمومی/ General Hospital» در اواخر دهه ۱۹۷۰/ اوايل دهه ۱۹۸۰ میاندازد، وقتی که از تجاوز لوک به لورا با عنوان «فريبندگی دو طرفه» ياد میشد.

images/stories/rooz/fiftyshadesofgrey4.jpg

بر کسی پوشيده نيست که رمان «پنجاه سايه خاکستری» به دليل صحنههای س*ک*سی برانگيزندهاش به ورطه رسوایی رسيده و گرچه اين صحنهها در فيلم خفيفتر و کوتاهتر شدهاند تا مبادا فيلم درجه NC-17 بگيرد اما همچنان گزندهاند. در فيلم تقريباً کل بدن داکوتا جانسون و بيشتر اندامهای جيمی دورنان را می‌بينيم، اما رويکرد سام تيلور-جانسون، کارگردان، استريل و بالينی است. چيز برانگيزاندهای درباره آکروبات بازی های بدون لباس جانسون و دورنان وجود ندارد. شايد واژه «شيمی» خيلی ارزشمندتر از اين باشد که اين جا به کار برده شود اما اثری از حرارت يا برانگيختگی در اين فيلم ديده نمیشود. سردی بين اين دو بازيگر بيشتر حاکی از بی تفاوتی است تا وسواس، ستودن يا عشق. در طول يک صحنه حمام، وقتی که جانسون به پشت مقابل دورنان دراز میکشد، شاهد نوعی حس ناراحتی ملموس هستيم- انگار هيچ يک از اين دو نمی خواهند آنجا باشند (به حالتهايشان دقت کنيد). آنچه «پنجاه سايه خاکستری» میفروشد چيزی غير از منفورسازی و نابودی فانتزی شناخته شده نيست.

images/stories/rooz/fiftyshadesofgrey5.jpg

جانسون به سختی با ويژگیهای ضروری شخيت آناستازيا از ابتدا خو میگيرد، و آن قدر روی خجالتی بودن او تاکيد میکند که تقريباً برای بيننده آزاردهنده میشود. دورنان يک کريستين سنگی، برتری خواه و خودشيفته را برایمان ترسيم میکند، ديوی که شباهت زيادی به شخصيت پاتريک بيتمن رمان «روانی آمريکایی» نوشته برت ايستون اليس دارد (نقش او را کريستين بيل عالی بازی کرد). مطمئن نيستم که اين دقيقاً انعکاس درستی از شخصيت رمان ای ال جيمز است يا خير، اما تاکيد دارد که چقدر رمانس مرکزی اين فيلم ناسالم و تا حدی سمی است.

«پنجاه سايه خاکستری» ناتمام به پايان میرسد، و به جای اين که اين رابطه زشت بين کريستين و آنا را به پايان برساند، نويد بيم، سوءاستفاده و کش و قوسهای عاطفی بيشتری را در اپيزودهای بعدی میدهد. ظاهراً حتی کار پيش پا افتادهای مانند نيز نمیتواند کل داستان را در قالب يک فيلم دو ساعته نقل کند. ساختن دنباله برای فيلمها خوب است، اما آيا اين خواسته زيادی است که از يک فيلم بخواهيم که کار خودش را بکند و به بيننده برای تماشای قسمتهای بعدی کاری نداشته باشد؟ «پنجاه سايه خاکستری» طوری تمام میشود که انگار شرايط را برای بخشهای بعدی اين فيلم که تنها انگيزه مالی دارند مهيا کند و اميدواريم که آن بخشها احترام بيشتری به شخصيتها و مخاطب بگذارند.

منتقد: جیمز براردینلی – امتیاز ۳.۸ از ۱۰ (۱.۵ از ۴)

مترجم: محمدرضا سیلاوی

منبع: سایت نقد فارسی

نظرتان را با ما در میان بگذارید




کانال تلگرامی ما رو از دست ندید!