کانال تلگرامی ما رو از دست ندید!

نقد و بررسی فیلم Drive

بعضی اوقات در میان انواع فیلمهای بدرد نخور، فیلمی بی سر و صدا پیدا می شود که اکرانی معمولی دارد و کسی هم یا آن را نمی شناسد یا اگر  هم بشناسد انتظار چندانی از آن ندارد، اما همین فیلم تبدیل به یکی از بهترین فیلمهای سال می شود. رانندگی یکی از همین فیلمهاست؛

در جریان جشنواره کَن به نمایش درآمد اما به دلیل آنکه بازیگر مشهوری در آن حضور نداشت کمتر دیده شد یا بهتر است بگویم کمتر به آن بها داده شد ( خودِ من هم فکر می کردم این فیلم یکی دیگر از فیلمهای ” راننده محور ” است که حوصله آدم را سر می برد !) .

با اینحال این فیلم توانست جایزه بهترین کارگردانی را از جشنواره کن بدست آورد، آن هم در شرایطی که کارگردانان شناخته شده ایی نظیر ‘ترنس مالیک’ یا ‘برادران داردن’ منتظر بودند تا نام آنها از درون پاکت خارج شود.

بعد از چند ماه از اتمام جشنواره کن ، این فیلم به اکران عمومی درآمد و بر خلاف انتظارم فیلمی به شدت جذاب است که به نظرم هر سینماگری می بایست آن را تماشا کند.

داستان «Drive » ساده است

یک پسر جوان (رایان گاسلینگ) که هیچ نامی هم برای آن ذکر نمی شود و همه او را با لقب راننده می شناسند، کارش تعمیرات ماشین و انجام بدلکاری برای فیلمهای در دست ساخت هالیوود است. این راننده کار بلد ظاهراً بهترین بدلکاری است که هالیوود تابحال به چشم خود دیده.

اما با پایان یافتن روز ، این راننده کار شرافتمندانه خود را رها کرده و به سراغ همکاری با گروه های خلافکار شهر می رود تا بتواند به وسیله مهارتی که در رانندگی دارد آنها را سریعاً از محل ارتکاب جنایت فراری دهد. بعد از انجام ماموریت های شبانه نوبت به زندگی شخصی می رسد که مرموزترین وجه زندگی راننده می باشد.

وی انسانی ساکت و کم حرف است که کمتر کسی از راز و رمز زندگی اش خبر دارد .تنها کسی که وی دوست دارد تا با آن صحبت کند ، همسایه اش به نام ارین (کری مولیگان) است. همسر ارین در حال حاضر در زندان بسر می برد و وی به همراه پسرش تنها زندگی می کنند. راننده عاشقانه این خانواده را دوست دارد اما می داند که همسر ارین بزودی از زندان آزاد می شود و او باید به دنبال زندگی شخصی خود برود. این امر مدتی بعد اتفاق می افتد و شوهر ارین از زندان آزاد می شود. اما بازگشت شوهر ارین به خانه نه تنها مشکلات این خانواده را کمتر نمی کند بلکه باعث می شود امنیت جانی این خانواده نیز به خطر بیفتد و…

نکاتی قابل ذکرِ ژانر “Drive”

“رانندگی” خارج از قوانین امروزه ژانر اکشن ساخته شده به همین دلیل شاید برای تماشاگران جوان که با اکشن هایی نظیر « تند و آتشین » بزرگ شده اند ، کمی متفاوت و غیرمنتظره باشد اما بزرگترین امتیاز “رانندگی” همین سبک منحصر به فردش است.

این فیلم در سکانس ابتدایی خود با نشان دادن مهارت های راننده در کنترل ماشین تماشاگر را به این شک می اندازد که با یک اکشن بی سر و ته ماشینی دیگر طرف است اما کافی است چند دقیقه ایی صبر کنید تا فیلم داستان سرایی اش را آغاز کند و آن وقت است که به قدرت فیلمسازی ‘وایندینگ ریفن’ پی خواهید برد.

جذابیتِ جزئیات و شخصیت

 مهمترین فاکتور  در “رانندگی” این است که داستان فیلم به هیچ عنوان سریع پیش نمی رود و به عبارتی دیگر، خبری از تدوین های شلاقی رایج فیلمهای هالیوودی نیست و تماشاگر به راحتی می تواند به جزییات داستان پی ببرد.

شخصیت راننده در این فیلم شبیه به قهرمان فیلمهای اکشن سینمای کلاسیک است:

مردی بدون پیشینه درست و حسابی ، بی اعصاب مانند چارلز برانسون و جذاب ترین خصوصیت که همان مرموز بودنش است.اما فرقی که بین این او و قهرمان های اکشن کلاسیک وجود دارد این است که او برخلاف ظاهر کم حرفش، شخصیتی به شدت خشن دارد که قلع و قم کردن دیگران برای او کار بسیار آسانی به حساب می آید. در یکی از سکانس ها وی با چکش وارد یک کلوب شبانه می شود و با این سلاح سرد چنان خشونتی به خرج می دهد که کمتر کسی توان تماشای این صحنه تا به انتها را دارد!

 با اینکه همواره تاکید می کنم که خشونت در فیلمها به شکل آزار دهنده ایی در حال افزایش است اما این اولین بار است که می بینم خشونت تا بدین حد عالی کارگردانی شده است! در واقع اگر بخواهم واضح تر اشاره کنم باید بگویم که وایندینگ ریفن در “Drive” از خشونت بهترین استفاده را برده و مطمئنم کسی بعد از تماشای فیلم به وجود خشونت فوق العاده بالای فیلم اعتراض نخواهد کرد.

راستگویی؟

*با اینحال باید این هشدار را به شما بدهم که “رانندگی” واقعاً فیلم خشنی است.

جدا از اکشن بی نقص فیلم ، بخش رمانتیک فیلم هم کاملاً  قابل فهم است و اغراقی در آن مشاهده نمی شود . اغلب در فیلمهای اکشن هالیوودی شاهد هستیم که پرداخت رمانس بین شخصیت ها در پائین ترین سطح ممکن حضور دارد که این امر بعضاً منجر به خندیدن تماشاگران به این نوع رابطه هم شده است! ،

اما در “رانندگی” این رابطه بسیار ملموس و دوست داشتنی از آب درآمده است. در “رانندگی” زمانی که راننده و ارین با یکدیگر ملاقات می کنند ، کمترین دیالوگ ممکن بین آنها رد و بدل می شود و بجای آن، این حرکات چشم و صورت است که بجای آنها دیالوگ می گوید!. این سکوت بسیار دلنشین میان این دو با توجه به موسیقی متن بسیار زیبایی که در این صحنه ها نواخته می شود ، این حس را به تماشاگر منتقل می کند که با یک درام قوی سر و کار دارد اما کافی است چند دقیقه ایی صبر کنید تا شلیک های پی در پی این جو را خراب کند!

کارگردانیِ بازیگر روی کاغذ

بازی ‘رایان گاسلینگ’ و ‘کری مولیگان’ در این صحنه ها فوق العاده است. ‘مولیگان’ با استادی تمام موفق شده به شخصیت ارین که زنی رنج کشیده است روح ببخشد و ‘گاسلینگ’ هم با بازی در نقش راننده ، به نظر می رسد نیم نگاهی به اسکار داشته است.

البته اعضای آکادمی اسکار همواره نشان داده اند که علاقه ایی به اهدای اسکار به بازیگران سینمای مستقل ندارند اما به نظرم بازی ‘گاسلینگ’ در نقش راننده باید آنها را مجاب کند که تصمیمشان را تغییر دهند.

 ‘گاسلینگ’ در سالهای اخیر بازی های بسیار درخشانی از خود نشان داده ( بازی تحسین برانگیز او در فیلم « ولنتاین آبی » را بخاطر بیاورید ) و به نظر می رسد که زمان آن رسیده که آکادمی او را بیشتر تحویل بگیرد.

حرف آخر ، علت بی‌نقصی 

در آخر باید اعتراف کنم که “Drive” برخلاف انتظارم یکی از بهترین فیلمهای سال 2011 بود. در این سالهای اخیر فیلمهای اکشن زیادی اکران شده اند که همگی آنها بیشتر از حد متوسط پیش نرفتند اما می توانم با اعتماد به نفس کامل بگویم که “رانندگی” بهترین اکشن چند سال اخیر هالیوود است.

به نظرم یکی از مهمترین دلائل عالی بودن “رانندگی” حضور فیلمنامه نویسی دقیق و کارکشته به نام ‘حسین امینی’ در پشت دوربین بوده است. ‘حسین امینی’ یکی از بهترین فیلمنامه نویسان هالیوود است که یک بار هم به خاطر نگارش فیلمنامه ‘بال های کبوتر’ کاندید دریافت اسکار شده. البته تخصص ‘امینی’ نگارش فیلمنامه های درام و رمانتیک است و اغلب هم او را در چنین جایگاهی می شناسند اما وی با فیلم “رانندگی”  نشان داد که در ژانر تریلر – اکشن هم حرف های زیادی برای گفتن دارد.

عهدیه نورعلی

نظرتان را با ما در میان بگذارید