نقد و بررسی فیلم Black or White (سياه يا سفيد)

images/stories/rooz/blackorwhite.jpg

کارگردان : Mike Binder

نویسنده : Mike Binder

بازیگران : Kevin Costner, Octavia Spencer, Gillian Jacobs

هزینه تولید: ۹ میلیون دلار

محصول کشور: ایالات متحده آمریکا

کمپانی توزیع کننده: Relativity Media

تاریخ: ۳۰ ژانویه ۲۰۱۵

ژانر: درام

مدت: ۱۲۱ دقیقه

خلاصه داستان : مردی، که در غم از دست دادن همسرش عزادار است، پايش به نزاعی برای دريافت حق حضانت نوه­اش، که نقش مهمی در بزرگ شدنش داشته، کشيده می­شود و…

images/stories/rooz/blackorwhite1.jpg

برای فيلمی که اوايل سال ۲۰۱۵ اکران میشود هيچ موضوعی به جاتر از روابط نژادی در آمريکا نيست. «سياه يا سفيد/ Black or White»، اثر کم و بيش هوشمندانه مايک بايندر، مستقيم و بدون ادا و اصول و بدون اين که دست به دامن داد و قال شود به اين موضوع میپردازد. بخش زيادی از فيلم به ارائه تصويری متعادل از اين میپردازد که چگونه انواع کليشهای و کمتر مشهود نژادپرستی میتوانند به اقدامات و تصميمات روزمره انسانها سمت و سو بدهند. «سياه و سفيد» به هيچ وجه فيلم کاملی نيست و اهدافش توسط يک اوج و نتيجه گيری شلخته نقش برآب میشوند، اما ضمن تهيه خوراک برای فکر [بيننده] هرگز وارد وادی موعظه نمیشود.

images/stories/rooz/blackorwhite2.jpg

اين آخرين تلاش کوين کاستنر، که چندين سال اخير بعد از تقريباً دو دهه کم کاری دوباره به کانون توجهها برگشته، برای درخشيدن است. تعدادی از کارهای اخير کاستنر صرفاً با انگيزه تجاری ساخته شدهاند، اما چنين چيزی را نمیتوان در مورد «سياه و سفيد» گفت، چون کاستنر نه تنها در اين فيلم بازی میکند بلکه تهيه کنندگی آن را نيز بر عهده دارد. در نقد قبلی گفتم که مهارت بازيگری کاستنر به طرز قابل توجهی موازی با بالا رفتن سنش بهبود يافته است. شهرت روزگار کامياری کاستنر- سالهایی که آثاری همچون «تسخيرناپذيران / The Untouchables» و «رابين هود / Robin Hood» را عرضه کرد-بيشتر ناشی از ظاهر زيبای او بود تا توانایی بازيگريش. او در «سياه و سفيد» توانایی بيشتری از آنچه در تمام طول سالهای دهه ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ نشان داده بود را از خود بروز میدهد. نقشش در اين فيلم بدان جهت دشوار است که مجبور است کاراکتری دلسوز را بازی کند.

images/stories/rooz/blackorwhite3.jpg

که در عين حال سعی نمیکند صفات بدش (يعنی ابتلا به الکل و نژادپرستی که حتی خودش از آن مطلع نيست) را مخفی کند. همبازی او در اين فيلم اکتاويا اسپنسر است، که مانند کاستنر بايد نقش شخصيتی را بازی کند که با چالشهای خاص خود در زمينه رنگ پوست درگير است.

کاستنر و اسپنسر به ترتيب در نقش اليوت اندرسون و رووِنا جفرز، پدربزرگ و مادربزرگ دختربچه دورگه هفت سالهای، به نام الويس اندرسون (با بازی جيلین استل)، ظاهر شدهاند. گذشته خانواده الويس با اندوه عجين شده است. مادرش، دختر اليوت، سر زا فوت کرده است. پدرش، رجی ديويس (با بازی آندره هالند)، مرد معتادی است که اعتيادش در سالهای اخير بيشتر شده است. الويس توسط اليوت و همسرش، کارول (با بازی جنيفر ایله)، بزرگ شده، اما بعد از کشته شدن کارول در يک سانحه رانندگی، رووِنا به اين فکر میافتد که يک حضانت مشترک میتواند رويکرد عادلانهای برای آينده باشد. اين کشمکش اصلاً تلخ نيست- اليوت و روونا عليرغم اين که کارد و پنير هستند هرگز از دايره گفتگو خارج نمیشوند اما در جريان همين گفتگوها اختلافاتشان در مورد طرز فکرشان درباره بهترين چيز برای نوهشان رو میشود. هر دو نقاط ضعف و نقاط کور خاص خود را دارند.

images/stories/rooz/blackorwhite4.jpg

انتخاب پايانی خوش برای اين فيلم توسط بايندر تصميم نادرستی بوده چون باعث شده که ۱۵ دقيقه پايانی «سياه يا سفيد» توأم با حسی اجباری و مصنوعی شود که اصلاً با يک رئاليسم جادویی جور در نمیآيد. کارگردانی بايندر صحنههای ناشيانه زيادی دارد- او بيش از حد روی موسيقی فوق العاده دلنشين ترنس بلانچارد حساب باز کرده و علاقه زيادی به نمايش احساسات و عواطف نشان میدهد (مشکلی که در کار قبلیاش، « بر من حکومت کن/Reign Over Me» نيز ديده میشد). همچنين برخی نقشهای کمدی (معلم خودشيفته الويس، دوست دختر ابله وکيل اليوت) در فيلم وجود دارند که بيشتر از آن که جالب باشند ناراحت کنندهاند.

اهميت «سياه يا سفيد» از آن جهت است که نژاد پرستی را به شکلی آشکارتر از آنچه عادت داريم در فيلم های سينمایی ببينيم و نزديک تر به آنچه عموم مردم در زندگی واقعی تجربه میکنند نشان میدهد. معمولاً فيلمها تمايل به مبالغه گویی دارند؛ اما بايندر در مقابل اين وسوسه مقاومت کرده است. اليوت فکر می‌کند کوررنگ است؛ او نمیداند که حداقل بخشی از مقاومتش در برابر روونا بر اساس کليشهها است. همچنين، روونا نيز از دريچه تعصبات خودش به اليوت نگاه میکند. در فيلم صحنهای وجود دارد که در آن اليوت وارد خانه روونا میشود و میبيند که چقدر آزادانه و راحت نوهاش با خاله زادهها، خاله و ديگر اعضای خانواده ارتباط برقرار میکند.

images/stories/rooz/blackorwhite5.jpg

گرچه جيلين استل جوان بازی سرزندهای از خود نشان میدهد، اما توسط فيلمنامهای که به نقش الويس جدی نگاه نمیکند ناديده گرفته میشود. اين دختر فاقد شخصيت واقعی است- او چيزی غير از يک کاتاليزور نيست. وقتی نقاشی میکشد، فقط برای اين است که ما ببينيم چطور اليوت و روونا به آن واکنش نشان می دهند. صحنههای او با رجی کلاً درباره بزرگترها هستند. قرار بوده که الويس هفت ساله باشد، اما او خيلی بزرگتر از سنش حرف میزند يا رفتار میکند و عجيب است که اندوهش برای مرگ مادربزرگش تنها برای چند صحنه دوام میآورد (در حالی که اليوت همچنان تا آخر عزادار است). در فيلمی که از ما میخواهد باور کنيم که همه به دنبال بهترين چيز برای الويس هستند، عجيب است که فيلمنامه نمیتواند اين شخصيت را برای بيننده قابل باور درآورد.

بخش زيادی از «سياه يا سفيد» به طرز عجيبی پرشهامت است، اما متاسفانه شهامتش را در پايان از دست میدهد. اين کار خوب اما ناقص به نوعی با تصميم بايندر به نتيجه گيری از موضوعات مختلف خراب شده است.

منتقد: جیمز براردینلی – امتیاز ۶.۳ از ۱۰ (۲.۵ از ۴)

مترجم: محمدرضا سیلاوی

منبع: سایت نقد فارسی

نظرتان را با ما در میان بگذارید




کانال تلگرامی ما رو از دست ندید!