نقد فیلم The Great Beauty 2013 (ستایشی فلسفی از بی اخلاقی)

“زیبایی بزرگ” ، اثر درخشان پائولو سورنتینو ، پیش از تمام فاکتورهای معنامحور خود شامل یک جادوی عظیم است. جادویی که اصولا تنها در مدیوم سینماست که قدرت حضور دارد و این بار به شکل فوق العاده ای روی چنین شاهکار معاصری نشسته است. در واقع اشاره ام به سمت لحظه هایی است که فیلم مخاطبش را با خود “میبرد”. آنگاه که از یک میهمانی با شکوه و رقص ها و آواز ها ، به اتاق سوت و کور “جِپ” پرتاب میشویم و نریشن فوق احساسی فیلم با موسیقی کلاسیک پس زمینه ، دوباره به کارناوالی جدید و پر زرق و برق رهنمونمان میکند. “زیبایی بزرگ” مملوست از ویژگی های زندگی پارادوکسیکال روشنفکران پا به سن گذاشته اروپایی. تضادهایی که بین اخلاقیات و روزمرگی هایشان مشهود است. از شب نشینی ها و درددل های فلسفی و بحث های زیبایی شناسانه تا بالا و پایین پریدن ها در مهمانی ها و افراط در تفریح و پایکوبی. سورنتینو به ستایش از بی اخلاقی میپردازد و سپس جهانی به شدت فلسفی روبرویتان قرار میدهد. در رابطه با همین اثر ، زیبایی بزرگ ، که کاملا تحت تاثیر “زندگی شیرین” فلینی است ، مخاطب پشت سر کاراکتری قدم میگذارد که به تازگی به 65 سالگی ورود کرده و فیلم حول محور تصمیم ها و حال و هوای سالخوردگی این شخصیت است. هرچند که جذابیت فیلم در آنجاست که علاوه بر تضادهای فلسفی/سکسیستی ، به تضادهای درونی مربوط به روحیات کاراکتر اصلی نیز میپردازد. نویسنده 65 ساله ای که دیگر حوصله نوشتن ندارد ، بین دخترهای های جوان و روابط چند دقیقه ای سرگردان است. گاهی با خیره شدن به سقف اتاقش ، یاد اولین احساس عاشقی خود می افتد و گاهی هم از پشت در ، دختر برهنه درون استخر را دید میزند. “جِپ” به مثابه هنرمندی که در شُرُف بازنشستگی است ، به شکل جالب توجهی قابل درک و قابل لمس است. هرچند که سبک زندگی چنین کاراکترهایی از اساس متفاوت است با آنچه عمده مخاطبان فیلم را تشکیل میدهد اما شاید همین عدم تجربه عمیق در زندگی بورژوازی غربی ، تجربه نوینی از مقوله درک فیلم را شامل میشود که ارزشش را از همان “نوین” بودنش میگیرد. همچنین سورنتینو تنها به یک “آدم” میپردازد و جز شخصیت اصلی خود ، مابقی کاراکترهایش را به شکل تیپ های معلق رها میگذارد تا جهان اغراق آمیز مدنظرش را با اتکا به همین “تیپ” ها بیافریند. مرد کچل سالخورده ای که به شدت تو سری خور است ، زن قد کوتاهی که شمایلی رییس مآبانه اما رفیق گونه دارد ، مردی که کلید تمام درهای ساختمان های مهم رم را در کیفی همراه خود دارد و تیپ های مذهبی متعددی که به ابعاد نمادین فیلمنامه کمک چشمگیری کرده اند.

این مطلب را هم بخوانید:   نگاهی مختصر به جهان آثار فیلیپ گرل

حالا با کنار هم چیدن این المان ها ، جهانی نه چندان رئال و واقعی ، که شبیه به کمدی های گروتسک یا فانتزی اما به شدت قابل فهم خلق میشود. بستر ساخت جهان گروتسک سورنتینو که در عین پر زرق و برق بودن ،به شدت سیاه مینماید ، توسط همین تیپ ها و بذله گویی هایشان شکل میگیرد. تجربه تماشای کشیشی که در مورد دستور پخت گوشت بره صحبت میکند و آرتیستی که با بغض ، اقرار میکند که معنای لغوی “ابهت” را نمیداند. از طرفی یک پیرمرد ثروتمند ، به رقص تحریک آمیز دخترش در کلوپ شبانه خود ، تحسین آمیز مینگرد و دختربچه ای ، با حرص و کینه ، مقابل چشم بزرگسالان به نقاشی آبستره مشغول است. سورنتینو تمام این ویژگی های رویایی را صرفا جهت همسان سازی درونیات شخصیت اصلی خود با آنچه که پیرامونش در حال رخ دادن است تدارک میبیند. دقیقا به اندازه ذهنیت های رویایی ، اغراق آمیز و افراطی و دقیقا به اندازه روحیات یک روشنفکر منزوی ، سیاه و گوشه گیرانه. “زیبایی بزرگ” نتیجه تلاقی تمام این فاکتور های اساسی است که همنشینی هایشان منجر به شاهکاری بی قید و بند میشود. اثری تماما اغراق آمیز که در پس خود ، اساسا تجربه ای است در شکل متفاوتی از “زیستن”. و این مقوله “زیست” در یک مدیوم هنری ، احتمالا از بزرگترین دستاوردهایی است که میتوان از یک فیلمساز انتظار داشت.

نویسنده : ایمان رضایی

نظرتان را با ما در میان بگذارید




کانال تلگرامی ما رو از دست ندید!