نقد فیلم Goodnight Mommy (شب بخیر مامان)

در این مطلب میخواهیم به نقد و بررسی فیلم Goodnight Mommy بپردازیم. شب بخیر مامان (به آلمانی Ich seh Ich seh‎) فیلمی اتریشی در سبک ترسناک است که در سال ۲۰۱۴ منتشر شد. این فیلم حول محور پسر بچه ای میچرخد و جنیان را روایت میکند. گفته میشود یکی از ترسناکترین فیلم های اتریشی میباشد.

Goodnight Mommy 3 - نقد فیلم Goodnight Mommy (شب بخیر مامان)

گاهی حتی مادرت  برایت بیگانه می شود. و این کلمه “بیگانه” در جامعه مدرن چنان رواج یافته که به کابوسی عمیق برای مردم تبدیل شده و سوژه بسیاری از آثار هنریِ مدرن شده است.

فیلم با معرفی دو برادر که رابطه گرم و صمیمی دارند آغاز می شود. دو برادر لحظه ای از هم جدا نمی شوند. یکی از برادرها با مادر حرف نمیزند اما چرا؟

مادر با چهره ای باندپیچی شده و رفتاری خشن وارد فیلم می شود. علت جراحی صورت را تا پایان فیلم متوجه نمی شویم و این خود به رازآلود بودن فیلم کمک بسیاری می کند.چرا که جراحی زیبایی نباید اینقدر مادر را عبوس و بداخلاق کرده باشد.

فیلم در ژانر وحشت معرفی می شود اما وحشتناک بودن آن متعلق به ترسیدن ما از کسانی است که تا دیروز دوستشان داشتیم.

یکی از سکانس های خلاقانه فیلم جاییست که مادر با پسرها بیست سوالی بازی می کند و مادر باید کلمه مامان را حدس بزند. پسر چنان ویژگی های بی ربطی از مادرش توصیف می کند که مادر به هیچ عنوان نمی تواند بفهمد جواب معما خودش است.مثلا پسر عنوان می کند که تو عاشق حیواناتی.در حالی که مادر در طول فیلم رفتار خشنی با حیوانات دارد.  در آن سکانس متوجه می شویم که پسر تخیل قوی دارد و واقعیت ها را به طور کامل سرکوب می کند. شیوه شخصیت پردازی کارگردان کاملا حرفه ای و صبورانه است.

Goodnight Mommy 4 - نقد فیلم Goodnight Mommy (شب بخیر مامان)

مادر عصبی و بی حوصله است و در پایان فیلم متوجه می شویم در اثر تصادف دچار یک شوک روانی شده و هیچ از مهربانی و لطافتش نمانده طوری که پسر باورش نمی شود این همان مادر خودش است.پسر چنان به مادر بودن زن شک می کند که حتی مخاطب هم درگیر این سوال می شود نکند زن واقعا مادر این دو پسر نیست؟

و این سوال همان چیزیست که کارگردان در پی آن است.آلبر کامو می گوید:(( همواره در زندگی لحظه ای می رسد که آدمی کسانی که دوست می داشته را بیگانه می یابد.))

بیگانگی در  خانواده!رابطه ای سرد در سکوت بین مادر و فرزند در جریان است. خانه ای که در دل روستا و جدا از مدرنیته است اما در درون خانه ای مدرن و با شکوه است.با معماری عجیب و باشکوه که البته ردی از خوشبختی در آن نمی بینیم.پسر مدام در طول فیلم از مادر خود می ترسد و و در خواب هایش مادر کابوس وار ظاهر می شود.

کدهای زیادی از ابتدای فیلم به مخاطب داده می شود که یک چیز این دو برادر عادی نیست.مثلا جایی که هر دو در یک لحظه از کابوس بیدار می شوند به نظر نرمال نمی رسد. یا اینکه مادر سعی در برقراری ارتباط با پسر دیگر خود نمی کند و هیچ توجهی به او ندارد. گرچه تعداد این کدها بالاست اما ضربه نهایی و غافلگیری فیلم همچنان به قدرت باقی است. پسر مرده است و برادر که شخصیتی سرکوبگر دارد نمی توانسته این را باور کند.

Goodnight Mommy 2 - نقد فیلم Goodnight Mommy (شب بخیر مامان)

فیلم های زیادی با این درون مایه ساخته شده اند مثل افسانه دو خواهر و ماروبون.اما حقیقتا هر کدام از این فیلم ها توانسته اند در غافلگیری مخاطب بدرخشند. هر بار این واقعیت که  بیمارانی روانی وجود دارند که مرگ عزیزان را باور نمی کنند و با آنها زندگی می کنند چنان مخاطب را در هم می شکند که گویی اولین بار است با چنین موضوعی رو به روست.

خدای من نگاه کنید.این فیلم ها نشان می دهند جامعه مدرن و مشکلاتش با ما چه می کند.فرزندی مادر خود را نمی شناسد و با برادر مرده اش زندگی می کند.

اعتراض به جامعه مدرن را کارگردان با قرار دادن یک خانه مدرن با امکانات امروزی در دل یک دهکده و زندگی دهقانی به خوبی نشان داده. که ما هنوز در بطن بی مهری و زندگی به شرط بقا زندگی می کنیم و مدرنیته توهمی است که اطراف ما را احاطه کرده. اطراف ما چیزی جز توحش نیست.

مثلا همان مردو زنی که کاملا به موقع وارد خانه آنها شدند و می توانستند کودک و مادر را از این‌ مهلکه نجات دهند اما تا چشمشان به اسکانس افتاد، نبودِ مادر را فراموش کردند و رفتند. و یا هر کدام از افراد جامعه که کودک پس از فرار از خانه به آنها پناه برده بود می توانست درک کند هیچ کودکی بی دلیل از آغوش مادر نمی گریزد. اما آنها خود را ملزم به کمک به کودک نمی دیدند و با چند جمله ساده ی مادر متقاعد می شدند و کناره می گرفتند.

Goodnight Mommy 1 - نقد فیلم Goodnight Mommy (شب بخیر مامان)

سکوت در این فیلم حرف های زیادی زد. دو برادر که در واقعیت هم برادرانی دو قلو هستند بازی قابل قبولی داشتند و مادر ماهرانه درخشید.

سکانس پایانی فیلم که همه مرده اند و حالا روحشان خندان و شاد و مهربان کنار هم بودند کنایه از این موضوع است که گاهی زندگی چنان ما را از درون می پاشد و با هم بیگانه می کند که شاید تنها مرگ،  ما را به چیزی که قبلا بودیم باز گرداند.

کارگردان در فیلم این توانایی را داشته که فیلمی بسازد که با وجود حادثه محور نبودن تنها با چند سکانس مرموز مخاطب را میخکوب کند و این هنر بزرگی است.

رنگ های این خانه مدرن رنگ هایی سرد و بی روح اند. هم چهره مادر و هم چهره پسرها، مات و بی روح است. شور و هیجان و گرما و نشاطی در کار نیست. از ابتدای فیلم می دانیم منتظر یک اتفاق شوم هستیم.

نویسنده: فاطمه دلفانی
حتما عضو کانال تلگرام و صفحه اینستاگرام سینما مدرن باشید! ما در تلگرام و اینستاگرام مطالب متفاوت تری داریم که در سایت نیست!

عشق فیلم هستی بیا کانال تلگرام ما 😍