نقد فیلم Boogie Nights محصول 1997

توماس اندرسون بی شک در حال حاضر یکی از قطب های اصلی سینمای آمریکا است، کسی که سینمای اصیل ومنحصربفرد خود را دارد و با تلفیق درام و طنز بی مزه و تلخ مخصوص بخودش مولفه های مورد نظر خود را پیاده می کند.

شبهای عیاشی جایگاه اندرسون را هنگام ساخت در سینمای جهان بشدت مستحکم ساخت اندرسون قدرتش را از شلختگی مدرن به کار میگیرد و با تلفیق ژانر ها با یکدیگر اثر دیوانه ای خلق می کند و به جرئت میشود نقطه ی شروع اصلی او و رنگ و بو گرفتن سبکش را فیلم شبهای بوگی دانست.

شب های عیاشی روایت پشت صحنه ی صنعت پورن با لحنی کمدی و ریتمی مهندسی شده است که آن را به یک تجربه ی دیوانه وار تبدیل می کند. منتقدین بعد از این فیلم به اندرسون لقب لطیفه گوی بی مزه را دادند. معنای این لقب این نیست که فیلم خنده دار نباشد و حتی بی ارزش تلقی شود بلکه معنای آن این است که فیلم فیلمی است که با اسم طنز می آید ولی در پس تبسمش خیلی حرف های غم انگیزی برای گفتن دارد.

شبهای بوگی از نظر هسته ی اصلی داستان در خدمت سینمای مدرن است در این فیلم پرداخت شخصیت از پرداخت فیلمنامه پیشی میگیرد، شاید گره هایی داشته باشد اما ملتزم به حل آنها نیست، فضا سازی و قاب بندی ها به چشم می آید، دیالوگها و مونولگها پر رنگ هستند، عنصر حادثه و تصادف نقش اساسی دارد، و تعهدی در قبال جمع بندی و به نتیجه رساندن ندارد.

اما از طرفی شبهای بوگی در ساختار و کارگردانی به غایت خود را به پست مدرن چسبانده است فیلم اساسا در قالب سبک خاصی قرار نمیگیرد و به عبارتی ضد ژانر است ، فیلم بسیار تحت تاثیر آثار کارگردانان آمریکایی نظیر اسکورسیزی، تارانـتینو و برادران کوئن است چه در میزانسن،چه در روایت و چه در اتفاقات دائما درحال ادای دین به دیگر فیلمسازان است اما دشوار نیست که در گوشه هایی از فیلم اندرسون نشانه هایی از کارگردانی و مولفه های خود او یافت،شبهای بوگی همچنین به غایت از ضد پرسوناژ بهره میبرد و فیلم ورّاجی است ولیکن پلی شاخص بین صدا و تصویر برقرار میکند و همچنین از هجوگرایی بهره میبرد هجوگرایی در فیلم اندرسون مقداری جنبه های هجو دوگانه دارد مثلا توضیحات جک درباب زیبایی شناسی فیلم پورنو وحالت پدرانه ومعنوی آدمی که مردم را به سمت فیلم پورنو هدایت میکند ولی فراموش نکنیم در واقعیت زندگی همین آدم وقتی میرود وآن تهیه کننده فیلم هارا که به بچه ها تجاوز کرده میبیند چطور با او برخورد میکند واز نظر اخلاقی از همه شخصیت های فیلم تمیز تر است با توجه به دنیایی که به آن وارد شده است او خودش را از تاثیرآینه ی ولکانی سینما بر زندگی حفظ کرده و هجو در این فیلم اگر باشد نسبت به شخصیت های بیرون جهان فیلمسازی پورنو است مانند آن شخصیتها که به خانه كلنل برای مهمانی می روند و با اینکه او بچه باز است ولی جامعه این بازیگران فیلم پورنو را طرد میکند یعنی از این آدم ها استفاده میشود به نظر حقیر هجو نسبت به بچه های گروه فیلمسازی وجود ندارد بلکه جامعه امریکا را هجو میکند پس عملا میشود شبهای بوگی را دارای تناقضات خاص و تعمیدات بدیعی دانست که بعدها در سینما پست مدرن نام گرفت.

Boogie nights 1997 movie poster - نقد فیلم Boogie Nights محصول 1997

همچنین فیلم دارای سکانس های ورّاجی است که باز در نوعی هجوگرایی هستند در این حالت به یک موضوع مضحک و الکی پرداخته میشود و روش تمرکز کردن و روایت سکانس خارج از چهارچوب فیلم است یعنی فارغ از شخصیت ها و خط داستانی اش بعنوان مثال سکانسی از فیلم که فیلم برای پنج دقیقه بر صحنه ای مانور میدهد که مردی قوی هیکل در پرده ای دوست دختر كلنل را به نوشیدنی دعوت میکند و ما آنان را نمیبینم تا یک سکانس پنج دقیقه ای که در آن دختر در نزد پسر اوردوز کرده است و پسر سعی دارد از شر او خلاص شود از این حیث فیلم بشدت تحت تاثیر آثار تارانتینو است و بعید نیست اگر فیلم را تاثیر پذیرفته از او بدانیم نکته ی ویژه این است که این سکانس ها در فیلم با استایل کلی جوردر می آیند و از فضا جدا نیستند همچنین به مخاطب این حس انتقال داده میشود که فیلمساز در حال چرت و پرت گفتن است چرت و پرت گفتنی که در پس آن نگره ی خاصی نهفته است همچنین از حیث کارگردانی نمی توان آن را کاملا داستانگو دانست همانطور که همیشه گفته ام اساسا شباهتهای زیادی بین مولفه های سینمای مدرن و سینمای پست مدرن وجود دارد تا جاییکه مرزبندی بین این دو بسیار دشوار و حتی غیر ممکن است.

ماهیت بی‌شكل، آشفته، نامنظم و غیرشفاف و به لحاظ سیاسی ناپایدار، فرار، سیال و متغیر پست مدرنیسم خود این پدیده را بی‌اندازه گمراه‌كننده و ابهام‌آمیز کرده و داستان گویی را هم تغییر داده بطوری که داستان آن طور که باید به تعریف نمی رسد و تعریف و تعیین مرزها و محدوده‌های آنها اگر نگوییم غیرممكن، بی‌اندازه دشوار است ولیکن شبهای بوگی با پلی که بین مولفه های مدرن و پسامدرن میزند تا حدودی این مرز را به سهولت می رساند.بارها گفته ام که من فیلم خوب را از روی تیتراژ اش میشناسم فیلمی که تیتراژ نداشته باشد اصلا در درجه ی یک فیلم کامل قرار نمی گیرد زیرا که فیلم باید در تیتراژ اش لایه هایی از خود را عریان کند.

شبهای عیاشی افتتاحیه ی فوق العاده ای دارد یک نمای هلندی از یک بیلبورد که برروی آن کلمه ی بوگی می درخشد ، یک دوربین سیال و بی حد و مرز و میزانسن درجه یکی که از اول تا آخر فیلم موتیف شده است به غایت با اکت ها و موقعیت ها هماهنگ است ،استفاده بجا از لانگ شات از بالا گرفتن و دور بودن دوربین از شخصیت ها در بسیاری از جاها کلوزآپ هایی که در فیلم است را بیشتر میکند و باعث حس همزات پنداری با کاراکتر ها میشود،دوربین فیلم بشدت تحت تاثیر آثار برادران کوئن است مصداق بارز آن سکانسی درخشانی در پرده دوم فیلم است که در آن از نمای چشم غایب استفاده شده است آنجا ما با کارکتر بیل کوچولو برخورد میکنیم که از کادر بیرون میرود و ما گویی از انتهای سالن به او نگاه میکنیم ولی نگاه سرد او وارد کادر میشود گویی که مارا پیدا کرده و به سمتمان می آید دوربینی که نظیرش را فقط میشود در سینمای برادران کوئن یافت دوربینی که گویی مخاطب را گناهکار می پندارد و شخصیت مجازاتگر اوست و چه وسعتی که فیلم بتواند این تکنیک را به فرمی در طول داستان برساند.

2019 08 09 14 54 10 098 33 01.TIF @ 64.3 در قبال جمع بندی و به نتیجه رساندن ندارد. اما از طرفی شبه - نقد فیلم Boogie Nights محصول 1997

برگردیم به تیتراژ پس از دوربین سیال دوربین به حالت سرخوشی می چرخد و یک ماشین را هدف میگیرد ولی ما نمیبینیم در ماشین چخبر است دوربین کاملا از بالا گرفته شده است گویی که فیلم نمیخواهد ما به آن اشخاص درون ماشین نزدیک بشویم که این مقدمه چینی برای گناهکار بودن آن ها است و از طرفی این نما تماشاگر را در جایگاه خدا قراره میدهد گویی که قرار است مخاطب قضاوتشان کند یا راجبشان حکم صادر کند سپس با وارد شدن کارکترهای درون ماشین به کلوپ بوگی ما عملا وارد یک صحنه با آدمانی عیاش و سرخوش میشویم که اتفاقا تک تکشان مهره های اصلی فیلمنامه هستند در پرده ی اول ما در حالی با آنها اشنا می شویم که انگار هیچ غمی ندارند و زندگی روی انگشتانشان است و یکی از آن افراد کارگردان فیلم پورنی است بنام جک که نظر اش به پسر خدمتکاری جلب میشود که اتفاقا نقطه مرکـزی فیلـم است در اصـل فیلم حـول مـحـور این خدمتکار میچرخد و مرکزیت آن است و دیگر کارکترها همانند نقاطی برروی محیط روایت دایره وار فیلم هستند که فرعیات پرداختی به حساب می آیند شاید فیلم به اندازه خدمتکار که در ادامه ستاره پورن میشود به آنان بها ندهد ولی هنر کارگردان در این است که اندرسون برای هرکدام داستانی قرار میدهد و در آخر تا زمانیکه داستان و اکت هرکدام را مصور نکرده رهایشان نمی کند پس از خروج از لوکشین کلوپ ما تک تک کارکترها را در شرایطی کاملا متضاد میبینیم شرایطی که تناقض ایجاد میکند و این عملا پرده ی مناسبی برای معرفی شخصیت ها است.

با توجه به عنوان و موضوع انتظار می رود که شبهای عیاشی فیلم رادیکال و عریانی باشد اما فیلم به این شدت نیست نمیگویم عریان نیست عریان است ولیکن این عریانی را به مسیر درستی هدایت میکند استفاده ی بجا و بینظیر کمدی در شبهای بوگی چه در شخصیت پردازی و چه در روایت و داستان پردازی به روایت داستان کمک شایانی میکند طنز در فیلم در جایگاه شاخص خود قرار گرفته و آن جایگاه انتقاد است که در بطن حرف فیلم نهفته حال به حرف کلی فیلم میپردازیم.

از پایان شروع کنیم شخصا هرگز پایان شبهای بوگی را از یاد نمیبرم من دو سال پیش فیلم را دیده ام ولی کاملا همانند نقش بر روی سنگ در ذهنم حک شده است البته نه بخاطر بی پردگی صحنه مورد نظر بلکه بخاطر آگاهی کاراکتر فیلم از کاروحرفه ای که در پیش گرفته درواقع نوع فیلمسازی پورنوگرافی از بابت ابتذال با اکثر فیلم های سینمای بدنه هالیوود ‌درسیستم سرمایه داری فرق چندانی نمی‌کند حـتی یـکی‌‌‌ از راه هـای درآمد زاييشان که در فیلمهایشان سرشکن میکنند ارجاعتان میدهم به سکانس توصیفات شخصیت جک آنجا درباره ریزه کاری ها وارزش گذاری های سینمای پورنو حرف میزند که برعکس چیزی که از صحنه بر می آیداد چندان هم طنز نیست یعنی در قیاس با سینمای بدنه برای کار خودش معیار های زیبایی شناسانه قائل است این نوع به همپیوستگی ارزش را روی چه المان اخلاقی خاصی سرشکن میکند؟ چه چیزی بین سینمای مبتذل تجاری که بعضیهایشان با پورنو فرقی ندارد ‌وسینمای پورنوگرافی تفاوت ایجاد می‌کند؟ این به هم پیوستگی بصری فیلم وحرکات نرم وپلان سکانس ها در ایجاد یکپارچگی بین محیطی که پشت صحنه فیلم است با لوکیشن فیلمبرداری وهمچنین محیط زندگی آدم‌ها وابتذالی که بر روابط حاکم است بسیار موثر بود درواقع سرمایه داری با‌تحمیل فرمول مصرف وایجاد چرخه ایی بنام سکسولوژی عین تفکیک طبقات اجتماعی با کارکردی دیگر در خدمت همین چرخه این اقشار را دوباره به نسبت های مختلف مثل امکان فراهم شدن سکسوال به هم پیوند میزند شب های بوگی از ارزشی که ابتذال در چرخه مصرف سرمایه داری ایفا می‌کند پرده برمیدارد حالا من کاری ندارم که فیلم تا چه حد بی پرده عریان و زیاده رو است ولی شک نکنید که حرفش را میزند و از حیث این حرف خیلی قابل احترام است شبهای بوگی به غایت فیلم سیاهی است در فیلم صنعت پورن بشدت سیاه و بی جهت جلوه داده میشود قصدی که شبهای بوگی با کثیف جلوه دادن این دست اندرکاران صنعت پورن و استفاده اش از طنز دارد مسخره جلوه دادن این امر و بوجود آوردن تصویر ذهنی نسبی از مخاطب و هدایتش به اینکه این فیلم چیزی که میبینه نیست و در اصل سعی در نقد دارد تا مخاطب وقتی فیلم تمام میشود به فکر بیافتد و از این حیث بنظرم اندرسون درسش را به خوبی پس داده است خیلی ها اعتقاد دارند که اندرسون مبالغه کرده ولی از دید من مبالغه نیاز اصلی سینماست بخصوص زمانیکه قصد نقدینگی داشته باشید فراموش نکنیم که اندرسون یک امریکایی است و در عرصه های هاليوودی فعالیت داشته پس بهتر از هرکسی میتواند این موضوع را به تصویر بکشد از دید من فبلم عملا یک موضوع جدی را با رسالت اصلی طنز بجا آورده اینطور که شنیده ام و دیدم هدف اصلی طنز و اینچنین نظام های انتقال مفهوم و سبک و سیاق ها در صدد این که سینمارا در عین سرگرم کنندگی به عرصه ای برای انتقال مفهوم تبدیل کنند چیزی که عملا درباره ی چرایی پیدایش سینماهم بیان شده است.

boogie nights paul thomas anderson - نقد فیلم Boogie Nights محصول 1997

داشته باشید فراموش نکنیم که اندرسون یک امریکایی است و در عرصه های هاليوودی فعالیت داشته پس بهتر از هرکسی میتواند این موضوع را به تصویر بکشد از دید من فبلم عملا یک موضوع جدی را با رسالت اصلی طنز بجا آورده اینطور که شنیده ام و دیدم هدف اصلی طنز و اینچنین نظام های انتقال مفهوم و سبک و سیاق ها در صدد این که سینمارا در عین سرگرم کنندگی به عرصه ای برای انتقال مفهوم تبدیل کنند چیزی که عملا درباره ی چرایی پیدایش سینماهم بیان شده است.

شب های عیاشی تلاشی بود برای نشان دادن سرگشتگی های انسان ها در فضای مسموم جامعه که با بی پرده نشان دادن آفت اجتماع مدرن ( بی بندباری ، سکس ،خشونت) و ورود به دنیا پورنو گراف ها پرده از رازهای زندگی این دسته از انسان ها که در زمان نمایش فیلم تازه به صنعت تبدیل شده بودن برداشت و باعث شد حس ترحم و درک شدن آنها در بیننده القا بشود.

همانطور که قبلا گفتم فرم کار رو برگرفته از راننده تاکسی میدانم خشونت نهفته در فیلم های پورون که در فیلم ساخته میشود و کتک زدن بازیگری که در ماشین با دختر اسکیت سوار در حال سکس بود و توسط دختر به طرز فجیعی مورد ضرب و شتم قرار میگیره یا کتک زدن دریک دیگلر توسط دوستان مرد در وانت همه بر گرفته از صحنه های انتهایی راننده تاکسی بود سکانس های سکس زن مرد دستیار کارگردان اوج فروپاشی بنیاد خانواده در جامعه امریکا بود که با سرخوردگی مرد و در اخر کشتن و خودکشی به پایان میرسد که مشابه همین سکانس را در راننده تاکسی داشتیم که مرد از پشت پنجره ودر تاکسی سکس زنش را تماشا میکند.

در آخر باید گفت شبهای بوگی فیلم کالتی است که شاید هر مخاطب را به اندازه ای راضی نگاه دارد اما هر مخاطبی عاشق این فیلم نمیشود ، شبهای بوگی شاید بخاطر اینکه صرفا موج اول فیلمساز است تا حدودی ساده بنظر برسد و حتی تحت تاثیر آثار دیگر کارگردانان باشد ولیکن در جای جای آن می توان ردپای سینمای اندرسون را یافت درکل علی رغم تمام این مسائل شبهای بوگی بعنوان دومین اثر فیلمسازش فیلم خوبی است فیلمی که حرف های بسیار زیادی دارد و با کمک تکنیک های غنی و فرم درجه یک و فضایش حرف هایش را به گوش مخاطب میرساند ، ادعایی ندارد و اینگونه نیست که مخاطب را رها کند ،به جرئت میشود شبهای بوگی را از کارهای خوب اندرسون دانست که فیلم های دیگرش با ریشه های آن شکل گرفتند شاید به غنای آنها نباشد اما به غایت فیلم قابل احترامی است.

حتما عضو کانال تلگرام و صفحه اینستاگرام سینما مدرن باشید! ما در تلگرام و اینستاگرام مطالب متفاوت تری داریم که در سایت نیست!

عشق فیلم هستی بیا کانال تلگرام ما 😍
//