آموزش زبان انگلیسی آنلاین فرالن

نقد فیلم مغز های کوچک زنگ زده

65415652165 - نقد فیلم مغز های کوچک زنگ زده

هومن سيدي نامي كه وقتي اولين اثر خود آفريقا را ساخت نشان داد كه مي تواند نامي باشد كه در وضعيت تك ژانري اين سال هاي سينماي ايران نويد بخش اتفاقي تازه باشد .

او در كارنامه اش بارها توسط منتقدان مختلف متهم به تقليد از كارگردان هاي هاليوودي مثل تارانتينو و … شده كه باعث مي شد نبوغ و خلاقيت او به ويژه در قسمت شيوه روايت داستان، قاب ها و نورپردازي و فيلم برداري نا ديده گرفته شود .

او اما در آخرين اثرش يعني ” مغز هاي كوچك زنگ زده ” به چنان پختگي اي رسيده كه مي شود كم كم او را سينما گري مولف ناميد. علت اين موفقيت را مي توان در آثار قبلي او پيدا كرد . اين ادعا كه آيا سيدي سبك خود را دارد و  سينماگري مولف محسوب مي شود قبل از اين فيلم هم مطرح بود، ولي آنچه ضربه اصلي را به اين ادعا ميزد شباهت آثار او به نمونه هاي خارجي بود كه از نظر نويسنده اين مقاله آن دسته از اتهامات تنها نگاهي سطحي به نبوغ سيدي بوده كه البته باعث شد سيدي تلاش بيشتري كند و نتيجه اش شاهكاري شود كه تحسين اكثريت منتقدان را بر انگيخت .

آنچه عيار كار هاي سيدي را مشخص مي كند، جاه طلبي او در فرم به معني كلاسيك است. در دهه اخير كه سينماي ايران اسير فيلم هاي آپارتماني و اكثرا تقليدي از نمونه هاي موفق شده است ديدن آثار متفاوت سيدي نه تنها دل گرم كننده است بلكه باعث مي شود، سينماگران نوپاي ديگر هم فكر و ذوق و ايده خود را در خدمت خلق آثار هنري بديع خرج كنند و از تقليد و تكرار دست بردارند .

و اما مغز هاي كوچک زنگ زده، تا كنون در سينماي ايران دوربين تا اين حد به عمق فقر، و ساختن اتمسفري باور پذير و دقيق از دنياي فقر و بي قانوني نزديك نشده بود . نوع بيان احساسات در فيلم به همان قدري تند است كه فضا و اتمسفر فيلم بي قانون و آشفته است ، نوع خشونتي كه در فيلم جاري است مانند سكانس خفه كردن خواهر خانواده ( صداي قاشق كشيدن برادر ، و وحشت در چشمان برادر كوچك تر و ترسيدن آن ) يادآور سبك هانكه است در به نمايش كشيدن بستر خشونت به جاي خود عمل خشونت آميز ، اين نشانگر پختگي كارگردان در توجه به عمق عملكرد در مقابل دوربين است، شخصيت پردازي در آثار سيدي نه به معني كلاسيك حالت توصيفي به خود ميگيرد نه به صورت پيش فرض ساده وقابل پيش بيني است، بلكه پيوند كامل با موقعيت زماني و مكاني دارد و حالت منحصر به فردي به خود مي گيرد . فضا سازي در فيلم و خلق موقعيت در عالي ترين حد خود قرار دارد، به حدي كه زماني كه دوربين از بستر اصلي خود كه مناطق حومه شهر است فاصله مي گيرد و وارد شهر مي شود براي تماشاگر غريب مي انگارد، و كاراكتر هاي فيلم مثل غريبه هاي ياغي در شهر سر گردانند و در سكانسي هم به عده جوان شهر نشين حمله مي كنند و بازتاب خشونت گَله خود است .

97 07 c07 1782 - نقد فیلم مغز های کوچک زنگ زده

از ديگر نقاط قوت فيلم آخر سيدي مي توان به موسيقي قوي بامداد افشار از موزيسين هاي با سابقه و جوان كه بيشتر كارهايش را در زمينه موسيقي تئاتر استفاده ميكند اشاره كرد ، توان او در خلق موقعيت هاي متفاوت با موسيقي در فيلم تمارض و مغز هاي كوچك زنگ زده به قدري بالاست كه خود به تنهايي بخشي از بار روايت داستان را حمل مي كند . شايد موسيقي فيلم شما را ياد آثار گوساتوو سانتواولالا بي اندازد كه در فيلم هاي ايناريتو شنيده بوديم البته كه خود بامداد افشار هم به اين اثر پذيري اشاره دارد اما درک درست از موقعيت و جغرافيا فيلم را نبايد ناديده گرفت و هزاران تاسف براي اينكه براي اين آهنگساز جوان و آينده دار در ميان ٥ نامزد موسيقي جشنواره فيلم فجر جايي نبود .

در سطح بازي ها از شجاعت كارگردان در استفاده از نابازيگران براي فيلم نبايد به آساني گذر كرد، معرفي نويد پورفرج و قدرت فرهاد اصلاني در اجراي سكانس هاي تاثير گذار و حساس فيلم مثل كشتن خواهر و يا مجبور كردن برادرش به بريدن گوش بچه شايد بگوييد چرا حرفي از بازي نويد محمدزاده نيست ، جدا از اينكه بازي نويد در حد مطلوبي قرار دارد، ولي اينكه آقاي محمد زاده با آوردن كمي تيك عصبي و يا تغيير سطحي لحن بخواهد خلق نقش جديدي انجام دهد، خوب هست اما كافي نيست . شايد براي كسي كه براي اولين بار بازي نويد محمدزاده را ببيند اين بازي خيلي خوب و قابل قبول باشد ولي با قرار دادن اين بازي در كنار آثار قبلي سينمايي و تئاتري او تنها شاهد يك تكرار قابل قبول خواهد بود كه توانسته در كنار بازي قوي ديگر بازيگران اين چرخ دنده فيلم را حركت دهد .

هومن سيدي تخصص ويژه اي در دكوپاژ هاي خلوت دارد، مخصوصا زماني كه تمركز بر روي ٢ شخصيت باشد. به عنوان مثال سكانس هاي بازجويي (( خشم و هياهو )) و كشيدگي ميز و كمي شيب داشتن آن به پايين كه از زيركي هاي كارگردان بود. اما اين بار در سكانس ملاقات نهايي دو برادر يعني فرهاد اصلاني و نويد محمدزاده وقتي دو سر ميز كشيده اي قرار گرفتن خبري از شيب نيست گويي هر دو به يك اندازه قرباني اين وحشي گري و جبر جغرافيايي اي كه در آن گير افتاده اند شده اند . از ديگر ميزان سن هاي خوب مي توان به حياط خلوت شخصي ” نويد محمد زاده ” اشاره كرد كه به قدري با خلاقيت كار شده بود كه تا سال هاي سال موقعيت فانتزي و جذابي كه در اوج فقر و زندگي پايين شهري فردي براي خود خرده تيكه هاي بورژوازي جمع كرده و در قصر كوچكش انگار پادشاهي مي كند .

در بعضي از نقد هاي سطحي بعد از جشنواره منتقدين مطرح كرده بودند كه ” دغدغه اصلي فيلم غيرت هاي كوركورانه و اندكي حرف فمينيستي”، اين حجم از نفهني در مقابل يك فيلم واقعا جاي تعجب دارد حتي در مونولوگ ابتدايي و انتهايي فيلم كه مي گويد ” اين چوپونه ما همه گوسفنداشيم ” به قدري محكم حرف خود را در صورت مخاطب ميكوبد كه نيازي نيست كه منتقدين ابله بخواهند حرفاي عجيب و غريب مجله پسند بزنند .

از حرف هاي به اصطلاح منتقدين ايراني كه نظر برداريم ، در تمامي آثار سيدي نقاط اوجي هم از نظر بازي و هم از نظر داستاني حضور داشته همچنين سيدي همواره عادات به يك شخصيت كاريكاتوري در آثارش داشته اما در فيلم اخيرش شايد به نظر بعضي ها كمي شخصيت پردازي و فضاسازي در فيلم اگزجره و كاريكاتوريزه شده است، اما حقيقت همچين محل هايي در تهران و يا هر شهر ديگري همين است و جز اين نيست كافي است كمي فيلم (( شهر خدا )) را به ياد بياوريد .

7388372 946 - نقد فیلم مغز های کوچک زنگ زده

همين كه سيدي اسير هياهوي يك فيلم اكشن پر از خون ريزي نشده و يا مثل (( اعترافات ذهن خطرناك من )) خيلي تاثير پذير از فيلم ها ديگر نبوده ، و توانسته درگيري هارا به ميزان كافي و با قدرت بيشتر به طوري كه يك نوع از درگيري گروه هاي مواد مخدر ايراني را در فيلم كه با چوب و زنجير انجام مي شود انحصاراً به نام خود بزند،

از ديگر نقاط اوج فيلم درگيري با پليس كه موسيقي ، فيلم برداري و طراحي صحنه در بالاترين سطح خود انجام شده به حدي كه به جرات مي شود گفت درگيري خياباني به اين قدرت در سينماي ايران تا حالا پرداخت نشده بود .

در اينجا دوست دارم به قدرت پيمان شادمان فر اشاره كنم كه از معدود فيلم بردار هاي ايران است كه ارزش رنگ و نور را در فيلم درست درك كرده به عنوان مثال شما فيلم (( سيزده )) را كه تماشا ميكنيد تماما يك رنگ مشكي و خاكستري بر تمامي فيلم سايه افكنده در اكثر سكانس ها يا در فيلم (( خشم و هياهو )) رنگ قرمز و مشكي تمامي فيلم را در بر گرفته و در هر سكانسي اثري از آن مي بينيم. در مغز هاي كوچك زنگ زده نيز به همين صورت است انتخاب رنگ با فضا كه خاكي رنگ است و نظر شخصي ام كه خشونت فيلم در كاراكتر هايش رنگ نارنجي اي دارد نه تماماً قرمز نه خيلي بي رنگ كه بخواهد ترحم براي كاراكتردهايش بخرد .

كاري كه هومن سيدي در سينماي ايران در حال انجام دادن آن است همان خلوص كاري را دارد كه در آثار بيضايي و كيميايي و در كارگردان هاي اخير شهرام مكري مي شود ديد و كاملا مي تواند نام خود را به عنوان كارگرداني مولف در تاريخ سينماي ايران جاودانه كند .

در آخر بايد افزود مغز هاي كوچك زنگ زده از آن آثاري است كه ماندگار خواهد شد و ارزش بارها ديدن را دارد. همواره ارزش واقعي اين دسته از فيلم ها به درستي درك نشده و يا پشت نگاه سطحي عوام پنهان مانده. ولي اميدواريم راه ساخت اين قبيل آثار نوين و غير تكراري در سينماي ايران توسط ديگر كارگردانان ادامه پيدا كند، تا از اين منجلاب تكراري  كه سينماي ما در آن غوطه ور شده است نجات پيدا كند .

رولاند دو

مجله رادیکال
حتما عضو کانال تلگرام و صفحه اینستاگرام سینما مدرن باشید! ما در تلگرام و اینستاگرام مطالب متفاوت تری داریم که در سایت نیست!
اینستاگرام ما تلگرام ما
//