تحلیل رابطه ی بین موسیقی شوبرت و سینمای هانکه

در یک جامعه بیمار،سالم ها بیمار محسوب می شوند.

نیچه

هانکه سینما را بلد است،روانکاوی را می شناسد،فرم را می فهمد،بازیگری انتخاب می کند که بی نظیر است و ازهمه مهمتر آن که دیوانه است. شوبرت نیز موسیقی را بلد است،روانکاوی را می شناسد،فرم را می فهمد،نت هایی را می نوازد که بی نظیر است و از همه مهمتر آنکه دیوانه است. و هر دو آثاری را آفریده اند که هم به نوبه خود شاهکار است و هم مخاطبانش را حیران و میخکوب می کند. اما بحث ما درباره حضور پر رنگ شوبرت در چندی از فیلم های هانکه است. که پر رنگ ترین این حضور در فیلم معلم پیانو با بازی بی نقص ایزابل هوپرت ساخته سال 2000می باشد.

فیلم،داستان معلم پیانویی است سختگیر خبره و البته بیمار! که در طول فیلم ما شاهد رفتارها و درخواست های سادومازوخیستی اش هستیم. اما این چنین فیلم سرد و زجرآوری چگونه از موسیقی گرم و آرام و سرشار از انسانیت شوبرت بهره می برد؟ دلیل این عمل چیست؟چه چیزی درون ذهن پریشان هانکه پرسه می زده است؟

1-اساسا در بیشتر مواقع استفاده از آثار موسیقیدانان بزرگ در آثار سینمایی بدلیل علاقه کارگردان و ادای دینی به آن هنرمند است.وبدلیل حضور شوبرت در چندی از آثار هانکه می توان این نتیجه را گرفت که هانکه علاقه شدیدی به شوبرت دارد و یکی دلایل استفاده مکرر آثار شوبرت در فیلمهایش می تواند این باشد.

2-نقشی که موسیقی در این فیلم دارد نقش خاصی است.موسیقی تنها برای ایجاد هیجان و تاکید بر روی یک صحنه نیست.موسیقی اینجا نمایانگر حس درونی شخصیت هاست.((همچون فیلم عشق که در آنجا نیز حضور شوبرت پر رنگ است))

این مطلب را هم بخوانید:   آشنایی با ژانر رومنس

در اولین پلان های فیلم که ما در حال تماشای کلاویه های پیانو و دستانی که می نوازند هستیم،صدای معلم را می شنویم که به نوازندگان دستور می دهد که حرکاتشان را کنترل کنند((که این پلان ها قرینه ی پلان آخر فیلم است))

اما در طول فیلم ما شاهد اختلال در این حکمرانی معلم هستیم و کارکرد موسیقی شوبرت در فیلم نه فقط بعنوان ستایش کردن او بلکه بعنوان قانونی برای مطیع ساختن سرکش ترین و درونی ترین حالت ها و تمناهای درونی و ذاتی است و برای معلم ایده آلی غایی محسوب می شود.معلم با این روزگار غریب است و در اوج ناامیدی در کالبد رنجور و زخم خورده ی خویش روح شوبرت را می جوید.

3-حضور شوبرت در فیلم معنی دیگری نیز دارد- با توجه به آثاری که از هانکه دیده ایم و با ذهن دیوانه اش آشنا شده ایم بعید نیست- که هانکه به رندانه ترین شکل از آن استفاده کرده است و آن مسئله بیماری جنسی است!

شوبرت نیز مانند معلم پیانوی فیلم از بیماری رنج می برده است. شوبرت در دوره ای که بیشتر زندگی اش را در وین سپری می کرد و بدلیل بی پولی و بی کاری بیشتر در خانه دوستانش زندگی می کرد به سال 1823 دچار بیماری سفلیس شد و 5 سال بعد در سن 31 سالگی بر اثر تب تیفوئید درگذشت.

نویسنده: محمد جواد صابری
این مطلب را هم بخوانید:   بَدمَن های دوست داشتنی (نگاهی به فیلم "متری شیش و نیم")

نظرتان را با ما در میان بگذارید




کانال تلگرامی ما رو از دست ندید!