آموزش زبان انگلیسی آنلاین فرالن

مروری بر رمان مرز سایه اثر جوزف کنراد

IMG 20181117 181738 - مروری بر رمان مرز سایه اثر جوزف کنراد

مرز سایه از برجسته‌ترین آثار جوزف کنراد، نویسنده نام آشنای انگلیسی زبان است. کنراد، که خود از اواسط دهه‌ی 1870 وارد عرصه‌ی کشتیرانی و دریانوردی  شد و مدتی از عمر خود را در پهنه‌ی دریاها سپری کرد، در این رمان کوتاه، با دستمایه قرار دادن برهه‌ای از زندگی خود، داستان کشتیران جوانی را روایت می کند که یک روز، بدون هیچ دلیل مشخصی، تصمیم به رها کردن کار خود می‌گیرد. در همین حین، پیشنهادی مبنی بر قبول فرماندهی یک کشتی بریتانیایی به او می رسد. مقامی که برای جوانی با سن و سال و تجربه‌ی اندک او، دور از ذهن می‌نماید. قهرمان داستان که جوانی جسور و جاه طلب است، پیشنهاد را پذیرفته و به عنوان ناخدای جدید کشتی، رهسپار دریا می‌شود. بیشتر صفحات کتاب، شرح چگونگی هدایت کشتی توسط ناخدای جوانی است که اولین تجربه‌ی خود به عنوان فرمانده‌ی کشتی را از سر می‌گذراند.

کتاب با این جمله آغاز می‌شود: “فقط جوان‌ها چنین لحظاتی دارند”. و مقصود از “چنین لحظاتی”، حالت سستی و رخوت و ملالی است که شخصیت اصلی داستان کنراد، در ابتدای رمان با آن دست به گریبان است. در ادامه، ما با تصمیم قهرمان داستان مبنی بر رها کردن شغل خود بر روی عرشه‌ی کشتی مواجه می‌شویم. این تصمیم ناگهانی به ظاهر بدون دلیل خاصی گرفته می‌شود. “این داستان ازدواج نیست. مسئله در مورد من تا این حد بد و ناگوار نبود. اقدام من، با این‌که نسنجیده بود، بیشتر به ماهیت یک طلاق نزدیک بود_تقریباً ترک کردن. بدون هیچ دلیلی که آدم عاقل بتواند دست رویش بگذارد، کارم را رها کردم. کشتی‌ای را ترک کردم که بدترین چیزی که درباره‌اش می‌شد گفت این بود که یک کشتی بخار بود…”. پس از این، ناگهان به طرزی معجزه آسا، پیشنهاد هدایت کشتی بریتانیایی‌ای که ناخدایش در بانکوک مرده، به او می رسد. بعد از این است که آزمون ناخدای جوان آغاز می‌شود. آزمونی که به منزله‌ی گذر از مرز سایه‌ای است که میان جوانی و خامی و شور و میانسالی و تجربه و بزرگ‌منشی وجود دارد.

IMG 20181117 181739 - مروری بر رمان مرز سایه اثر جوزف کنراد

در دل دریا اتفاقات ناگواری در انتظار ناخدا و سرنشینان کشتی اوست. از بادهای نابه‌هنگام و تلاطم آب‌ها گرفته، تا بیماری واگیردار و خطر مرگ. اما ناخدای جوان، برای اثبات خود و رسیدن به جایگاهی که به زعم خود برای آن خلق شده است، چاره‌ای جز فائق آمدن بر این خطرات و مشکلات ندارد. پس از این است که او با گذر از مرز سایه، به روشنایی می‌رسد.

مرز سایه رمان کم شخصیتی است و نسبت به سایر آثار نویسنده، خط داستانی ساده‌تری دارد. به نوعی می‌توان این اثر را درون‌گرایانه‌ترین رمان کنراد خواند. آن‌چه در این رمان بارز و جذاب است، ماجرایی مهیب و عجیب نیست؛ بلکه انتظار برای وقوع ماجراست. در دل این انتظار و آرامشِ به وهم آلوده است که قهرمان داستان دنیای درون خود را کشف می‌کند.

تمام عناصر داستان _ از شخصیت های به ظاهر عجیبی چون آقای برنز (دستیار اول ناخدا) و رنسم (از خدمه‌ی کشتی) گرفته تا مکان وقوع داستان (پهنه‌ی دریا) _ همگی در خدمت خلق اتمسفری سیاه و وهم‌انگیز به کار گرفته شده‌اند و این فضاسازی، به طرزی هنرمندانه و با بهره‌گیری از عناصری چون تاریکی و سحرانگیزی، محیط دریا و حس و حال شخصیت‌ها را به خوبی به خواننده انتقال می‌دهند. حتی نثر داستان نیز با فضای حاکم بر اثر قرابت داشته و درهمان راستا گام بر می‌دارد. مرز سایه رمانی خواندنی است که مضمون خود را در قالب داستانی جذاب و باورپذیر می‌رساند. رمانی که مثل هر اثر هنری بزرگ دیگری، درگیر مضمون‌سازی نیست و درونمایه‌ی خود را با فرمِ خاص روایی خود خلق می‌کند. مرز سایه را “سهیل سمّی” به فارسی برگردانده، و نشر ققنوس به چاپ رسانده است.

امیرحسین قریشی

مجله رادیکال
حتما عضو کانال تلگرام و صفحه اینستاگرام سینما مدرن باشید! ما در تلگرام و اینستاگرام مطالب متفاوت تری داریم که در سایت نیست!
اینستاگرام ما تلگرام ما
//