CineModern Telegram
زندگی یک دروغ بامزه است! (نگاهی به فیلم Underground اثر امیر کاستاریکا)
امتیاز 5 از 1 رای

زندگی یک دروغ بامزه است! (نگاهی به فیلم Underground اثر امیر کاستاریکا)

آنچه که “زیرزمین” کاستاریکا (کوستوریتسا) را برای من تبدیل به شاهکاری عظیم و تجربه ای منحصر به فرد در خلال آثار سینمایی میکند ، به سخره گرفتن تمام قرارداد های جدی بشریت است. طنزی که امیر کاستاریکا در آثارش به کار میگیرد ، به طرز مرموزی نوین است. به این شکل که ممکن است در پس خنده های مخاطب ، بغضی یا اخمی نیز نهفته باشد ، به سان زمانی که شهر بمباران میشود و خانه ها در حال ویرانی است و “مارکو” همچنان به خودارضایی مشغول است و “سرینی” دست از خوردن صبحانه نمیکشد. میزانسن ها تماما اغراق آمیزند و دائما یادآور آن است که شما در حال تماشای یک “فیلم” هستید ، نه بیشتر. این فاصله گذاری بین مخاطب و اثر ، نه تنها موجب حس زدایی نشده بلکه ایجاد ارتباطی درست (نه لزوما رئالیستی) بین مخاطب و جهان فیلم را سبب میشود. دوربینی که در تلاطم ، به شخصیت ها دور و نزدیک میشود و شخصیت ها مشغول آواز خواندن و نوشیدن و پایکوبی اند. رنگ ها به شکل دیوانه واری شاد ، و دکور حاکم بر لوکیشن ، به شکل زیرکانه ای سرخوش گونه است. این حجم از “زیبایی” در فیلمی که عملا یادآور سینمای نئورئالیسم و پس از جنگ ایتالیاست ، پارادوکسی جذاب که حامل نگاه و ایدئولوژی فیلمساز است را آشکار میکند. اما در کنار تمام این افراطی گری ها و جسارت پروری ها ، ایده داستانی فیلم است که آنرا به جایگاه قابل توجهی میرساند. “زیرزمین” ، قصه آدم هایی است که از سر ناچاری و حفظ امنیت جان خود و خانواده شان ، در زیرزمینی در یک خانه ، مشغول تولید اسلحه برای رزمندگان در جنگ اند. تنها رابط میان آنها با جهان بیرون نیز شخصی سودجو به نام “مارکو” ست که اسلحه های تولیدی این زیرزمین را به نظامیان میرساند. اما ماجرا از آنجا آغاز میشود که جنگ تمام شده و مارکو این خبر را به زیرزمینی ها نمیدهد. آنها همچنان به ساخت اسلحه مشغول اند و مارکو همچنان اسلحه هارا تحویل میگیرد و با قاچاق اسلحه پول به جیب میزند. اینجاست که زیرزمین ، نمودی همگانی پیدا میکند از آنچه ما و جغرافیایمان واقعا هستیم. اینکه در فیلم ، بیست سال است که جنگ تمام شده و مردم در زیرزمین از این موضوع بی خبرند ، به شکل کنایه آمیزی دردآور است. دردآور تر آن است که پس از این بیست سال ، متوجه این موضوع میشوند که دیگر یوگسلاوی وجود خارجی ندارد و از قضا آلمانها تبدیل به قطب صنعتی/اقتصادی جهان نیز شده اند. به همین دلیل است که خبر شکست آنها را باور نمیکنند. شاید بشر امروزی نیز در زیرزمین خاک خورده باورهایش ، مشغول بردگی های خاص خودش باشد که گاهی با صدای ساختگی هواپیما های جنگی ، درون لاک خودش پناه بگیرد. زندگی یک دروغ بامزه است. این جمله ، شبیه ترین مدیوم نوشتاری به تمام دو ساعت و پنجاه دقیقه ای است که کاستاریکا به هنرمندی تمام تصویرش کرده. همانقدر “دروغ” و همانقدر “بامزه”. شمایل درستی از زندگی انسانی. این باور ایدئولوژیک زمانی شدت میگیرد که در پایان فیلم و پس از کشته شدن تمامی کاراکتر ها ، حقیقت در زندگیِ پس از مرگ آنها جریان میابد. زمانی که در دنیای فانتزی کاستاریکا ، همه شخصیت ها روی تکه ای کوچک از یک جزیره در میان اقیانوسی بزرگ ، دوباره به رقص و خوردن و نوشیدن مشغول میشوند و حین به آغوش کشیدن یکدیگر ، با حالتی شعرگونه ، به ستایش از وطن گمشده ی خویش ، یوگسلاوی ، میپردازند.

این مطلب را هم بخوانید:   آشنایی با دنیای وسترن، از کلاسیک تا اسپاگتی

نویسنده: ایمان رضایی

زندگی یک دروغ بامزه است! (نگاهی به فیلم Underground اثر امیر کاستاریکا)
امتیاز 5 از 1 رای

نظرتان را با ما در میان بگذارید