آموزش زبان انگلیسی آنلاین فرالن

ده فیلم برتر سال 2014 به انتخاب جِیمز بِراردینِلی + تصاویر

هر سال را به همین شیوه آغاز می کنیم،با سال گذشته با یک بوسه و یک ترانه خداحافظی می کنیم و در دل برای دوازده ماه پیش رو بهترین ها را آرزو می کنیم.حول و هوش هشتاد تا نود بازی این کار را تکرار می کنیم و بعد در جعبه ای در زیر زمین جا خوش می کنیم.بعضی سال ها به آرزوهایمان می رسیم و در بسیاری دیگر نه.سی صد و شصت و پنج روز طول می کشد تا بفهمیم با چه سالی طرف هستیم.در دنیای فیلم ها هم عوامل مختلفی در تعیین سالی موفق موثر هستند.استودیوها ماشین حساب ها را بیرون می آورند و سود سالانه شان را حساب می کنند.سینما روهای معمولی میزان هیجانی که از دیدن فیلم ها تجربه کرده اند را سبک سنگین می کنند.منتقدها هم اغلب فهرست ده فیلم برتر خود را منتشر می کنند و سعی می کنند از این طریق یک ارزیابی کلی از آن سال ارائه دهند.

اگر 2014 را بر اساس عمل کرد گیشه ها نگاه کنیم،با سالی فاجعه بار طرف هستیم.وقتی آخرین بلیط در ساعت یازده و پنجاه و نُه دقیقه روز آخر امسال فروخته شود،مسئولان استودیوهای هالیوود باید دنبال نوشیدنی های قوی باشند.فیلم های پر خرج تابستانی امسال رونق سال های گذشته را نداشتند و هیچ فیلمی نتوانست پا را از فروش داخلی سی صد و پنجاه و پنج میلیون دلاری فراتر بگذارد و تنها دو فیلم بیش از دویست و شصت میلیون دلار فروختند.سال پیش چهار فیلم بیش از سی صد و پنجاه و پنج میلیون دلار فروختند (سه تای آن ها بیش از چهار صد میلیون) و هفت فیلم هم فروشی بیش از دویست و شصت میلیون دلار داشتند.سال 2012 هم وضعیتی مشابه 2013 داشت.در حقیقت برای یافتن سالی مشابه 2014 باید تا 2001 عقب برویم.اگر تورم را هم وارد محاسبات کنیم،باید به سال 1987 و 1988 برگردیم،زمانی که تمام صنعت سینما وضعیتی متفاوت داشت.(تعداد سالن ها کم تر بود،سالن های دسته جمعی کوچک تر بودند و پسران نوجوان بر سینماها حکم رانی می کردند.) گیشه تمام واقعیت های سال را بیان نمی کند اما دید کلی عموم نسبت به فیلم های سال را نشان می دهد:بد،ضعیف و کم زرق و برق.

برای دومین سال پیاپی،هیچ دنباله ای راه خود را به فهرست من باز نکرد.(البته دو تا جزو فیلم های قابل ذکر هستند.) یکی دوتا فیلم از 2013 هم هستند که امسال در سینماهای آمریکا اکران شدند.در میان فیلم هایی که اکرانشان به 2015 کشیده شده هم یکی دو عنوان قابل ذکر همانند “Selma/سِلما” و “Still Alice/هنوز اَلیس” در ذهن دارم.هر دو این فیلم ها را در ژانویه بررسی می کنم و در کنار عناوینی چون “Taken 3/ربوده شده 3” و “Paul Blart:Mall Cop 2/پال بِلارت:پلیس فروشگاه 2” برای قرار گرفتن در لیست برترین های 2015 رقابت خود را شروع خواهند کرد.

نکته جالب 2014 این بود که این سال مانند سال های دیگر در اواخر خود شاهد ازدحام فیلم های خوب نبود،بلکه تصادفاً یا طبق برنامه ریزی،فیلم های خوب در سراسر دوازده ماه آن پخش بودند.(البته با احتساب تاریخ های اکران دو فیلم جا مانده از سال قبل.) از یک جهت این بدان معنی است که سراسر سال فیلم های خوبی برای تماشا وجود داشتند و از طرف دیگر با نوامبر و دسامبر خلوتی طرف بودیم.در حقیقت تنها دو فیلم اکران دسامبر راه خود را به فهرست من باز کردند،در ضمن می توان گفت هیچ یک از این عناوین واقعا دسامبری نبودند.

عناوین قابل ذکر،پنج فیلم که به فهرست نهایی نرسیدند اما دیدن آن ها توصیه می شود (ترتیب بر اساس حروف الفبای انگلیسی است.):
1-“Dawn Of The Planet Of The Apes/طلوع سیاره میمون ها”
2-“The Hobbit:The Battle Of The Five Armies/هابیت:نبرد پنج لشکر”
3-“The Lego Movie/فیلم لگویی”
4-“Locke/لاک”

5-“X-Men:Days Of Future Past/مردان اِکس:روزهای گذشته آینده”


The2014Top10JamesBerardinelliFury - ده فیلم برتر سال 2014 به انتخاب جِیمز بِراردینِلی + تصاویر10-“Fury/خشم”:این فیلم ترکیبی کامل از واقع نمایی جنگ جهانی دوم،قهرمانانه های هالیوودی و شجاعت موجود در فیلمی هم چون “Saving Private Ryan/نجات سرباز رایِن” است.به طور خلاصه می توان این را یک فیلم جنگی تمام عیار دانست که توقعات بینندگان را به خوبی بر آورده می کند:نبردهای میخ کوب کننده،شخصیتی حماسی (بِرَد پِت در نقشی که متاسفانه احتمال توجه به آن در اسکار کم است.) و پایانی که به شعور بینندگان احترام می گذارد.حتما لازم نیست عاشق فیلم های جنگی باشید تا از آن لذت ببرید اما اگر مثل من طرف دار آن ها هستید،این فیلمی نیست که بخواهید تماشایش را از دست بدهید.

9-“The Wind Rises/باد بر می خیزد”:با اینکه امسال استودیو پیکسار انیمیشنی برای اکران روانه سینماها نکرد اما 2014 شاهد اکران دو انیمیشن قوی در فوریه بود.یکی از آن ها البته “The Lego Movie/فیلم لگویی” بود.دیگری ساخته زیبای هایائو میازاکی،”The Wind Rises/باد بر می خیزد” بود.(فیلمی که در واقع به 2013 تعلق دارد و به همین دلیل نمی تواند در اُسکار شرکت کند.) فیلم تا زمانی که توسط دیزنی به اکرانی گسترده برسد تنها در سالن هایی انگشت شمار روی پرده بود.این بی شک بهترین انیمیشنی است که در دوازده ماه گذشته اکران شده است و البته در رده بزرگ سالان قرار می گیرد.در این فیلم خبری از عناصر ناز و با مزه دیگر انیمیشن ها نیست،این داستانی زیبا است که توسط کارگردانی رویا پرداز باز گو می شود.کسی که خوب یا بد،پس از ساختن این فیلم از دنیای سینما خداحافظی کرده است.

The2014Top10JamesBerardinelliGoneGirl - ده فیلم برتر سال 2014 به انتخاب جِیمز بِراردینِلی + تصاویر
8-“Gone Girl/دختر از دست رفته”:به شخصه زیاد در دیدن فیلم های پیچیده مهارت ندارم،زیرا معمولاً نمی توانم حدس بزنم چه اتفاقی قرار است بیفتد.کتاب جیلیِن فِلِن را نخوانده ام به همین دلیل در زمان تماشای اقتباس دِیوید فینچِر آمادگی نداشتم.فیلم از بازی خاص رُزامِند پایک بهره می برد (بازی او دامنه عاطفی گسترده ای دارد،خصوصاً اینکه پایک دو شخصیت متفاوت را از خود بروز می دهد.) و می توان آن را یک نئو نوآر سر گرم کننده دانست که پایان راضی کننده ای هم دارد.فیلم را نمی توان یک شرکت کننده جدی در اُسکار دانست اما تماشای آن بدون شک لذت بخش است.

7-“American Sniper/تک تیرانداز آمریکایی”:بهترین فیلم کِلینت ایستوُد در ده سال اخیر و بهترین بازی بِرَدلی کوپِر تا کنون،از داستانی واقعی الهام گرفته است.اما نکته مهم این است که این یک فیلم سیاسی نیست و به درست یا غلط بودن جنگ عراق نمی پردازد.در عوض فیلم همه چیز را در حریم شخصی شخصیت اصلی نگاه داشته و ما را بر سر دو راهی های اخلاقی قرار می دهد.به شخصه اکران های محدود انتهای دسامبر را دوست ندارم اما فیلم مطمئناً با اکران گسترده در ژانویه توجه مخاطبان را به خود جلب خواهد کرد.

6-“The Imitation Game/بازی تقلید”:این هم همانند “Fury/خشم” داستانی مربوط به جنگ جهانی دوم را باز گو می کند اما بر خلاف “Fury/خشم”،در خط مقدم جبهه اتفاق نمی افتد،بلکه زمین های نبرد آن در ذهن شخصیت ها شکل می گیرند.این یک فیلم افسرده و نیش دار است که داستان زندگی یکی از قهرمانان نا شناخته جنگ،اَلن تورینگ را نقل می کند،کسی که موفق شد رمز دستگاه انیگمای آلمان ها را بشکند.جنبه مهم فیلم نمایش شرایط و اخلاقیات جامعه ای جنگ زده است که در نهایت زندگی قهرمانی که جان بسیاری از افراد جامعه را نجات داده بود به نابودی کشید.این یک درام چند لایه است که از نقش آفرینی درجه یک بِنِدیکت کامبِربَچ بهره می برد.بی خود هم نیست که فیلم برنده جایزه فیلم منتخب مخاطبان جشنواره تورِنتو شده است.البته اکران نه چندان گسترده ای که کمپانی واینسْتین برای فیلم در نظر گرفت،آن را تا حدودی از دید مخاطبان مخفی نگه داشت.

5-“Whiplash/شلاق”:نگذارید رتبه فیلم در فهرست من شما را گول بزند،من این فیلم را واقعاً دوست دارم.فیلم از نظر لذتی که تماشایش نصیب من کرد قاعدتاً باید در رتبه دو قرار بگیرد،زیرا بهترین نقش مکمل سال 2014 (جِی.کِی. سِمِنز) را در خود دارد و البته از بازی نقش اول (مایلز تِلِر) فوق العاده ای هم بهره می برد.لحظات کلیدی فیلم پر از مفاهیم دو پهلو هستند که برای درک آن ها به فکر کردن نیاز دارید.داستان فیلم زیاد واقع گرایانه نیست (بزرگ ترین شکایتی که می توان از این فیلم داشت.) اما این چیزی از ارزش های آن و صداقت شخصیت هایش کم نمی کند.این یک فیلم تریلر و درام با حال و هوای دانشگاهی است که از هر دو نظر موفق عمل کرده است.

4-“Boyhood/پسر بچگی”:این فیلم مورد علاقه من برای بردن اُسکار 2015 است.این یکی از فیلم های شاخص سال 2014 و یکی از بلند پروازانه ترین تلاش های سینمایی در سال های اخیر است.ساختن این فیلم برای ریچِرد لینک لِیتِر و هم کارانش دوازده سال زمان برده است.فیلم عناصری در خود دارد که تنها گذشت زمان می توانسته آن ها را به وجود بیاورد.این فیلمی درباره بلوغ است که نسبت به بسیاری از فیلم های این گونه روی کردی سر راست تر و ساده تر دارد و به جای تمرکز روی شرایط و اتفاقات روی شخصیت ها متمرکز شده است.این فیلم از بهترین تدوین سال بهره می برد و اگر هم برنده جایزه بهترین فیلم نشود،لا اقل باید بابت تدوین اُسکار را بگیرد.

3-“Life Itself/خودِ زندگی”:این مستندی است که به زندگی راجِر ایبِرت می پردازد.با توجه به نزدیکی من به سوژه فیلم،هم واره برای نقد کردن آن در شک بودم.اما از آن جا که چند سالی بود راجِر و دست و پنجه نرم کردن او با مرگ را ندیده بودم،حس کردم اکنون بین ما فاصله کافی وجود دارد.ایبِرت در فیلم مردی شجاع و در عین حال دارای نقص های طبیعی هر انسانی نشان داده شده است.فیلم از نمایش بی پرده زندگی او ترسی ندارد و به خصوص تماشای ماه آخر زندگی او دردناک است.البته این به معنی آن نیست که با فیلمی افسرده کننده سر و کار داریم.فیلم زندگی ایبِرت به عنوان یک خبرنگار،نویسنده،پدر،همسر،پدر بزرگ و یک انسان گرا را مورد ستایش قرار می دهد.فیلم برای دوست داران ایبِرت و حتی افرادی که دوست دارند از زندگی این شخصیت پر کار که مدام او را در تلویزیون می دیدند،سر دربیاورند،حتماً باید پای تماشای این فیلم بنشینند.

2-“Like Father,Like Son/پسر کو ندارد نشان از پدر”:فیلم اگر چه به سال 2013 تعلق دارد و به شخصه آن را در اُکتبر 2013 تماشا کردم اما تا اوایل سال 2014 در سینماهای آمریکا اکران نشده بود.این داستانی در مورد هویت،تجربه پدری و آن چه خانواده را تشکیل می دهد است که تجربه ای شدیداً عاطفی را رقم می زند.محور داستان بسیار ساده است،دو بچه در زمان تولد به صورت تصادفی در بیمارستان عوض شده اند و والدین آن ها پس از شِش سال متوجه این موضوع می شوند.حال این سوال مطرح است که آیا انس گرفتن مهم تر است یا ژنتیک.پاسخ البته سر راست نیست،آن هم در فرهنگی که ادامه نسل یک مرد امری حیاتی شمرده می شود.تصمیم کارگردان فیلم،هیروکازا کوریدا،برای دادن پایانی امید بخش به فیلم فضا را تلطیف کرده و ارزش چند بار دیدن را به فیلم بخشیده است.کسانی که تنها به دلیل نخواندن زیر نویس این فیلم را تماشا نمی کنند،خود را از لذتی بزرگ محروم کرده اند.

The2014Top10JamesBerardinelliInterstellar - ده فیلم برتر سال 2014 به انتخاب جِیمز بِراردینِلی + تصاویر
1-“Interstellar/در میان ستارگان”:ابتدا می خواستم این را با فیلم “Like Father,Like Son/پسر کو ندارد نشان از پدر” مشترکاً در جایگاه اول قرار دهم اما از تساوی متنفرم و از طرفی چون فیلم قبلی به صورت نصفه و نیمه به سال قبل تعلق دارد،”Interstellar/در میان ستارگان” را در جایگاه اول قرار دادم.البته این بدان معنا نیست که سفر فضایی کریستوفر نولان ارزش تنها ایستادن بر قله سینمای سال 2014 را ندارد،بلکه بالعکس کامل شایسته این جای گاه است.هیچ فیلم دیگری نتوانست مرا این گونه غافل گیر کند.داستان ساده است اما با شکوهی وصف نا شدنی به تصویر کشیده شده است.پیچش های داستانی به جا و به موقع هستند و فیلم بعد از پایان یافتن ساعت ها ذهن را به خود مشغول نگاه می دارد.”Interstellar/در میان ستارگان” از ابتدا تا انتها از لحاظ فکری و عاطفی بیننده را درگیر نگاه می دارد.انتقاداتی که از فیلم می شود را درک نمی کنم اما می توانم حدس بزنم بسیاری از آن ها ریشه در دعواهای قدیمی طرفداران کامیک های دی سی و ماروِل دارد.این فیلمی برای بزرگ سالان است که در گیشه هم موفق عمل کرده است.بعضی معتقد هستند عمل کرد “/Guardians Of The Galaxyنگهبانان کهکشان” در گیشه های داخلی بهتر بوده است (اگر چه در گیشه جهانی دو فیلم به هم نزدیک هستند و فکر می کنم وقتی گرد و خاک ها بخوابد،”Interstellar/در میان ستارگان” وضعیت بهتری خواهد داشت.) اما مطمئناً بیست سال دیگر همه “Interstellar/در میان ستارگان” را بهتر از “/Guardians Of The Galaxyنگهبانان کهکشان” به یاد خواهند آورد.”Interstellar/در میان ستارگان” دست آوردی دارد که کم تر فیلمی به آن دست یافته است:خلق زیبایی بصری بدون این که فرصت تفکر کردن و حس کردن از بیننده گرفته شود.
منبع: سایت نقد فارسی
نظر شما چیست؟ شما هم نظر خودتان را در مورد این فیلم در بخش نظرات بنویسید. اگر نظر و مطلب مفید و کاملی داشته باشید، امکان اضافه شدن نظر شما به محتوای این پست وجود دارد!
حتما عضو کانال تلگرام و صفحه اینستاگرام سینما مدرن باشید! ما در تلگرام و اینستاگرام مطالب متفاوت تری داریم که در سایت نیست!
اینستاگرام ما تلگرام ما
//