کانال تلگرامی ما رو از دست ندید!

بررسی و تحلیل انیمیشن کوتاه Food 1993 اثر یان شوانکمایر

آنچه که آثار کوتاه “یان شوانکمایر” را تبدیل به آثاری درخشان و ارزشمند میکند ، درواقع همان “کم گویی” و “تعمق” است. اینکه تنها در اپیزودهای چند دقیقه ای ، چنان عمیق به تحلیل گری ها و ارائه نگرش های فلسفی میپردازد که مخاطبش را با انبوه معانی در کمترین زمان ممکن روبرو میسازد و اتفاقا اکسیر جادویی خود را از آنجایی میگرد که ابدا در این “کم گویی” ، به ورطه سطحی نگری و تیتر گرایی نمی افتد. اتفاقا این حجم کوچک آثار و عمق طویلشان ، بعضا یادآور المان های سوررئال و فانتزی آثار همین فیلمساز آوانگارد است. مانند کشوی کوچکی که در “آلیس” راه ورودی جهان خیالی عظیم فیلم بود. یا مانند آناتومی آدم ها در انیمیشن “غذا” که درونشان آسانسورهای بسیار بزرگی تعبیه میشد. این ایده ی “قرار دادن چشم اندازهای عظیم در ابژه های کوچک” یکی از معدود امضاهای مربوط به آثار شوانکمایر است.

اما در این یادداشت ، مشخصا به یکی از ویژه ترین آثار شوانکمایر و شاید بهتریشنان رجوع خواهیم کرد. اثری کوتاه (حدودا هفده دقیقه ای) به نام غذا (Food).

این انیمیشن شامل 3 بخش اصلی است که به هرکدام جداگانه خواهیم پرداخت اما نکته ی اساسی که در مورد کلیت آن موجود است ، تمثیلی بودن آن است. درواقع شوانکمایر با دستمایه قرار دادن غذا و عمل “غذا خوردن” ، به تصویر کردن مسائل بزرگتر انسانی پرداخته. مخصوصا اینکه اصولا نیاز انسان به غذا و احساس گرسنگی او و همچنین وابستگی او به شکم ، یکی از منزجر کننده ترین و شاید حیوانی ترین حالات انسانی است که عصای دست شوانکمایر در این اثر شده است. حال اینکه هر وعده و هر کنش پیوسته به کدام معانی است را بررسی خواهیم کرد :

این مطلب را هم بخوانید:   دانلود مجله رادیکال شماره چهارم

1- صبحانه

در بخش نخست با فضایی تقریبا اداری مواجهیم. ساختاری زنجیره ای از آدم ها که با لباس هایی نسبتا رسمی ، روبروی یکدیگر قرار میگیرند و تبدیل به “غذاساز” هم میشوند. ساختار زنجیره ای به این صورت است که هرکس غذای خود را طبق دستورالعمل هایی ، از درون طرف مقابلش دریافت میکند و پس از خوردن غذا خودش نیز تبدیل به یک دستگاه غذاساز میشود تا نفر بعدی از آن استفاده کند. آنچه که در سطوح زیرین این بخش از انیمیشن مشهود است ، نوعی انتقاد از مصرف گرایی انسان هاست ، و نه مصرف انسان از پیرامون خود که مصرف از خود انسان. “صبحانه” به یک فضای کاری/اداری لینک میشود که کارکنان متفاوت آن ، برای شروع روز خود ، از همکار دیگرشان مصرف غذایی میکنند. کنش ها نیز با خشونت همراه است ، بیرون کشیدن زبان ، ضربه محکم به سر ، لگد به پا ، در واقع مواجهه ی دو فرد با خشونت که صرفا برای دریافت یک سینی غذای مختصر شکل میگیرد ، انزجاری از جنس روابط کاری/اداری انسان هارا یادآور میشود که به شکل کنایه آمیزی نیز به زندان تشبیه شده. آنگاه که هر فرد پس از زد و خورد ها و صرف غذا ، با قلم ، روی دیوار روزشمارش را تکمیل میکند.

2- ناهار

در بخش دوم ، گویی با مناسبات قدرت سر و کار داریم. میزی در یک رستوران که یک طرف آن فردی موجه با کراوات و کت شلوار نشسته و مقابلش فردی با سر و رویی نسبتا آلوده که نشانگر اختلاف طبقاتی او با دیگری است. ماجرا اما زمانی آغاز میشود که گارسون رستوران بی توجه به هر دوی آنها ، از یک طرف به یک طرف دیگر میرود و سفارش غذا از این دو نمیگیرد. دو فردی که سر میز نشسته اند ، رفته رفته به خوردن هر آنچه پیرامونشان وجود دارد مشغول میشوند. از گل های درون گلدان که روی میز قرار دارد شروع شده و تا لباس ها و کفش ها و حتی میز رستوران پیش میرود. آنچه که بین این دو اتفاق می افتد ، محو شدن تفاوت های رفتاری و ظاهری آنهاست که حاصل گرسنگی است. مردی که بورژوا به نظر میرسد ، حتی کفش هایش را با کارد و چنگال خورد میکند و آهسته میخورد اما نماینده پرولتاریا ، کفش هارا به طور کامل میبلعد. این تمایزهای رفتاری زمانی به صفر میرسد که هر دو لباس هایشان را خورده اند و مشخصا لخت مادرزاد اند. اما نگاه انتقادی/اجتماعی فیلمساز آنجا آشکار میشود که مرد بورژوا با همان کارد و چنگال آنتیکش ، حالا سراغ فرد فقیر میرود و خیال خوردن او را دارد. به طرز کنایه آمیزی ، دو انسان که حالا دیگر نه کراواتی برایشان مانده ، نه کت و نه شلواری ، به فکر خوردن یکدیگر افتاده اند …

این مطلب را هم بخوانید:   زندگی یک دروغ بامزه است! (نگاهی به فیلم Underground اثر امیر کاستاریکا)

3- شام

در بخش نهایی ، نگرش اثر از  رابطه بین انسان و جامعه فاصله گرفته و به رابطه شخصی انسان با خود میپردازد. در بخش پایانی ، هر فرد در خانه خودش ، پشت میز خودش نشسته و انواع خوراکی های مجلل روی میز چیده شده است. نکته جالب توجه این بخش ، پردازش شخصیت های فرد با توجه به استایل و لباسی است که برایشان انتخاب شده و ارتباطی که شخصیت ها با غذایی که میخورند دارند. مردی که با کت شلوار و با ابهت و قدرت خاصی پشت میز نشسته ، دست خود را میخورد. زنی که به زیبایی های فردی خود اهمیت فراوانی میدهد ، مشغول خوردن سینه های خود است ، ورزشکاری که لباس دو بر تن دارد ، پای خود را درون بشقاب دارد و از همه جالب تر ، مرد چاق افسرده ای که سیگار میشکد و لخت به تصویر کشیده میشود ، آلت خود را برای شام انتخاب کرده است.

“غذا” محصول 1993 ، قطعا از شگفت انگیز ترین آثاری است که در عرصه انیمیشن های مفهومی ساخته شده. آینه ای تمام قد در مقابل تمامی انسان ها ، از نیازها و کمبودها و خوی غیر انسانیشان. قالب گروتسک افراطی ای که شوانکمایر برای چنین اثری برگزیده ، شاید تنها قالبی است که بتوان به کار گرفت تا تمام کثافت موجود در لایه های زیرینِ زندگی های مجلل را به تصویر کشید. زرق و برق هایی که روی انبوه سیاهی ها خودنمایی میکنند و شوانکمایری که با کنار زدن زرق و برق ها ، همان سیاهی ها را یادآوری میکند…

این مطلب را هم بخوانید:   نگاهی به "جوان روسی" ، بهترین فیلم از نگاه داوران جشنواره جهانی فجر

نویسنده: ایمان رضایی

نظرتان را با ما در میان بگذارید