آموزش زبان انگلیسی آنلاین فرالن

اقتباس یا سینما به مثابه چکیده (آندره بازن، 1948)

بازن در این مقاله اشاره میکند که اقتباس های سینمایی را باید در چهارچوب بازارگرایی در نظر بگیریم. برای آن که حرفش را به کرسی بنشاند به هشت امر اساسی اشاره میکند. (اینجا چکیده به معنای مختصر، خلاصه یا نسخه فشرده شده و موجز است)

cinema - اقتباس یا سینما به مثابه چکیده (آندره بازن، 1948)

1. توجیه زیبایی شناسانه

بازن اشاره میکند که نویسندگان منتقدان و فیلمسازان «توجیه زیبایی شناسانه برای اقتباس رمان های ادبی و تبدیل آن ها به فیلم های سینمایی را به چالش کشیده اند»

با این حال وقتی تهیه کنندگان [در مذاکرات خود با هنرمندان] به تملق و چاپلوسی رو می آورند، فقط معدودی از آن ها هستند که حاضر نمی شوند حق اقتباس سینمایی کتاب شان را بفروشند، یا کتاب های دیگران را اقتباس کنند، یا اقتباسی را کارگردانی کنند. اگر هنرمندان و فیلمسازان دست اندرکار مشتاق اقتباس اند، چرا باید مساله ای پیش بیاید؟ اگر چه ممکن است منتقدان در برابر اثر به دست آمده موضعی منفی بگیرند، اما بحث نظری در این باره موجه جلوه نمی کند.

2. وفاداری

بازن نشان میدهد که چگونه وفاداری به متن اصلی می تواند قاتل خلاقیت باشد. سرسختانی که به شدت علیه اقتباس موضع میگیرند لازم است بپذیزند که خلق اثر اقتباسی «با وفاداری کافی به روح اثر اصلی» شدنی است «و همین به ما امکان می دهد برای فیلم قتباسی ارزشی هم تراز کتاب قائل شویم». موفقیت اثر اقتباسی را نباید بر اساس میزان وفاداری بسنجیم : این کار، مداخله ی هنری را دشوار میکند و فرایندی مکانیکی تر برای خلق معادل سینمایی سبک و حال و هوای کتاب اصلی پیشنهاد میدهد.

3. جایگاه فیلم ساز

بازن عمیقا شیفته ی ایده ی یک مولف تنها برای هر متن بود و آثارش منبعی بنیادین و اساسی اند برای ظهور «تئوری مولف». بازن اعتقاد دارد که اگر سازنده ی فیلم اقتباسی را صاحب جایگاه هنری هم تراز با مولف اصلی کتاب بدانیم، لاجرم برای فیلم اقتباسی هم باید جایگاهی مشابه یا حتی والاتر از کتاب اصلی قائل باشیم و بحث های سلسله مراتبی تقدم و تاخر باید از میان برداشته شود.

4. فواید برای کتاب ها

در مورد رمان های کلاسیک، فیلم های اقتباسی می توانند راه آسانی برای آشنایی با آثار دشوار کلاسیک باشند و خوانندگان را ترغیب کنند کتابی را دست بگیرند که پیش از آن علاقه ای به خواندنش نداشتند. فایده دیگر فیلم اقتباسی برای کتاب اصلی، افزایش فروش کتاب پش از اکران فیلم است.

5. حق مولف

بازن می گوید که بیش از هر چیز، علاقه دارد «به این امر امروزی که منتقدان بیش از هر کس دیگر در ترویجش مسئول بوده اند: این که کسی حق ندارد به اثر هنری دست بزند». بازن سابقه ی این بحث را به سده های هجدهم و نوزدهم می کشاند تا نشان بدهد جایگاه ادبیات به عنوان یک قالب هنری محترم در سده ی نوزدهم تثبیت شد. او یادآوری می کند که این تصورات امروزی، متکی اند به «برداشت های فردگرایانه ی جدید از دو مفهوم “مولف” و “اثر” که تا اواخر سده ی هجدهم_ که مقررات حفظ حقوق مولف قانونا تعریف و تثبیت شدند_ وجود نداشتند.

نقض حقوق مولف در آن ایام به ندرت مورد اشاره قرار می گرفت. چون «اثر هنری به خودی خود اثر هنری در نظر گرفته نمی شد و مهم ترین معیارها در واقع محتوای آثار و تاثیر پیام مندرج در آن ها بود». این بت سازی از مولف، او را به مقامی والاتر از اثر ارتقا می دهد که به زعم بازن، تا حدی مسبب موقیعت والای رمان در حال اضر است.

6. شخصیت ها 

در نظر بازن یکی از مهم ترین جنبه های اقتباس، شخصیت ها هستند. سینما از داستان هایی وام میگیرد که به دقت ساخته و پرداخته شده اند و «شخصیت ها به خوبی شکل گرفته، چند وجهی، یا پرورش یافته اند» حضور دارند. به عقیده ی او این امتیازها ثمره ی بیش از بیست سده حصور فرهنگ ادبی است. حال آن که سینما [در زمان نگارش این مقاله] کم تر از نیم سده سابقه دارد. سینما شخصیت های خود را از جای دیگر میگیرد و جا می اندازد و به آن ها جان می بخشد. شخصیت ها، بسته به میزان استعداد و مهارت فیلمنامه نویس و فیلم ساز، تا آن جا که ممکن است در چارجوب زیبایی شناسانه ی جدید آن ها جا می افتند. اگر این جا افتادن اتفاق نیفتد، طبعا با فیلم های میان مایه ای رو به رو خواهیم بود که سزاوار تقبیح اند.

از آن جا که فیلم سازان سال های کمتری برای گسترش و  رشد مهارت هایشان در اختیار داشته اند، احتمال وجود شخصیت های ضعیف و نه چندان پرداخت شده نیز هست.

7. حقوق نویسنده 

بازن معتقد است اگر رمان نویس از اثر اقتباسی تولید شده رضایت ندارد، بجا و مناسب است که بخواهد از اثرش دفاع کند، اما «او اثر خود را فروخته و در نتیجه مرتکب خودفروشی شده و همین امر بسیاری از حقوق و امتیازها را از او سلب می کند». به این ترتیب، بازن گرچه از حقوق نویسندگان دفاع می کند، در عین حال با شکایت هایشان همدلی چندانی نشان نمی دهد.

8. ساده سازی بیش از حد 

بازن توجه داشت که اقتباس های سینمایی در آینده بیش از حد ساده خواهند شد تا به مخاطبان بیش تری دست پیدا کنند و همین اولین معیار سنجش ارزش فرهنگی آن آثار خواهد شد. او اعتقاد داشت اگر فیلمی که بر اساس رمانی ساخته شده اثر موفقی از کار در آید، تا سال ها پس از اکرانش منتقدان «دیگر با رمان مجزایی مواجه نیستند که بر اساسش نمایش یا فیلمی ساخته شده. در عوض با اثری واحد رو به رو خواهند شد که در سه قالب هنری مختلف ارائه شده و در واقع یک هرم هنری با سه وجه برابر است که همگی در نظر منتقد ارزشی یکسان دارند . این امر، پایان نقد مبتنی بر تقدم و تاخر را رقم خواهد زد. چون نسخه های جدید اقتباسی در واقع از متن اصلی فراتر خواهند رفت.

خلاصه به نظر می رسد بازن هوادار اقتباس است و به آن ارج می نهد. او نه به فیلمسازان، بلکه به منتقدان و دانشگاهیان به خاطر رویکرد های نخبه گرایانه شان ایراد میگیرد.

منبع: کتاب درک تئوری فیلم (کریستین اترینگتون رایت و روث داوتی)
ترجمه رحیم قاسمیان
حتما عضو کانال تلگرام و صفحه اینستاگرام سینما مدرن باشید! ما در تلگرام و اینستاگرام مطالب متفاوت تری داریم که در سایت نیست!
اینستاگرام ما تلگرام ما
//